لازم به ذكر است كه پیش از درج این مقاله در روزنامه جمهوری اسلامی، میرحسین موسوی كه از آن برهه سردبیری این جریده را به عهده داشت، تمامی تلاش خویش را به كار بست تا مانع از انتشار این تحلیل شود. پس از آنكه تلاشهای نامبرده بینتیجه ماند، وی اعلام كرد كه این مقاله نظرات شخصی نویسنده است و ارتباطی به روزنامه جمهوری اسلامی ندارد!روز یكشنبه مطابق با بیستوششمین سالگرد كودتای ننگین 28مرداد است. در مورد اینكه چرا ملتی كه در 30تیر شاه و امپریالیسم را كه از 28مرداد بسیار قویتر بودند وادار به عقبنشینی كردند ولی در 28مرداد نتوانستند از بازگشت شاه فراری ممانعت به عمل آورند، مطالب بسیار میتوان نوشت كه میتواند برای پیروز ساختن جنبش عظیم انقلاب اسلامی كنونی و جلوگیری از تكرار حوادثی مشابه 28مرداد بسیار مفید باشد و به همین دلیل ما در روزنامه جمهوری اسلامی سلسلهمقالاتی را تحت عنوان از قیام درخشان 30تیر تا كودتای ننگین 28مرداد شروع كردیم كه مدتی است این سلسلهمقالات قطع شده است. سبب قطع شدن سلسلهمقالات آن بود كه چون آن مقالات بهصورت روزمره نوشته میشد بیم آن بود كه به علت كثرت مشغله نویسنده امكان ادامه و تنظیم آن ممكن نباشد و سبب ملال خوانندگان گردد و لذا بنا بر این شد كه پس از تكمیل مطالب مجدداً انتشار آن ادامه یابد ولی اكنون به مناسبت سالروز 28مرداد لازم میدانیم در یك مقاله فشرده عین شكست 28مرداد را شرح داده و آن را با قیام 30تیر و انقلاب 22 بهمن 57 مقایسه كنیم. فایده بزرگ تاریخ پند گرفتن از آن است و پند گرفتن از تاریخ ممكن نیست جز با تحلیل دقیق و بیطرفانه حوادث و وقایع تاریخی و اجتماعی، هیچ امری بدون سبب و علت نیست و كودتای 28مرداد نیز نمیتواند از این قاعده مستثنی باشد و در این باره فریاد برآوردن كه امپریالیستهای «خبیث» امریكایی چنین و چنان كردند هیچ نتیجهای ندارد و هیچ دردی را درمان نمیكند.كار امپریالیست كودتا كردن و كار دشمن ضربه زدن و كار خائن خیانت كردن است. این ما هستیم كه با اتخاذ روشی صحیح و برحذر از خودخواهیها و كوتهفكریها نباید به دشمن فرصت و امكان ضربه زدن بدهیم. اگر فردی بههنگام سرمای سخت زمستان با داشتن امكانات خود را گرم نسازد و در معرض سرما قرار دهد، قطعاً سرما خواهد خورد و داد و فریاد در مورد سرمای زمستان بدون تحلیل واقعی موضوع خود و خلق را فریب دادن است. در مورد 28مرداد تاكنون بیشتر آنچه نوشته یا گفته شده از همین مقوله «گناه» را به گردن دشمن افكندن، بدون بررسی نقاط ضعف خویشتن بوده است. البته تاكنون 26 سال از آن زمان گذشته است و بررسی علل شكست نمیتواند آب رفته را به جوی بازگرداند و خسارات غیرقابل ارزیابی معنوی و مادی را جبران نماید ولی این بررسی برای كسانیكه جاهطلبی، خودخواهی، كینهتوزی و غرضورزی چشم و گوش آنان را كور و كر نكرده است و فكر آنان را از كار نینداخته است، میتواند بسیار سودمند باشد.