سجاد طایری - رژیمهای بینالمللی مجموعهای از اصول، قواعد صریح یا تلویحی، هنجار و رویههایی هستند که به واسطه آنها توقعات بازیگران پیرامون موضوعات خاص با هم تلاقی کرده و خواسته بازیگر برآورده میشود. رژیمها میتوانند در ابعاد سیاسی، اقتصادی، امنیتی و زیست محیطی میان کشورها ایجاد شوند. در این بین رژیمهای امنیتی به چند دسته تقسیم میشوند: 1- رژیم همکاری امنیتی مشروط: به سلسله موافقتنامههایی گفته میشود که مبتنی بر اساس بازدارندگی دو یا چندجانبه است و طی آن در خصوص شبکه پیچیدهای از اقدامات امنیت ساز و اعتمادآفرین توافق میشود. این قبیل همکاریها بین کشورهایی صورت میگیرد که با یکدیگر روابط دیپلماتیک نداشته و در شرایط درگیری به سر میبرند. به عنوان نمونه بیشتر توافقهای امنیتی که بین اسرائیل و کشورهای عربی به اجرا گذاشته شده، جزء رژیمهای همکاری امنیتی مشروط به شمار میآیند. 2- رژیم امنیتی عادی: به مجموعه اقدامات اعتمادآفرین و امنیت سازی گفته میشود که در چارچوب روابط دیپلماتیک دو کشور انجام میگیرد. آنچه رژیم همکاری امنیتی عادی را از رژیم همکاری امنیتی مشروط منفک میسازد، عبارت است از وجود همکاری و روابط دیپلماتیک بین طرفین و همچنین تأکید بیشتر بر اقدامات اعتمادآفرین و اعتمادساز. 3- رژیم امنیتی مشترک؛ وجه تشابه رژیمهای امنیتی مشترک با رژیمهای امنیتی عادی این است که هر دو بر تلاش جدی در راستای اعتمادآفرینی و امنیتسازی تأکید کرده و آن را در قالب نهادهای رسمی عملی میسازند. آنچه رژیم امنیتی مشترک را از رژیم امنیتی عادی منفک میسازد، عبارت است از تمهیدات و ترتیبات چندجانبه و نیز سطح همکاری نسبتاً بالای طرفین. بر این اساس طرفین این قبیل رژیم ها، طی توافقی چندجانبه، مقدمات امنیت ساز و اعتماد آفرین را مورد توجه جدی قرار داده و سطوح همکاری خود را به طور قابل توجهی افزایش میدهند. 4- رژیم امنیتی مبتنی بر همکاری تمام عیار: رژیمهای امنیتیای که براساس همکاری تمام عیار شکل میگیرند، دارای نهادها و سازمانهایی هستند که با توافق چندجانبه و با هدف انجام شکل پیچیده و طیف گستردهای از اقدامات امنیت ساز و اعتماد آفرین تشکیل میشوند. سطح همکاری طرفین در این رژیمها بسیار بالاست. رژیمهای امنیتی مبتنی برهمکاری تمام عیار بین کشورهایی اجرا میشود که احتمال بروز جنگ بین آنها بسیاراندک است. بازیگران منطقهای و فرامنطقهایایالات متحده امریکا مهمترین بازیگر فرامنطقهای در خلیج فارس به حساب میآید. امریکا با حمله به عراق و اعزام نیروهای نظامی به منطقه، به دنبال تثبیت الگوی «هژمونی برونسیستمی و مستقیم» خود بدون دخالت بازیگران منطقهای یا برون منطقهای در خلیج فارس است. در این طرح کمرنگ کردن نقش ایران با ترسیم تصویری مجازی از خطر این کشور برای سایر کشورهای همسایه پیگیری میشود. در واقع در شرایطی که دول شورای همکاری خلیج فارس توان ایجاد موازنه مؤثر با ایران را ندارد و کفه عراق نیز خالی از قواست حضور نظامی امریکا کاملاً ضروری است؛ ولی تداوم این حضور یکجانبه اولاً بسیار پرهزینه است و ثانیاً زمینه نارضایتی و سوء شهرت آمریکاییها را نزد مردم منطقه ایجاد میکند که باید برای آن راهحلهایی را پیشبینی کرد. یکی از این راه حل ها، گسترش ناتو به منطقه است که با حمایت مستقیم ایالات متحده صورت میگیرد. بر این اساس بحث گسترش جغرافیایی ناتو و از طرفی اهمیت مسائل مربوط به خاورمیانه و بالاخص خلیج فارس، اعضای ناتو و مخصوصاً امریکا را متقاعد کرده تا با برپایی نشستهای مشترک بین این نهاد و شورای همکاری خلیج فارس و حتی ارائه پیشنهاد عضویت کشورهای منطقه خلیج فارس در ناتو، در ترتیبات امنیتی منطقه وارد شوند. این در حالی است که سایر بازیگران بینالمللی به ویژه کشورهای وارد کننده نفت که در خلیج فارس منافع دارند، خواهان برقراری صلح و امنیتی پایدار در منطقه هستند که تضمینکننده امنیت عرضه انرژی باشد. بنابر این در مواقعی که توانایی کشورهای منطقه را برای برقراری این نوع امنیت کم میبینند، برقراری نظام «امنیت دستهجمعی برون سیستمی» را برای این منطقه خواهانند که امریکا در آن تنها بازیگر اصلی نباشد. از سوی دیگر عربستان به عنوان برادر بزرگتر کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، به دنبال الگویی درون منطقهای است. سعودیها الگویی را میپسندند که در آن بتوانند ایران و عراق را کنترل کنند؛ چرا که در این سیستم رهبر منطقه خواهند بود و در عین حال هیچ قدرت خارجی نیز وجود ندارد که برای