کد خبر: 406620
تاریخ انتشار: ۲۷ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۳:۴۵
بازخوانی قهر و آشتی فوتبالی‌ها
سعید احمدیان - «خودم امیر و محمد رو آشتی می‌دم» ‌این را علی پروین با همان گویش مخصوص به خودش پس از بالا گرفتن اختلافات قلعه‌نویی ‌و مایلی‌کهن گفته بود. او در این سال‌ها بارها آستین‌هایش را بالا زده تا فوتبالی‌هایی که رابطه‌شان شکراب شده را آشتی بدهد. البته میانجی‌گری‌های پروین بعضی وقت‌ها هم به بن‌بست خورده. او فصل گذشته برای آشتی مایلی‌کهن و قلعه‌نویی به ورزشگاه انقلاب کرج رفته بود ولی نتوانست حاجی مایلی و ژنرال را راضی کند تا کنار هم عکس یادگاری بگیرند و اختلافاتشان را کنار بگذارند. دعوای امیر و مایلی‌کهن تنها یک نمونه از جنگ پنهان فوتبالی‌هاست که حاضر نیستند برای حتی یک لحظه هم کنار یکدیگر بایستند و سایه یکدیگر را با تیر می‌زنند، البته بعضی از این اختلاف‌ها که آنقدر عمیق نبوده با ریش‌سفیدی استخوان خرد‌کرده‌های فوتبال ختم به خیر شده است. ماجرای اختلاف کریمی و آجورلو آخرین نمونه این اختلاف‌هاست که با مصاحبه جادو‌گر با سایت رسمی‌اش در شب قبل از بازی با استقلال علنی شد و با حکم اخراج ستاره استیل روز بعد از بازی با استقلال به اوج خودش رسیده است. به نظر می‌رسد این آخرین دعوای فوتبالی‌ها نخواهد بود؛ دعواهایی که با فلاش‌بکی به عقب می‌توان تعداد زیادی از آنها را دوباره‌خوانی کرد. نمونه‌های زیر معروف‌ترین اختلاف‌های فوتبالی‌‌ها در چند سال گذشته است.مایلی‌کهن و دایی«دشمنان خونی»؛ شاید این بهترین توصیف برای اختلاف عمیق حاجی مایلی و شاگرد سابقش باشد؛ اختلافی که هر چند وقت یکبار سر باز می‌کند و مایلی‌کهن و دایی پاسخ‌های آتشینی حواله یکدیگر می‌کنند. آخرین بار پس از سوت پایان بازی هفته گذشته پرسپولیس- سایپا بود که بار دیگر دعوای آنها که روبه فراموشی می‌رفت دوباره از سرگرفته شد و حاجی مایلی و دایی در رسانه‌ها حسابی از خجالت یکدیگر درآمدند. این در حالی بود که سرمربی پرسپولیس و سایپا قبل از بازی با هم دسته گل رد و بدل کردند و کمتر کسی فکرش را می‌کرد پس از تنها 90 دقیقه این دسته‌گل‌ها تبدیل به همان کینه عمیق دو طرف از یکدیگر شود. اختلاف مایلی‌کهن و دایی به 14 سال پیش برمی‌گردد. دور اول مرحله مقدماتی جام‌جهانی 98 و بازی ایران و سوریه نقطه آغاز اختلاف آنها بود. در این بازی مایلی‌کهن که آن روزها سرمربی تیم ملی بود علی دایی را نیمکت‌نشین می‌کند تا شماره 10 ایران که انتظار نداشت بازی نکند، اختلافش با سرمربی وقت کلید بخورد. پس از اعتراض‌ دایی، مایلی‌کهن او را از تیم ملی خط می‌زند و به دایی پیغام می‌دهد تا وقتی عذرخواهی نکند راهی برای بازگشت ندارد. دایی هم با روحیات خاص خودش تن به عذرخواهی نمی‌دهد ولی فشار سازمان تربیت بدنی باعث می‌شود تا شماره 10 ایران به تیم ملی برگردد. پس از آن بود که هیچ وقت رابطه دایی و مایلی‌کهن دیگر مانند قبل از بازی ایران و سوریه نشد و دوستی شاگرد و استاد جایش را به اختلافی عمیق داد؛ اختلافی که در این 14 سال باعث شده تا دایی و حاجی مایلی بارها به تیپ یکدیگر بزنند. این اختلاف حتی به شکایت و شکایت‌کشی هم رسیده و هنوز عکس‌های محمد مایلی‌کهن که با شکایت دایی در دادگاه حاضر شده بود از خاطره‌ها نرفته است. ماجرای شکایت دایی به صحبت‌های مایلی‌کهن در جریان