كودتای 28مرداد قطعاً حادثهای غیرقابل اجتناب بود زیرا 13ماه قبل از آن در قیام 30تیر شاه بر سریر قدرت نشسته بود و قوامالسلطنه نخستوزیر بود و مصدق خانهنشین ولی ملت با قیام خونین خود دكتر مصدق را بهقدرت بازگرداند و 25سال بعد از آن در 22 بهمن 57 ملت شاه را با آن ساواك وسیع و جهنمی و ارتش 430هزار نفری و ژاندارمری و شهربانی آنچنانی و میلیاردها پول بیحساب و حمایت بیدریغ امپریالیستهای رنگانگ به زبالهدانی تاریخ افكند ولی در 28مرداد، شاه فراری بود و دكتر مصدق نخستوزیر و وزیر دفاع و دارای اختیارات وسیع قانونگذاری و برخوردار از حمایت بیدریغ مردم. معهذا كودتای شوم پیروز میگردد و همه چیز را زیر و زبر میكند، علل و عوامل این شكست را میتوان به قرار ذیل خلاصه كرد:1ـ انحلال مجلس شورای ملیدر بررسی علل پیروزی 30تیر میبینیم كه مجلس شورا نقش مهمی را ایفا كرده است و نمایندگان طرفدار نهضت با برخورداری از مصونیت پارلمانی بزرگترین ضربتها را به دربار و قوامالسلطنه وارد ساختند. برای دانستن اهمیت نقش مجلس كافی است به خاطرات ارسنجانی معاون سیاسی و رئیس تبلیغات قوامالسلطنه مراجعه كنیم و ببینیم كه او چگونه به هر مناسبت شرایط پیروزی قوامالسلطنه را در انحلال مجلس میداند، ما به عنوان نمونه قسمتی از یادداشتها او را از قسمتهای مختلف كتاب او در اینجا میآوریم.من به دكتر امینی گفتم كه قوامالسلطنه در یك صورت موفق خواهد شد و آن گرفتن فرمان انحلال مجلس است والا با این مجلس مصلحت قوامالسلطنه نیست، قبول مسئولیت كند... دكتر امینی گفت لابد این موضوع را حل كرده یا حل خواهد كرد والا من هم معتقد نیستم بدون گرفتن فرمان انحلال مجلس قبول كند «نقل از صفحه 19 یادداشتها»... پرسیدم تو كه در جریان مذاكرات بودی آیا موضوع فرمان انحلال مجلس مورد موافقت قرار گرفته است یا نه، اسكندری گفت هنوز اعلیحضرت موافقت نكردهاند ولی مسلماً موافقت خواهند كرد «صفحه 21 یادداشتها».«قرائت اعلامیه، منظور اعلامیه مشهور قوامالسلطنه است» تمام شد، من گفتم آقا فرمان انحلال مجلس را گرفتهاید؟ گفت چطور؟ گفتم بعد از صدور این اعلامیه باید فوراً مجلس را منحل كنید...«گفتم من عقیدهام را اظهار كردم راه دوم بستن مجلس است. آقای قوامالسلطنه نمیتواند بامجلسی كه از 70 نفر 30 وكیل مخالف دارند حكومت كنند باید مجلس را منحل كنند و انتخابات جدید را اعلام نمایند. انحلال مجلس برخلاف سنن دموكراسی نیست، به خصوص كه این مجلس نیمبند است و هنوز نصف نمایندگان انتخاب نشدهاند و راجع به انتخابات همین عده هم خود دكتر مصدق اعتراض كرده و اظهار داشته است كه عدهای از آنها با تقلب وكیل شدهاند... گفتم با این مجلس فقط دكتر مصدق میتواند حكومت كند... ولی به هیچوجه قبول مسئولیت را از طرف آقای قوامالسلطنه با وجود مجلس مصلحت ایشان نمیدانم و عقیده دارم كه همین امشب یا فردا شرفیاب شوند و با ذكر دلایل خودشان فرمان انحلال را استدعا كنند... خود قوامالسلطنه نگاهی به حضار كرد و گفت فلانی راست میگوید، هیچ داعی ندارد كه بنده خودم را در یك چنین موقعیت خطرناكی به میدان مخاطره اندازم... من مقتضی میدانم كه مجلس باید منحل شود و به آقایان قول میدهم كه با انحلال مجلس تمام سروصداها تمام خواهد شد.»