فرمانده انتظامی شهرستان نیشابور با اعلام این خبر گفت: ساعت 3:10 دقیقه بامداد 26 مردادماه یک مورد نزاع منجر به قتل به سیستم فوریتهای پلیس 110 اعلام شد و تیم گشتی کلانتری 13 این شهرستان با توجه به هماهنگیهای به عمل آمده از طریق مرکز فرماندهی و کنترل پلیس شهرستان، به محل جنایت رفتند.
سرهنگ ابوالقاسم باروح افزود: مأموران انتظامی در بررسی محل حادثه که منزلی مسکونی در خیابان نور نیشابور بود، با جسد سوخته صاحبخانه در داخل پارکینگ ساختمان و پیکر نیمهجان همسر و کودک چهار سالهاش مواجه شدند که در نتیجه زن جوان و کودک خردسال بلافاصله به بیمارستان انتقال و تحت مراقبتهای ویژه قرار گرفتند.
وی خاطر نشان کرد: با انتقال جسد مرد 32 ساله به پزشکی قانونی، تحقیقات وسیعی درباره کشف راز این جنایت هولناک آغاز شد، اما این راز همچنان در سینه تنها شاهدان عینی حادثه که قادر به بازجویی نبودند پنهان ماند.
پلاک ایران 11 تنها سرنخ پرونده بود
سرهنگ با روح گفت: با انجام تحقیقات از اهالی محل، چند نفر اظهار داشتند که شب گذشته یک دستگاه خودرو تویوتا کمری مشکی رنگ به سریال پلاک ایران 11 را که مقابل منزل علیرضا (مقتول) پارک بوده، مشاهده کردند.
با به دست آمدن این سرنخ طرح مهار در دستور کار تیمهای گشت و تأمین فرماندهی انتظامی شهرستان نیشابور قرار گرفت.
وی افزود: تیمهای گشت و عملیات فرماندهی انتظامی نیشابور در حال اجرای طرح بودند که سه ساعت پس از وقوع جنایت مأموران کلانتری 13 قدس در بلوار جانبازان این شهر یک دستگاه خودرو سواری تویوتا کمری مشکی رنگ با شماره سریال پلاک ایران 11 را مشاهده کردند و در اقدامی ضربتی قبل از آنکه راننده آن برای فرار اقدامی بکند او را دستگیر کردند. فرد مظنون پس از انتقال به کلانتری قصد داشت با تناقضگوییهایش تحقیقات پلیسی را از مسیر خود منحرف کند اما با توجه به وجود آثار ضرب و جرح و درگیری روی سر و صورتش ناچار به بیان حقیقت شد و پرده از راز جنایت هولناک خیابان نور برداشت.
اعترافات متهم
حسین در بازجوییهای پلیسی اظهار داشت: چهار سال قبل علیرضا در شرکت من کار میکرد و با همسرش آشنا شدم.
متهم ادامه داد: سه سال قبل علیرضا تسویهحساب کرد و همراه خانوادهاش به نیشابور آمد. در این مدت من چندین بار به نیشابور آمدم و شب گذشته هم با او در خانهاش بودیم که به خاطر شک و بدبینی که نسبت به من داشت با هم درگیر شدیم و او را به قتل رساندم.
در این لحظه همسر و فرزندش نیز آمدند و من با چاقو آنها را نیز مجروح کردم و به گمان اینکه مردهاند پا به فرار گذاشتم اما حالم اصلاً خوب نبود و نمیتوانستم رانندگی کنم، برای همین هم صبر کردم تا روز برسد.
حسین با صدایی لرزان گفت: اصلاً فکر نمیکردم پلیس بتواند مرا شناسایی و دستگیر کند. واقعاً سرعت عمل مأموران غافلگیرم کرد.
تحقیقات در این زمینه همچنان ادامه دارد.