جام‌جهانی 2006 آلمان برمی‌گشت که محمد مایلی‌کهن در یک برنامه تلویزیونی اتهام‌هایی را به دایی زده بود. نقش دایی در برکناری مصطفوی از فدراسیون فوتبال پس از رفتن به جام‌جهانی 98، ماجرای دعوت نشدن مبعلی به خاطر تکلش روی پای دایی و دخالت دایی در زمان حضورش در صبا در کار ضیایی مربی وقت این تیم گوشه‌ای از حرف‌های مایلی‌کهن بود که باعث شد دایی او را به دادگاه بکشاند. ماجرای همکلاسی بودن دایی و مایلی‌کهن در مقطع دکترای تربیت بدنی هم برای مدتی سوژه رسانه‌ها بود و اینکه این دو در کلاس‌ها به یکدیگر محلی نمی‌گذارند. سال 87 پس از انتخاب‌ دایی به عنوان سرمربی تیم ملی این اختلافات کهنه دوباره سرباز کرد. ماجرا به مکالمه تلفنی‌ مازیار ناظمی و دایی بر می‌گشت که در آن دایی پس از انتقاد مایلی‌کهن از قرارداد میلیاردی سرمربی وقت تیم ملی در رسانه‌ها، او را به طرز غیر مؤدبانه‌ای مورد خطاب قرار داده بود. ناظمی هم فایل صوتی این مکالمه را در وبلاگش قرار می‌دهد تا مایلی‌کهن در اوایل تیر 87 در همایش فوتبال و رسانه پاسخ دایی را با گفتن این جمله که «آقا قلدره یک و نیم میلیارد پول نیست» بدهد. اخراج دایی از تیم ملی و پس از آن نرفتن ایران به جام جهانی و همچنین شکایت دایی از فدراسیون و درخواست پرداخت تمام و کمال قراردادش پس از اخراج آتش این اختلافات را شعله ور کرد.مایلی‌‌کهن آن روزها گفت:‌«اوج هنر این آقا باخت به عربستان و حذف تیم ملی در تهران بود که با برنامه‌ریزی غلطش به دست آمد، او حتی عذرخواهی هم نمی‌کند.» دایی هم حمله مایلی‌کهن را بی‌پاسخ نگذاشت: «آقا یادش رفته وقتی اخراجش کردند با چه شرایطی از تیم رفت و پناه گرفته بود که اگر ویرا نمی‌‌آمد ما آن سال حذف شده بودیم»... «بعد از من، ما سه بازی دیگه فرصت داشتیم و من نباید عذر‌خواهی کنم.» هفته پیش آخرین پرده از نمایش از دعوای دایی و مایلی‌ کهن بود که نشان داد آشتی دادن این دو نفر از محالات روزگار است. مایلی‌کهن در کنفرانس مطبوعاتی بازی هفته گذشته پرسپولیس – سایپا قهرمانی پرسپولیس در جام حذفی سال گذشته را به خاطر خدایان دانست نه مربیگری دایی و سرمربی پرسپولیس هم از توصیه دوستانش برای جواب ندادن به مایلی‌کهن پرده برداشت و گفت: «او کفر می‌گوید و خدا همه مریضان را شفا بدهد». مرور آخرین حرف‌های مایلی‌کهن و دایی نشان می‌دهد پس از 14 سال از شروع این دعوا زخم این اختلاف هنوز تازه است و هیچ نشانی از خوب شدن آن به چشم نمی‌آید.مایلی‌کهن و قلعه نوییاین روزها دیگر خبری از اختلاف حاجی مایلی‌ و ژنرال نیست و به نظر می‌رسد حداقل در ظاهر مایلی‌کهن و قلعه‌نویی پرچم‌های سفید را بالا برده‌اند و آتش بس داده‌اند. ماجرای اختلاف مایلی‌کهن و قلعه‌نویی از مساوی استقلال و سایپا در لیگ هشتم شروع شد. یکی از روزهای پایانی اردیبهشت 88 بود که محمد مایلی‌کهن پس از اخراج دایی سرمربی تیم ملی شده بود و همزمان سرمربی سایپا هم بود. پس از تساوی استقلال و سایپا بود که تعدادی از هواداران خشمگین آبی‌ها که با این مساوی شانس استقلال را برای قهرمانی از دست رفته می‌دیدند شروع به فحاشی علیه مایلی‌کهن کردند. آنها اعتقاد داشتند سایپا با ضد فوتبال برابر استقلال، آبی‌ها را از جام دور کرده است.