
موضوع هستهای ایران شاهد سه رویداد مهم بود؛ نخست خبر اعلام شده از سوی رئیس سازمان انرژی اتمی یعنی آغاز احداث سومین مرکز غنیسازی اورانیوم تا پایان امسال یا اوایل سال آینده، دوم ابلاغ قانون صیانت از دستاوردهای هستهای از سوی رئیس جمهور که در آن به ویژه بر غنیسازی 20 درصدی برای تأمین سوخت رآکتور تحقیقاتی تهران اشاره شده است و سوم باگذاری سوخت نیروگاه اتمی بوشهر با سفر سرگئی کرینکو رئیس شرکت روس اتم به ایران در 30 مرداد. تقارن زمانی این سه خبر مهم این پیام مهم را به همراه دارد که قطار هستهای ایران در چارچوب هدفگذاریهای صورت پذیرفته یعنی دستیابی به توان تولید 20 هزار مگاوات برق هستهای با سرعت به حرکت خود ادامه میدهد. هر چند در مسیر حرکت این قطار، سنگاندازیهای صورت پذیرفت تا از حرکت آن کاسته و حتی متوقف شود اما اعلام این اخبار شاخصی از این واقعیت است که قطعنامههای تحریمی شورای امنیت از جمله قطعنامه 1929 و همین طور تحریمهای یکجانبه کنگره امریکا و اتحادیه اروپا نتوانسته در عزم و اراده ایرانیان در دستیابی به دانش و فناوری هستهای صلح آمیز خللی وارد سازد. هر چند اوباما و برخی مقامات غربی بر این باورند که با سختگیریهای جدید بر ضد ایران، هزینه هستهای شدن ایران بسیار بالا رفته است اما همین سه رویداد نشان میدهد برخلاف نگاه امریکا و تحلیل برخی کارشناسان غربی واقعیت چیز دیگری است و آن ناکارایی سیاست تحریم است که ناکارآمدی آن در جریان تدابیر و اقدامات قبلی امریکا و تروئیکای اروپا چه در قالب قطعنامه 1737، 1747، 1803 و 1835 و همین طور تحریمهای یکجانبه قبلی امریکا به اثبات رسیده بود، منتها این بار با توجه به ابلاغ قانون صیانت از دستاوردهای هستهای ایران از سوی رئیس جمهوری از یک طرف و اعلام خبر ساخت سومین مرکز غنیسازی اورانیوم تا پایان امسال و به اتمام رسیدن کار مکانیابی 10 مرکز غنیسازی اورانیوم از طرف دیگر مشخص شد که اولاً ایران اسلامی در حفظ و نگهداری از دستاوردهای صلح آمیز هستهای خود مصمم است و به هیچ وجه حاضر نیست با سیاست تهدید و ارعاب یا وضع تحریمهای نامشروع از آن دست بکشد. ثانیاً اعلام احداث سومین مرکز غنیسازی اورانیوم آن هم پس از دو مرکز نطنز و فردو نشان میدهد تحریمهای یکجانبه و شورای امنیت نتوانسته بر میزان توانایی دانشمندان هستهای این مرز و بوم اثرگذار باشد، چه اینکه بنا بر اعلام رئیس سازمان انرژی اتمی، متخصصان این سازمان مکانیابی 10 مرکز غنیسازی را به اتمام رساندهاند و قابلیتهای خود را در سایر عرصهها از جمله غنیسازی 20 درصدی برای تأمین سوخت رآکتور تحقیقاتی تهران به اثبات رساندهاند. ثالثاً خبر بارگذاری سوخت نیروگاه اتمی بوشهر و آغاز به کار رسمی آن نیز مبین این واقعیت است که سرانجام با وجود تمام کارشکنیها و سیاست خرید وقت و به رغم تأخیر 10 ساله، روسها مصمم هستند نیروگاه اتمی بوشهر را رسماً راهاندازی کنند به طوری که برق آن در آبان ماه وارد مدار خواهد شد.
بدین ترتیب در این سطح نیز مشخص میشود که سیاست اعمال فشار امریکا و اسراییل بر مسکو فرجام خوشایندی برای آنها نداشته است چه اینکه نهایتاً این جمهوری اسلامی ایران بودکه با درایت و سیاست صبر و حوصله موفق شد نخستین نیروگاه هستهای در خاورمیانه را راهاندازی کند. تجربه نیروگاه اتمی بوشهر میتواند علامتی برای اثبات این فرضیه باشد که استمرار برخوردهای سیاسی و سنگاندازیهای امریکا و اروپا بر مسیر هستهای شدن ایران نتیجه بخش نبوده نهایتاً چنین فرجامی خواهد داشت چرا که با وجود کارشکنیهای آنها از سال 1381 تاکنون، نه تنها قطار هستهای ایران متوقف نشده است که دستیابی ایران به چرخه کامل سوخت هستهای و توانایی آن برای غنیسازی 20 درصدی اورانیوم و تکثر مراکز غنیسازی این پیام را دارد که در این عرصه نیز سرانجام ناگزیرند به واقعیت ایران هستهای تن در دهند، هر چند در همین مقطع نیز به این واقعیت رسیدهاند اما شجاعت اعتراف آن را ندارند.