اگر خواسته باشیم جامعترین تعبیر را از واژه اصولگرایی بدانیم با رجوع به فرمایشات مقام معظم رهبری بهترین تعریف و شاخصهای مربوط به اصولگرایی را میتوان پایبندی به اصولی همچون 1- ایمان و هویت اسلامی و انقلابی 2- عدالت 3- حفظ استقلال سیاسی 4- تقویت خودباوری و اعتماد به نفس ملی 5- جهاد علمی 6- تثبیت و تأمین آزادی و آزادهاندیشی 7- اصلاح و تصحیح روشها (اصلاحات) 8- شکوفایی اقتصادی و ... برشمرد. با جستوجوی واژه «اصولگرایی» در فرهنگ واژگان «ویکی پدیا» که اصالتاً سایتی وابسته به بنگاههای صهیونیستی به منظور تاریخسازی است، مشاهده میشود به جای توضیح و تفسیر این واژه جمله «بنیاد گرایی» برایتان مفصل تشریح خواهد شد که در کاربرد عمومی به صورت تحقیرآمیز در مورد یک گروه دینی افراطی یا جنبشهای نژاد افراطگرا که انگیزههای به ظاهر مذهبی دارند به کار برده میشود. حال چنانچه اصولگرایی را به عنوان یک جریان برخاسته از خواست عناصر سیاسی و ولایی نظام و صرفاً به عنوان یک حزب سیاسی نگاه کنیم، آن تشکل سازمان یافته و پرانگیزهای است که در ابتدای تولد و کمی قبل از انتخابات دور دوم شورای شهر، رسماً پا به عرصه سیاسی کشور نهاد تا به عنوان یک رقیب جدی در مقابل جریان به اصطلاح اطلاحطلبی عرض اندام نماید،تقابلی که در ابتدای امر پیروزی قاطعی را با تصاحب 14 کرسی از 15 کرسی شورای شهر و تمامی 30 کرسی مجلس هفتم در تهران (به عنوان نمونه) به دنبال داشت. اما به طور کلی با فارغ شدن از بند واژگان و نامهای متعارف سیاسی، اصولگرایان واقعی را باید بیش از هر چیز متوجه تلاش برای تعالی اسلام و انقلاب و حل مشکلات موجود کشور دانست (شاخصهای رهبری معظم انقلاب)، نه ایجاد جنگهای زرگری برای اکتساب چند روزه دنیا، متأسفانه با برخی اقدامات نسنجیده و از سر حب و بغضهای شخصی در بدبینانهترین حالت، گاهی میتوان عاقبت سیاسی حزب اصلاحطلبان را – که همانا بریده شدن از متن ملت است– برای حزب اصولگرایان نیز متصور شد. در وانفسای سیاسی موجود و فشار روزافزون قدرتمندان شرق و غرب عالم برای بحرانسازی در درون نظام اسلامی به نظر میرسد اتفاقات مهمی درون جریان اصولگرایی باید رخ دهد. با تدقیق در موضعگیریها و اقدامات برخی عناصر منتسب به جریان اصولگرایی، به نظر نگارنده میتوان یک تقسیمبندی کلی را به لحاظ نفرات در داخل این جریان برشمرد: 1- گروهی که از ابتدا تاکنون با اعتقاد به ماهیت اصولگرایی و آنچه برخی شاخصهای آن توسط رهبری برشمرده شد، خود را عضو این حزب سیاسی نمودهاند و هدفی جز خدمت به اسلام،انقلاب و مردم نداشته و بنابراین در تمامی موضعگیریهای سیاسی با نگاه از بالا به مسائل اظهارنظر نموده، مصالح اساسی نظام را در نظر میگیرند. 2- گروهی که ناآگاهانه در اظهارات خود در پازل سیاسی دشمن بازی میکنند. 3- گروهی که ممکن است نفوذیهای حزب سیاسی رقیب برای تخریب ارزشهای اصیل جریان اصولگرایی باشند. 4- عدهای که با توجه به شرایط سیاسی کشور و به منظور کسب آرای مردم خود را درون این جریان جا داده و حتی برخی مرزهای جغرافیایی شهری یا جمعیتی نیز جهت اظهارنظرهای اصلاحطلبانه یا اصولگرایانه برای خود قرار دادهاند، تا بتوانند بسته به شرایط به سمتی که شرایط مساعدتری وجود دارد «غش سیاسی» کنند. به نظر میرسد گروه اول که فرزندان واقعی انقلاب و امام(ره) و سربازان حقیقی رهبری معظم انقلاب هستند باید در شرایط موجود با رعایت اصول و قوارههای اساسی یک اصولگرای واقعی اقدام به «تقبیح» (عیان کردن زشتیها و بیان زشتیهای کار کسی) گروه دوم و «تنقیح» (پاک کردن چیزی از زواید و عیوب وخالص نمودن آن) گروه سوم و چهارم از جریان اصولگرایی نمایند.