ارسنجانی چندین برابر آنچه نقل شد در این مورد قلمفرسایی كرده است و این اهمیت مجلس را در حفظ و ادامه نهضت میرساند، ولی متأسفانه دكتر مصدق مجلس را منحل ساخت و با دست خود كاری را كه دشمن آرزو میكرد انجام داد و زمینه برای كودتا مساعد گشت. ممكن است گفته شود كه دكتر مصدق میترسد كه مجلس با استیضاح و رأی عدم اعتماد او را ساقط سازد ولی چنین امری ممكن نبود، زیرا دكتر مصدق میتوانست با انجام بقیه انتخابات (57 كرسی باقیمانده) اكثریت قاطعی بهدست آورد و اگر این امر را صلاح نمیدانست میتوانست مجلس را كه فقط با حضور نیافتن چند نفر از اكثریت میافتاد فلج سازد بهخصوص كه با داشتن اختیار قانونگذاری احتیاجی نیز به مجلس نداشت.2ـ عدم تعقیب و مجازات مسببین كشتار 30 تیرپس از آنكه دكتر مصدق به دنبال قیام خونین 30تیر قدرت را به دست گرفت، زمینه برای سركوب دشمنان نهضت فراهم بود و دولت میتوانست با تشكیل دادگاههای انقلابی قوامالسلطنه و افرادی مانند سرهنگ قربانی، سرگرد صیرفی، سرهنگ برخوردار، سرهنگ گیلانشاه، سرلشكر وثوق، ستوان فاطمی و... را كه در كشتار مردم دخالت داشتند به كیفر برساند تا دیگر افرادی پیدا نشوند كه مردم را به خاك و خون كشند. ولی نه تنها این كار انجام نشد بلكه از مصادره اموال قوام كه به تصویب مجلس رسیده بود با انواع حیله جلوگیری به عمل آمد و این خود سبب اختلاف دكتر مصدق و آیتالله كاشانی و تضعیف نهضت گردید.ما باز در اینجا رشته سخن را به دست حسن ارسنجانی میسپاریم، وی در این مورد چنین مینویسد: «بعد از حادثه 30 تیرماه مصدق علیه قوامالسلطنه اقدامی نكرد و تا میتوانست جلو تندرویهای كاشانی را میگرفت.»چند روز كه از حادثه گذشت و قوامالسلطنه زنده ماند مصدق دستور داد كه شهربانی دورادور از او محافظت كند و با اینكه مأموران دكتر بقایی همه جا میگشتند كه توطئهای ترتیب دهند و به سر قوامالسلطنه بریزند و او را به قتل برسانند معذالك دكتر مصدق مراقبت میكرد تا جایی كه متهم به طرفداری از قوامالسلطنه نشود، این اقدامات خنثی گردد «صفحه 6 یادداشتهای ارسنجانی» و باز در جای دیگر:...مدتی در آنجا نمانده بود كه دكتر مصدق به سرتیپ كمال رئیس شهربانی دستور داد كه از محل سكونت قوامالسلطنه مراقبت كنند، زیرا باز آقای دكتر بقایی به فكر انجام وظیفه ملی خود افتاده بود.دكتر مصدق چارهای كه برای استخلاص قوامالسلطنه اندیشید تقدیم لایحه تعقیب قوامالسلطنه به مجلس بود. لطفی وزیر دادگستری این لایحه را به مجلس برد و با وجود مخالفت دكتر بقایی و چند نفر دیگر كه از ماهها پیش به عشق تصرف اموال قوامالسلطنه شب و روز نداشتند تصویب شد.دكتر مصدق دكتر فاطمی را به دیدن قوامالسلطنه فرستاد و دو شب بعد قرار شد او را به خانه خودش عودت دهند (قوامالسلطنه از ترس مردم در پارك امینالدوله مخفی شده بود و در منزل خودش نبود، وی سپس به منزل محمد قوام در خیابان ویلا رفته بود).آن شب من درخانه خیابان ویلا بودم. به دكتر فاطمی تلفن كردم كه به مصدقالسلطنه بگوید انتقال قوامالسلطنه با وجود «میهنپرستانی» كه دكتر بقایی و كاشانی اطراف خانه گذاشتهاند خالی از اشكال نیست.دكتر فاطمی پس از نیم ساعت خودش آمد و گفت به سرتیپ كمال دستور داده شده است كه شخصاً اتومبیل قوامالسلطنه را اسكورت كند.سرتیپ كمال آمد، قوامالسلطنه را لباس پوشاندند و سوار كردیم، سرتیپ كمال جلو اتومبیل نشست و دو اتومبیل پلیس هم در عقب سر راه افتاد.به این ترتیب قوامالسلطنه بعد از چند ماه دربهدری و خانه به دوشی به خانه خودش مراجعت كرد و چند نفر پلیس جلو خانه او گذاشتند كه مراقبت كنند.لایحه تعقیب و مصادره اموال قوامالسلطنه كه به تصویب مجلس رسیده بود قرار نبود اجرا شود، دكتر مصدق شخصاً مایل به انجام این عمل نبود...« صفحه 76 یادداشتهای ارسنجانی» با این یادداشتها دیگر جای هیچ ابهامی باقی نمیماند، تنها نكتهای كه برای بعضی از خوانندگان ممكن است به وجود آید آن است كه سؤال كنند منظور ارسنجانی از این جمله كه می نویسد «دكتر مصدق چارهای كه برای استخلاص قوامالسلطنه اندیشید تقدیم لایحه تعقیب قوامالسلطنه به مجلس بود»، چیست؟در این مورد توضیح میدهیم كه منظور آن بود كه اولاً قانون مصادره اموال قوام را كه قبلاً به تصویب مجلس رسیده بود بدون اثر سازند و ثانیاً میدانستند با آن دادگستری كه ما داشتیم تعقیب قوام به جایی نمیرسید. اگر بنا بود قوام و سایر مسببان كشتار 30 تیر به مجازات میرسیدند بایستی دادگاههای انقلابی و فوقالعاده تشكیل میشد كه متأسفانه چنین امری انجام نگرفت و هیچ یك از جنایتكاران 30 تیر به مجازات نرسیدند.3-عدم توجه به هشدارهای پیدرپی حزب تودهبا تكیه بر سازمان وسیع نظامی و اطلاعاتیاش قبل از كودتا، كلیه اطلاعات مربوط به كودتاها را در اختیار دكتر مصدق و دولت او میگذاشت و در جراید خود مینوشت ولی متأسفانه دولت هیچ عكسالعملی از خود در مورد خنثی ساختن كودتا نشان نمیداد (البته خود حزب توده هم به اقرار صریح خودش با وجود داشتن سازمان نظامی وسیع و نیروی متشكل هیچ مقاومتی در مورد كودتای 28 مرداد از خود بروز نداد). پس از شكست كودتای 28 مرداد و دستگیری سرهنگ نصیری فرمانده گارد دكتر مصدق حتی میتوانست شاه را دستگیر سازد ولی از انجام این عمل و نیز اقدام قاطع علیه كودتاچیان خودداری ورزید. در مورد كودتای 28 مرداد مردم شهرستانها حتی از آنچه در تهران میگذشت بیخبر بودند. در این مورد تاریخ «گذشته چراغ راه آینده است» چنین مینویسد، اما دكتر مصدق با وجود اینكه از فعالیت پشت پرده اطلاع كافی داشت با اعتماد به فرماندهان واحدهای ارتشی مقیم تهران كه از میان آنها نوذری و اشرفی با شركت در كودتا و شاهرخ و پارسا با سكوت تأییدآمیز خود راه كودتاچیان را هموار ساختند و با پیروی از سیاست همیشگی خود كه مبتنی بر عدم قاطعیت و مماشات بود حتی پس از شروع كودتا عمق حادثه را درك نمیكرد، به همین لحاظ دكتر مصدق بهرغم درخواست و اصرار یاران صدیقش مبنی بر اعلام رادیویی آغاز كودتا و استمداد از مردم كشور از این كار خودداری نمود؛ اقدامی كه میتوانست تظاهرات وسیع و دامنهدار مردم سراسر كشور را برانگیزد و به احتمال قوی موجبات شكست كودتا را فراهم سازد «نقل از صفحه 62 كتاب مزبور».مهمتر از همه اینها نامه تاریخی آیتالله كاشانی به دكتر مصدق بود كه در 27 مرداد یك روز قبل از كودتای 28 مرداد انجام حتمی كودتا از طرف زاهدی را به دكتر مصدق اطلاع داد و پیشنهاد كرد كه بالاتفاق كودتا را خنثی سازند ولی دكتر مصدق در این مورد هم هیچ عملی انجام نداد. ما این نامه و پاسخ دكتر مصدق را برای اولین بار منتشر میسازیم (نامه آیتالله كاشانی به طور دست و پا شكسته قبلاً در یكی از مجلات منتشر شد) این نامه و پاسخ آن به حدی گویاست كه احتیاج به هیچ گونه توضیحی ندارد.متن نامه آیتالله كاشانی به دكتر مصدق در مورد كودتای 28 مرداد27 مرداد حضرت نخست وزیر معظم جناب آقای دكتر مصدق دام اقباله عرض میشود گرچه امكانی برای عرائضم نمانده ولی صلاح دین و ملت برای این خادم اسلام بالاتر از احساسات شخصی است و علیرغم غرضورزیها و بوق و كرنای تبلیغات، شما خودتان بهتر از هر كس میدانید كه هم و غمم در نگهداری دولت جنابعالی است كه خودتان به بقاء آن مایل نیستید، از تجربیات روی كارآمدن قوام و لجبازیهای اخیر بر من مسلم است كه میخواهید مانند سیام تیر كذائی یكبار دیگر ملت را تنها گذاشته و قهرمانانه بروید. حرف اینجانب را در خصوص اصرارم در عدم اجرای رفراندوم نشنیدید و مرا لكه حیض كردید. خانهام را سنگباران و یاران و فرزندانم را زندانی فرمودید، مجلس را كه ترس داشتید شما را ببرد، بستید و حالا نه مجلسی هست و نه تكیهگاهی برای این ملت گذاشتهاید، زاهدی را كه من با زحمت در مجلس تحت نظر و قابل كنترل نگاه داشته بودم با لطائفالحیل خارج ساختید و حالا همانطور كه واضح بود درصدد به اصطلاح كودتاست. اگر نقشه شما نیست كه مانند سیام تیر عقبنشینی كنید و به ظاهر قهرمان زمان بمانید و اگر حدس و نظر من صحیح نیست كه همانطور كه در آخرین ملاقاتم در دزاشیب به شما گفتم و به هندرسن هم گوشزد كردم كه امریكا ما را در گرفتن نفت از انگلیسیها كمك كرد و حالا به دست جنابعالی به صورت ملی و دنیاپسندی میخواهد این ثروت ما را به چنگ آورد و اگر واقعاً با دیپلماسی نمیخواهید كنار بروید، این نامه من سندی در تاریخ ملت ایران خواهد بود كه من شما را با وجود همه بدیهای خصوصیتان نسبت به خودم از وقوع حتمی یك كودتا به وسیله زاهدی كه مطابق با نقشه خود شماست آگاه كردم كه فردا جای هیچگونه عذر موجهی نباشد. اگر به راستی در این فكر اشتباه میكنم با اظهار تمایل شما سیدمصطفی و ناصرخان قشقائی را برای مذاكره خدمت میفرستم خدا به همه ما رحم بفرماید.ایام به كام باد – سید ابوالقاسم كاشانی جواب دكتر مصدق به آیتالله كاشانی: 27 مرداد مرقومه حضرت آقا وسیله آقا حسن آقای سالمی زیارت شد. اینجانب مستظهر به پشتیبانی ملت ایران هستم، والسلام.دكتر محمد مصدقاینها بودند قسمتی از علل پیروزی كودتای 28 مرداد و شكست نهضت ملی، علل بسیاری دیگر هست كه در فرصت مناسب تشریح خواهد شد، آنچه مهم است عبرت از تاریخ در مورد وضع كنونی است. قاطعیت دادگاههای انقلاب در به كیفر رساندن سران رژیم گذشته و اتحاد مردم پشت سر امام خمینی و رهبریهای قاطع ایشان موجب گشته است كه انقلاب تاكنون پیروز باشد ولی تزلزل و بیتفاوتی و عدم قاطعیت دولت انتشار جرایدی كه در زمان طاغوت همكار و ستایشگر او بودند و آزاد ساختن بسیاری از سران رژیم گذشته و مجازات نكردن توطئهگران علیه انقلاب اسلامی ایران مخاطرات جدی برای انقلاب به وجود آورده است، ولی ما یقین داریم كه قاطعیت امام و اتحاد ملت نه تنها ملت ایران را نجات خواهد داد بلكه سبب نجات مستضعفین سرتاسر جهان خواهدشد. انشاءالله.