مایلی‌کهن هم که از شنیدن این شعارها آن‌ هم در حضور پسرش در ورزشگاه ناراحت شده بود، همه چیز را از چشم قلعه نویی دید و معتقد بودکه سرمربی وقت استقلال به سکوها برای فحاشی به او خط داده است. به همین دلیل روز بعد از بازی دست به قلم برد و با نوشتن بیانیه‌ای غیر متعارف که هیچکس انتظار آن را نداشت به قلعه نویی حمله کرد. «این آقایان کوتوله و سیاه کار (کل یوم) که حتی فاقد مدرک تحصیلی برای گروهبان قندلی‌شدن بوده اما لقب ژنرال را یدک می‌کشند»... «این مطالب شامل همه گنده باقالی‌هایی که به عنوان نوچه در کنار این آدم کوتوله هستند هم می شود»این قسمت‌هایی از بیانیه اول مایلی‌کهن بود که خواندن آن باعث شد تا چشم‌های همه از حدقه در بیاید. ادبیات حاجی مایلی در این بیانیه آنقدر سخیف و تکان‌دهنده بود که هیچکس باورش نمی‌شد مایلی‌کهن اینها را نوشته است، 24 ساعت بعد او بیانیه‌ای دیگر صادر کرد که به نوعی استعفای او از تیم ملی هم به حساب می‌آمد.مایلی‌کهن همچنین چند روز بعد از آن در پایان بازی استقلال اهواز و سایپا بار دیگر به قلعه نویی حمله کرد و او را متهم کرد که زمان حضورش روی نیمکت استقلال اهواز با تبانی با بازیکنان استقلال این تیم را در لیگ برتر نگه داشته است. در برابر این بیانیه‌ها و اتهامات امیر قلعه‌نویی سکوت کرد و تنها از مایلی‌کهن به کمیته انضباطی شکایت کرد. چند روز بعد این اتفاقات کلاس مربیگری روته‌مولر به صحنه درگیری لفظی مایلی کهن و قلعه‌نویی تبدیل شد و در صورتی که وساطت دیگران نبود کار به درگیری فیزیکی هم کشیده می‌شد، پس از این درگیری بود که فوتبالی‌ها برای آشتی دادن ژنرال و حاجی مایلی دست به کار شدند ولی ریش گرو گذاشتن هم باعث نشد این دو آشتی کنند. دعوای مایلی‌کهن و قلعه‌نویی در لیگ نهم هم ادامه پیدا کرد. «این آدم کوچولو بهترین ماشین را هم سوار شود نمی‌تواند بزرگ شود» ، «یا رب روامدار گدا معتبر شود/گر معتبر شود زخدا بی‌خبر شود»، «آدم نباید اصل و نسبش را فراموش کند، اگر به فامیلی این آقا نگاه کنی متوجه می‌شوی بچه کجاست» «این آدم ادعا می‌کند شاگرد من بود اما من شرمم می‌آید که چنین شاگردی داشته‌ام» اینها بخشی از حمله مایلی‌کهن به قلعه‌نویی بود که آبان 88 به سمت ژنرال حواله شد. در مقابل قلعه‌نویی هم، مانند چندماه پیش ساکت ننشست و جواب استادش را داد: «این آقا اراجیف می‌گوید»، «پول دارم و می‌خواهم شیک زندگی کنم» و «پولم برسد هواپیمای اختصاصی هم می‌خرم» جوابیه نرم امیر به سرمربی سایپا بود. جمله‌های آتشین دوطرف روزنه‌های امید را برای آشتی آنها از بین برد و حتی علی پروین هم که برای بازی رفت سایپا و سپاهان در لیگ نهم برای آشتی مایلی‌کهن و قلعه‌نویی به ورزشگاه انقلاب کرج رفته بود نتوانست این دو را آشتی دهد. با این وجود بازی برگشت سایپا و سپاهان دراصفهان نقطه پایان دعوای مایلی‌کهن و قلعه‌نویی بود و 13بهمن 88 بود که پیش از شروع این بازی ژنرال و مایلی آشتی کردند و به اختلافات پایان دادند.