آنها تعیین خطمشی کند. بنابر این به نظر میآید این کشور به الگویی شبیه «شورای همکاری خلیج فارس» بدون حضور جمهوری اسلامی ایران بیشتر تمایل دارد. سایر امیرنشینهای خلیج فارس نیز به علت وابستگی بیش از حدشان به آمریکا، هر گونه کمرنگ شدن حضور امریکا در ترتیبات امنیت منطقه را به منزله تضعیف موقعیت خود قلمداد میکنند، بنابر این ترجیح میدهند که ایالات متحده در این ترتیبات چه به صورت مستقیم و چه به صورت غیر مستقیم حضور داشته باشند. نظام امنیتی مطلوب ایرانبیشک حضور در پیمانهای دفاعی و امنیتی منطقه یکی از راهبردهای اصلی ایران در مواجهه با تهدیدات نوظهور و خنثی کردن سیاستهای دشمنان است. چنانکه در بند «6» از سند چشمانداز توسعه بیست ساله کشور به وضوح بر لزوم ارتقای جایگاه ایران در منطقه خاورمیانه اشاره شده است. علاوه بر این مقامات جمهوری اسلامی نیز بارها در تبیین سیاست خارجی ایران بر لزوم برقراری امنیت منطقهای تأکید کردهاند و از تمایل دولت به انعقاد پیمانهای دفاعی - امنیتی با کشورهای پیرامونی سخن گفتهاند. در این بین با توجه به اهمیت ژئوپلتیک و ژئواکونومیک خلیج فارس، پیگیری ترتیبات امنیتی در این منطقه از اولویتهای سیاست خارجی ایران محسوب میشود. بر این اساس جمهوری اسلامی ایران در منطقه خلیج فارس به دنبال تحقق امنیت پایدار، با ثبات و درون سیستمی توسط نیروهای بومی منطقه است. این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران با نظامهای امنیتی که از خارج هدایت میشوند یا در آنها حضور نظامی کشورهای بومی لحاظ نگردد، به شدت مخالف است. از این رو در شرایطی که رهبری امریکا و حضور نظامی ـ اطلاعاتی این کشور در منطقه خلیج فارس ملموس است، ایران نیز نقش یک چالشگر را در منطقه بازی میکند و در قبال اهداف سلطهطلبانه و هژمونی منطقهای آمریکا، چالشهایی را به وجود میآورد. در این بین جمهوری اسلامی ایران خواهان استقرار الگوی امنیت دسته جمعی درون سیستمی از نوع پایدار است. از نظر ایران این الگو بایستی بومی و بدون حضور نیروهای خارجی باشد. همچنین در این الگو باید تمامی کشورهای منطقه حضور فعال داشته باشند. زیرا خارج بودن یک کشور از این سیستم موجب ناکارآمد شدن نظام امنیت منطقهای ارزیابی میشود. بر این اساس جمهوری اسلامی ایران در پی ایجاد یک نظام امنیتی با اصول زیر میباشد: 1- ایجاد سازمان همکاری و امنیت خلیج فارس شامل شش کشور عضو شورای همکاری به همراه ایران و عراق؛ بر پایه ماده 8 قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل. 2- تجهیز و تدارک امنیت مشترک در زمینه مبارزه با تروریسم، جرایم سازمان یافته و قاچاق مواد مخدر به همراه سایر نگرانیهای امنیتی. 3- حذف تدریجی محدودیتها در زمینههای سیاسی، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی. 4- توسعه روابط تجاری به واسطه اتخاذ نیروهای بالقوه کشورها به منظور سرمایهگذاری مشترک در پروژههای اقتصادی و دستیابی به ساز و کار تجارت آزاد منطقهای. 5- تضمین امنیت و صادرات انرژی کشورهای منطقه به منظور حفظ منافع آنها و دستیابی به ساز و کاری قابل قبول جهت تأمین نیازهای جهانی به انرژی. 6- اعتماد سازی میان کشورهای منطقه در زمینه هسته ای. 7- تشکیل یک کنسرسیوم مشترک برای غنی سازی اورانیوم در میان کشورهای منطقه به منظور تهیه سوخت هستهای و سایر فعالیتهای مسالمت آمیز اتمی تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی. 8- ارتقای سطح همکاری میان کشورهای منطقه در راستای حرکت به سمت خاورمیانه عاری از سلاحهای کشتار جمعی. 9- توقف مسابقه تسلیحاتی در منطقه و گام برداشتن به سوی توسعه اقتصادی و مبارزه با فقر. 10- خروج نیروهای نظامی خارجی از منطقه و ایجاد امنیت کامل توسط کشورهای منطقه. به هر حال نباید از یاد برد که مهمترین هدف جمهوری اسلامی ایران در سند چشمانداز توسعه بیستساله، ارتقای جایگاه منطقهای است و بزرگترین مانع در برابر دستیابی به این هدف حضور نظامی – اطلاعاتی امریکا در منطقه میباشد. به نوعی ایالات متحده با افزایش حضور نظامی و فیزیکی خود در این منطقه، قصد کنترل کامل تحرکات و ایجاد محدودیت در دیپلماسی منطقهای ایران را دارد. در نتیجه انعقاد پیمانهای دفاعی ـ امنیتی چه به صورت فراگیر بین تمامی کشورهای حوزه خلیج فارس و چه به صورت دو جانبه یا چند جانبه میتواند فضای محدود کنونی را که زاییده حضور نظامی امریکا در منطقه است، بشکند و تا حدی موجب تقویت جایگاه منطقهای و بینالمللی ایران شود.