
زهرا چیذری - سرمایههای عظیم انسانی و گنجهای بیبدیلی که بیشتر وقتها وجودشان نادیده گرفته میشود. فهیمه سعیدی یکی از این جوانهاست. معمار جوانی که طرحهای زیادی را در سر میپروراند و میخواهد آنگونه زندگی کند که میتواند، نه آنطور که شرایط برایش ایجاب کرده است. او توانسته در رشته تحصیلیاش خوش بدرخشد و اختراعاتی را به ثبت برساند؛ بست فشاری دیواری که منجر به جلوگیری از سوراخ شدن پیدرپی دیوارها میشود و میز چند کاره اختراعات ثبت شده فهیمه است و طرح جدید او در سبک معماری تز پایان نامه تحصیلیاش است که سبکی جدید در معماری را معرفی میکند اما ثبت نشده چون به گفته او جایی برای ثبت چنین طرحی وجود ندارد. با هم تلاشها، مشکلات و انتظارات این نخبه جوان را مرور میکنیم.رشته معماری یکی از رشتههای پرهزینه است و طبیعتاً جوانان خانوادههای مرفه بیشتر به سراغ چنین رشتهای میروند؛ شما هم جزو این جوانان پولدار هستی؟نه، اتفاقاً من از خانواده متوسطی هستم و به همین خاطر پس از دیپلم برای تأمین مخارج تحصیلم مجبور بودم کار کنم. اولین بار در یک شرکت به عنوان منشی مشغول به کار شدم. پیدا کردن کار در شرایط امروز جامعه ما بدون داشتن پارتی و پشتوانه بسیار سخت است.من 4 سال کار کردم تا سرمایهای را برای ادامه تحصیل جمعآوری کنم و بعد با این پول توانستم به دانشگاه بروم. البته پس از قبولی در دانشگاه نیز به دنبال کار بودم تا بتوانم هزینه تحصیلم را تأمین کنم.پس با این شرایط بلافاصله وارد دانشگاه نشدی؛ مدتی هم پشت کنکوری بودی؟البته من همان سال اول در دانشگاه شهرستان قبول شدم، ولی چون نمیتوانستم از خانوادهام جدا زندگی کنم منتظر ماندم تا در تهران قبول شوم. چه انگیزههایی باعث شدتا به دنبال اختراعکردن بروی؟من در حین تحصیل چند جا مشغول به کار شدم که با وجود استفاده از استعداد من حق و حقوقم را پرداخت نمیکردند و همین امر سبب شد تا برای کسب درآمد از این شرکتها بیرون آمدم و سعی کنم به عنوان معمار یا دکوراتور داخلی برای خودم کارکنم. اما در این مورد نیز چندان موفق نبودم. اگر چه از طرف اقوام و آشنایان به من مراجعه میشد اما این مراجعات بیشتر برای من تجربه کاری به حساب میآمد و پشتوانه مالی محسوب نمیشد، این بود که تصمیم گرفتم مطالعاتم را گستردهتر کرده و اختراعاتی داشته باشم. شاید از این طریق به نتیجه برسم.اختراعاتت چه چیزهایی بود و چطور شد که این اختراعات به ذهنت رسید؟اولین اختراعم یک میز چند کاره بود که قبل از ثبت کردنش با چند سرمایهگذار صحبت کردم که اولین آنها فردی از اقوام من بود. او به من گفت: «شما چند کاتالوگ را ورق بزن. متوجه میشوی که ایران نمیتواند طرحی را بیرون بدهد». دیگران نیز همین حرف را به من زدند و باورم نکردند. اختراع دیگرم بست فشاری دیواری بود. ایده این اختراع از دعواهای همیشگی میان مستأجران و مالکان برای سوراخ شدن دیوارها به ذهنم رسید. این اختراع از سوراخ شدن پیدرپی دیوار جلوگیری میکند.یکی دیگر از طرحهای شما، طرح سبک جدید معماری است. سبک معماری یعنی چه، چگونه این ایده را طراحی کردی؟این طرح تز پایان نامهام است. من از پاییز سال 87 کار روی پایاننامهام را آغاز کردم. پایان نامه من در مورد معماری شیرخوارگاه آمنه بود. در طول تحصیل علاقه داشتم تا با صدا و سیما همکاری داشته باشم. به همین خاطر برخی از طرحهایم را برای آنها فرستادم و در رفت و آمدهایی که به سازمان صدا و سیما داشتم از مقابل شیرخوارگاه آمنه رد میشدم. ساختمان شیرخوارگاه مربوط به دوران پهلوی است و از آن به بعد هیچگونه بازسازی روی آن صورت نگرفته است. میلههای بلند دورتا دور محوطه شیرخوارگاه بیشتر فضای یک زندان را در ذهن تداعی میکند تا فضایی متناسب با کودکان. بنابراین تصمیم گرفتم روی طرح معماری شیرخوارگاه آمنه کار کنم. طرح سبک معماری پیشنهادی من الهام گرفته از موجودات زنده در طبیعت است. زیرا در جامعه امروز روح آشفته و پریشان انسانها را تنها ارتباط با طبیعت میتواند آرام کند.طرح جالبی است؛ حتماً از طرح شما خیلی استقبال شد؟نه تنها استقبال نشد بلکه تمام اساتیدم، مرا تکذیب کردند و گفتند این کار شما نیست و درحد دکتری است. مگر میشود سبکی جدید را ارائه کرد و درنهایت به من نمره 18 دادند.چرا سبک جدیدی را برای معماری ارائه دادید؛ مگر سبکهایی که درحال حاضر وجود دارد چه اشکالی دارند؟درحال حاضر معماری ما نه سبک مدرن و پستمدرن دارد و نه سبک سنتی و نه حتی تلفیقی از این دو. در واقع ما هیچ سبک مشخصی نداریم و تنها یک کپیبرداری غلط را انجام میدهیم. ما در خیلی چیزها از جمله معماری غربزده شدهایم.از سوی دیگر از زمانی که سبکهای مدرن و پستمدرن ارائه شده هیچ سبک جدیدی در معماری نداشتهایم و من میخواهم این سبک جدید را ارائه دهم.قضاوت در رابطه با سبک معماری نوینی که شما دربارهاش صحبت میکنید را میگذاریم بهعهده اساتید این حوزه؛ در رابطه با هزینهها و مراحل ثبت اختراعاتت برایمان بگو؟من برای ثبت اختراعاتم هزینهای پرداخت نکردم؛ تنها بعد از ثبت سالی 10هزار تومان بهعنوان حق حفاظت از اختراع باید پرداخت کنیم اما مراحلی سخت و طولانی را باید طی کرد و از طرفی به نظر میرسد کارشناسان اداره ثبت اختراعات چندان دلسوزانه و کارشناسانه عمل نمیکنند. مثلاً بدون بررسی طرح بست فشاری من میگفتند شما بروید اداره مسکن و شهرسازی، اگر آنها اختراع شما را تأیید کنند ما هم تأیید میکنیم.بعد از آنکه اختراع شما ثبت شد، برای تولید انبوه آن تسهیلاتی در اختیارت قرار نگرفت؟با شرایط بسیار سخت یک وام سه میلیون تومانی به ما میدهند که برای بازپرداختش چندین درصد سود در نظر میگیرند و با این میزان وام هم نمیشود کاری کرد.بزرگترین مشکلات و چالشهایی که بهعنوان یک جوان نخبه با آن روبهرو هستی، چیست؟نبود امکانات و حمایتهای مالی در کشورمان مهمترین مشکل جوانان است. ما در کشورمان جوانان بسیاری را داریم که با وجود توانایی زیاد ناچارند فعالیت محدودی داشته باشند.خیلی از شرکتهای هرمی بهدنبال جذب افراد نخبهاند؛ آیا شما نیز پیشنهاد عضویت درچنین شبکههایی را داشتهای؟بله به من هم چنین پیشنهادی شد، اما من که میدانستم این شرکتها کلاهبردارند نپذیرفتم. بهعنوان یک جوان ایرانی و بااستعداد چه انتظاری از مسئولان داری؟انتظار دارم مرا باور کنند، دیده بشوم و به جرم جوانی و خامی و بیتجربگی من را کنار نگذارند. انتظار دارم در مملکتم از من حمایت کنند.نمیخواهم برای رسیدن به اهدافم از مسیر غلط وارد شوم اما سیاستگذاران کشورم باید با من همراهی کنند.برای آینده چه برنامهای داری؟تمام تلاشم را برای موفقیت در کشور خودم انجام میدهم اما اگر بهجایی نرسم...