قلعه‌نویی و واعظهنوز که هنوز است واعظ آشتیانی و قلعه‌نویی سایه یکدیگر را با تیر می‌زنند و به نظر می‌رسد شکار عکس دونفره مدیرعامل و سرمربی سابق آبی‌ها به این زودی‌ها اتفاق نیفتد. اواخر شهریور 87 بود که پس از نتایج ضعیف استقلال علی‌آبادی که طاقتش طاق شده بود علی فتح‌الله‌زاده را برکنار کرد و حکم مدیرعاملی استقلال را به نام واعظ آشتیانی زد. واعظ آن روزها رئیس فدراسیون دوچرخه‌سواری هم بود. با ورود مدیرعامل جدید به مجموعه استقلال و اعتقادش به سبک مدیریتی خاص که تا آن زمان در این باشگاه اجرا نشده بود از همان روزهای اول شایعه اختلاف قلعه‌نویی و واعظ بر سر زبان‌ها افتاد. البته این اختلاف‌ها به سرعت تکذیب شد تا همه چیز آرام جلوه کند. روزهای پایانی لیگ هشتم بود که اختلاف واعظ و امیر علنی شد. مدیرعامل وقت آبی‌ها هنوز لیگ به پایان نرسیده بود از یک خانه‌تکانی برای فصل آینده خبر داد و گفت: «لمپن‌ها ‌جایی در استقلال ندارند.» حرف‌های واعظ کنایه‌ای به قلعه‌نویی بود که در اندیشه‌های مدیرعامل، او و اطرافیانش افرادی لمپن به حساب می‌آمدند که باید برای اسباب‌کشی از استقلال آماده می‌شدند. قهرمانی آبی‌ها با قلعه‌نویی در لیگ هم باعث نشد تا واعظ از تصمیمش کوتاه بیاید و او با گذاشتن شرایطی که می‌دانست قلعه‌نویی حاضر به قبول آنها نیست راه جدایی را برای ژنرال هموار کرد. قلعه‌نویی هم پس از پایان بازی استقلال ـ الجزیره در لیگ قهرمانان آسیا بود که جدایی‌اش را تأیید کرد: «من و واعظ دوستان خوبی هستیم ولی نمی‌توانیم همکاران خوبی باشیم.» امیر با گفتن این جمله از استقلال خداحافظی کرد و برای نشستن روی نیمکت سپاهان راهی اصفهان شد. او پس از امضای قرارداد با سپاهان گفت که دیگر درباره استقلال حرفی نخواهد زد. ولی سکوت امیر درباره استقلال طولی نکشید. صحبت‌های واعظ در جمع بازیکنان پیش از شروع لیگ نهم که با حمله به سرمربی سابق آبی‌ها شروع شد باعث شد تا دوباره امیر و مدیرعامل وقت استقلال روبه‌روی یکدیگر قرار بگیرند. «امسال در استقلال تبعیض نخواهیم داشت. دیگر آن دوران تمام شد که با توهین در رختکن با بازیکن برخورد شود، بازیکن نمی‌پذیرد در تمرین به او توهین شود و اسم آن را بگذارند مدیریت.» این گوشه‌ای از صحبت‌های واعظ برای بازیکنان بود که امیر قلعه‌نویی را نشانه می‌رفت. امیر هم حملات واعظ را بی‌پاسخ نگذاشت و با دفاع از اصولش واعظ را مدیری عشق دوربین عنوان کرد که تا به حال فقط جلوی دوربین عموپورنگ نرفته است. با شروع لیگ نهم هم انواع و اقسام بیانیه‌ها از طرف دو باشگاه استقلال و سپاهان صادر شد که ریشه در جنگ واعظ و امیر داشت. البته سفر حج واعظ باعث شد تا مدیرعامل وقت استقلال آبان 88 از امیر حلالیت بطلبد و دوطرف آشتی کنند. اما صلح قلعه‌نویی و واعظ چندماه بیشتر طول نکشید و دوباره آنها در رسانه‌ها همدیگر را هدف گرفتند، دعوای امیر و واعظ با وجود جدایی هر دو از استقلال این روزها کمرنگ شده ولی آنها حاضر به آشتی با یکدیگر و کنار گذاشتن اختلاف‌ها نیستند و شاید منتظر فرصتی برای ادامه این دعوا هستند.دایی و کریمی «دو پادشاه در یک اقلیم نمی‌گنجند» بهترین توصیف برای پی بردن به اختلاف دایی و کریمی است. جادوگر و شهریار سال‌هاست که رابطه خوبی باهم ندارند و اختلاف آنها یکی از دعواهای جنجالی فوتبالی‌ها در چند سال گذشته بوده است. سال 75 و بازی‌های داخل سالن جام رمضان نقطه شروع این جنگ بود. کریمی جوان که آن روزها هنوز معروف نشده بود در آن بازی‌ها به دایی یک لایی می‌اندازد و همین باعث خشم مهاجمی می‌شود که آن روزها تازه سری میان سرها درآورده بود و شماره 10 تیم ملی ایران را قبضه کرده بود. چهار سال بعد مصاحبه کریمی با هفته‌نامه تماشاگران اختلاف او و دایی را به اوج رساند. جادوگر در آن مصاحبه گفت: «علی دایی با همه جایش گل می‌زند با قلم‌بند، با شکم و ... به نظرم خدا دایی را بغل کرده!» دایی مصاحبه کریمی را بی‌پاسخ نگذاشت. او در مصاحبه با روزنامه ورزش و اندیشه جواب جادوگر را داد: «حتی کفش‌هایم را هم نمی‌دهم بازیکنی مثل کریمی جفت کند». پس از آن بود که رابطه دایی و کریمی با وجود بازی کردن کنار همدیگر در تیم ملی هیچ وقت خوب نشد. «در جام جهانی توی چشم من نگاه می‌کردند ولی پاس نمی‌دادند» این را دایی پس از پایان جام جهانی 2006 آلمان گفت و به عقیده او کریمی یکی از همان بازیکنانی بود که به او پاس نمی‌داد. این اختلافات ادامه داشت تا اینکه دایی سرمربی تیم ملی شد. با وجود اختلاف با کریمی،‌دایی او را به تیم ملی دعوت کرد ولی مصاحبه او علیه مسئولان فدراسیون باعث شد تا از تیم ملی خط بخورد. با گذشت ماه‌ها از این اتفاق دایی دیگر کریمی را به تیم ملی دعوت نکرد آن هم در روزهایی که تیم ملی در شرایط حساسی بود. این مسأله باعث شد همه به فکر آشتی آنها بیفتند. در بازی پرسپولیس – برق در لیگ هشتم دایی به ورزشگاه رفت و قرار بود مراسم آشتی‌کنان بین دو نیمه برگزار شود ولی برخورد سرد کریمی با دایی و خارج شدن او از اتاق نشان داد جادوگر قصد آتش‌بس ندارد. پس از اخراج دایی از تیم ملی بود که کریمی در مصاحبه‌ای غرور و لجبازی او را باعث به این روز افتادن تیم ملی دانست. سرمربی سابق تیم ملی که سکوت کرده بود جواب کریمی را نداد. دعوای دایی و کریمی تا سال گذشته به صورت آتش زیر خاکستر باقی ماند تا اینکه انتخاب دایی به عنوان سرمربی پرسپولیس باعث شد تا رؤیای هواداران قرمزها برای بازگشت جادوگر به آرزویی محال تبدیل شود. کریمی آن روزها درباره شایعه برگشتنش به پرسپولیس با وجود حضور دایی گفت: «تا زمانی که دایی سرمربی پرسپولیس است به این تیم برنمی‌گردم چون این هم به نفع من است و هم به نفع او»، ‌دایی هم مصاحبه کریمی را بی‌جواب نگذاشت: «او نظرش را گفته اما هر وقت برای او دعوت‌نامه فرستادم او می‌تواند اظهار نظر کند». از آن روز تا به حال کریمی و دایی هر چند علیه هم حرفی نزده‌اند ولی هنوز رابطه آنها تیره است و خبری از آشتی نیست. علی‌آبادی و دادکان «تا وقتی از من عذرخواهی نکنند برنمی‌گردم» این را محمد دادکان می‌گوید. مخاطب او محمد علی‌آبادی است‌. دادکان و علی‌آبادی هر دو این روزها خارج از گود نشسته‌اند و تقریباً دستشان از پست‌های ورزشی خالی است ولی این دلیل نمی‌شود رئیس سابق فدراسیون فوتبال بلاهایی که در زمان ریاست علی‌آبادی در سازمان تربیت بدنی بر سرش آمده فراموش کند، به همین دلیل هم هست که هنوز به دنبال عذرخواهی علی‌آبادی است تا برگردد. پس از انتخاب علی‌آبادی به عنوان رئیس سازمان تربیت بدنی در اواخر تابستان 84 اختلاف رئیس جدید با رئیس وقت فدراسیون فوتبال شروع شد و این دو از همان ابتدا نشان دادند که نمی‌توانند با یکدیگر کار کنند، به همین دلیل سازمان تربیت بدنی با فشار بر دادکان به دنبال استعفای او بود ولی او مقاومت می‌کرد. اختلاف بر سر فینال جام حذفی سال 85 نقطه اوج این اختلاف‌ها بود. سرانجام پس از حذف ایران از جام جهانی 2006 بود که علی‌‌آبادی بهترین فرصت را برای برکناری دادکان پیدا کرد البته برکناری دادکان باعث تعلیق فوتبال ایران شد ولی حداقل برای علی‌آبادی این حسن را داشت که یکی از جدی‌ترین منتقدانش را از میان برداشته بود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار