مرتضی حیدری درسال 1333 در دماوند بهدنیا آمد. بهخاطر علاقه و استعدادی كه از او توسط معلمانش مشاهده شد درسال 1354 وارد دانشكده هنرهای زیبای تهران شد و درسال 1363 در دانشكده تربیت مدرس فوقمدرسی هنر(فوقلیسانس) تحصیل كرد و در سال 1378 به تحصیل درمقطع دكتری پژوهشی هنر اهتمام نمود. حیدری از چهار سال گذشته همكاریاش را با ستاد بازسازی عتبات عالیات آغاز نمود و تاكنون طرحهایی برای حرمهای شریف كربلا، نجف و سامرا به تأیید رسانده است. از اهم مسئولیتهای مرتضی حیدری میتوان به موارد زیر اشاره كرد: 1) عضویت شورای هنری مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) بهمدت 12 سال 2) عضویت هیأت امنای هنرهای تجسمی ایران بهمدت 8سال.3) عضو شورای هنری ستاد عتبات عالیات بهمدت چهار سال.همچنین مرتضی حیدری درسال 1387 دبیری همایش دوسالانه نقاشی ایران و در سال 88 دبیری دوسالانه نگارگری را برعهده داشته است و برگزاری 10 وركشاپ در زمینههای مختلف را در پرونده هنری خود دارد. بررسی خلاقیت در بداههسازی «تز» دكتری مرتضی حیدری بوده است. در روز دوم مردادماه با این هنرمند متعهد گفتوگویی انجام دادهایم كه ماحصل آن تقدیم علاقهمندان میشود.آقای دكتر لطفاً تعریفی جامع از نگارگری بفرمایید و در مورد كمپوزیسیون (تركیببندی) این هنر توضیحاتی ارائه دهید.نگارگری كه بعضاً به غلط مینیاتور گفته میشود، از «نیچر» یعنی خردهپردازی، ریزپردازی كارهای نچرالی كه مینی و كوچك باشد، گرفته شده است؛ یعنی طبیعت كوچك؛ درحالی كه مینیاتور و مفهوم آن با نگارگری اصلاً جور نیست و ما قطعاتی داریم بسیار بزرگ و از صفویه به بعد كارهای بزرگ روی دیوار میآیند. بنابراین این لفظ، لفظ شایسته و بایستهای برای این هنر نیست. حقیقت هنر نگارگری، نگارگری است؛ نگاشتن، نگاریدن به مفهوم ثبت كردن و حك كردن است وقتی ما در اصطلاح عمومی داریم كه یك اثر هنری وقتی تركیببندی یا كمپوزیسیون نداشته باشد اصلاً اثر هنری نیست. ما دربحثهای نظری نگارگری و هنرهای ایرانی میگوییم كه تركیب درست، حسن همجواری فرمها درست، اما اینها مبتنی برچیست؟ در نگارگری مبتنی بر اسمش ما حكمت انسی داریم. مثلاً در نگاه غرب گیاه مهم است از كوه و دره مهمتر است و حیوان از درخت بالاتر است و انسان از همه بالاتر است اما در نگارگری تمام اجزا ارزشی یكسان دارند، ولی یك شرط خاص در هنر شرق بهخصوص نگارگری هست كه اجزای یك اثر مبتنی بر انس و حسن همجواری است كه كنار هم قرار میگیرند. در اصل رابطه عاشق و معشوقی با هم دارند. من به این فكر میكردم كه مبانی این نظریه كجاست كه بعداً پیدا كردم كه در اشعار حافظ و خصوصاً مولوی بود. مولوی با نگرهای در نگارگری و با نگاه نگارین به عالم میگوید: «حكمت حق در قضا و در قدر كرده ما را عاشقان یكدگر. جمله اجزای جهان زان حكم پیش/ جفتها و عاشقان جفت خویش» همه ذرات عالم رابطه عاشق و معشوقی دارند.استاد، لطفاً در مورد فلسفه هنر نگارگری بفرمایید كه از چه منظری به فرم، رنگ، حجم و كلاً یك اثر هنری نگاه میشود؟در نگاه شرق دور و ایران، بهخصوص نگارگری ایرانی اسلامی هیچ شمایی را قطعی و تمام شده نمیدانند. چون میگویند جهان دائم در حال حركت است و چون جهان دائم درحال كون و فساد است محو حیاتی كه در نظریه ملاصدرا و بهنوعی در نظریه ابنعربی است میگوید كه جهان لحظهلحظه میمیرد و زنده میشود و حیات جدید پیدا میكند. خداوند لحظهلحظه حیات را خلق میكند این نیست كه یكی را خداوند بهدنیا آورده و میرود در 80 یا 90سالگی میمیرد و تمام میشود. بهقول ابنسینا «لبس بعد از لبس»، یعنی موجودات درحال لباس عوض كردنند جالب این است كه در شرق دور وجود از عدم وجود آمده، به قول مولانا «سوی هستی از عدم در هر زمان/ هست دائم كاروان در كاروان/ باز از هستی روان سوی عدم/ میروند این كاروانها دم بهدم»بفرمایید كه كار نگارگری را كی و از كجا شروع كردهاید؟من باید بگویم كه من به شكل تخصصی سراغ نگارگری نرفتم و فقط دوره كارشناسی ارشد در دانشگاه تربیت مدرس یك بحثی در مورد مبانی نظری نگارگری پیش آمد و من نظراتی را خدمت استاد بروجنی ارائه كردم و ایشان پسندید و برای اینكه مرا بیازماید به من گفتند كه آیا تواضع میكنید بروید خدمت استادی و دركنار دانشجویان ترم دوم كارشناسی بنشینید؟ من در آن موقع در دانشگاه هنر تدریس داشتم، گفتم بله خلاصه رفتم و خدمت استاد عبدالله باقری ــ رحمتالله علیه ــ زانو زدم. در اینجا حدود چهار ماه تذهیب و طراحی سنتی كار كردم.استاد، شما حدود چهار سال است كه با عتبات عالیات همكاری دارید و طرحهایتان در حرمین عسكریین، سامرا، مرقد مطهر سیدالشهدا كار شده و اخیراً هم طرحتان برای گودال قتلگاه پذیرفته شده، بفرمایید این سعادت چگونه برای شما اتفاق افتاد؟من از مولا علی خواستم كه امر كنند تا كاری برایشان انجام دهم، چیزی نگذشت كه آقای حقیقتپور به من زنگ زدند و فرمودند كه به عتبات عالیات بروم. من خدمت ایشان رسیدم. حدود شش ماه با آقای دكتر رجبی، دكتر حسن برخواری، دكتر شریفزاده و با جمعی بالغ بر 17 نفر، مبانی نظری ضریح جدید امام علی(ع) را درآوردیم، بعد شروع به طراحی كردیم. در این طراحیها پیشنهاد طرح برای آقای محمدباقر آقامیری هم درآمد.من با آقای آقامیری روی یك طرح كار كردیم و آقای فرشچیان هم كه امریكا بودند تشریف آوردند و شروع بهكار كردند و درنهایت دو طرح آماده شد ولی متأسفانه فشار پشت صحنه نگذاشت طرح ما قبول شود.فشار پشت صحنه از سوی مدیران كشورمان اعمال شد؟خیر، از سوی بعضی از گروهكهای افراطی در نجف و شهرهای دیگر.در مورد فضای كار در بارگاه حضرت اباعبدالله(ع) بفرمایید.در حرم حضرت امام حسین(ع) همین فشار اعمال شد ولی خوشبختانه موفق نشدند چون خدمت آیتالله سیستانی رسیدیم و ایشان از نجف به كربلا زنگ زدند و فرمودند كه برادران ایرانی فردا عازم كربلا هستند. وقتی كه آمدند اندازهگیری، طراحی و ساخت و نصب باید با برادران ایرانی باشد و ما با تأیید كامل رفتیم و آنها بسیار سرد با ما برخورد كردند.بعد آقایی كه با آیتالله سیستانی صحبت كرده بود و متولی حرم حضرت اباعبدالله(ع) بود، آمد و گفت حضرت امام حسین(ع) عشاق خیلی زیادی دارد حتی غیرمسلمان، همه مایل هستند كه كمك كنند كه این حرم بازسازی شود و ایرانیان هم در این بین خیلی مشتاقند، ما آن را انجام میدهیم و شما هم در این مسیر اگر پول یا نذوراتی دارید، بدهید تا ما كارمان پیش برود. این جو پنهانی است كه در آنجا حاكم است به هرحال ضریح اباعبدالله(ع) در قم دارد ساخته میشود كه طرح آقای فرشچیان است هرچند آقای آقامیری هم طرحی كاركرد ولی سریعاً به احترام آقای فرشچیان كنار كشید.من الان كه طرحها را میبینم و فضایی از كارهای طراحی سنتی استادان دیگر را در ذهنم مرور میكنم باید بگویم كه طرحهای ارائه شده زیاد بوده است و گاه طرحهایی بسیار قوی از لحاظ ساختار در این میان دیده میشود؛ بفرمایید چه عامل خاصی باعث پذیرفته شدن طرحهای شما شد؟این لطف مولاست. من واقعاً از مولا علی(ع) طلب كردم و خواستم كه در این زمینه كار كنیم و پیش از این قضیه من با آقای صداقت جباری(نقاش و خوشنویس) در بین ضریح حضرت رسول(ص) و منبر ایشان ایستاده بودیم و به این خاطر كه اعتقاد دارم كه حضرت زهرا(س) در بقیع نیستند و حضرت زهرا(س) حتماً در خانه خودشان دفن هستند چون ما روایتی از ایشان داریم كه بین قبر من و محراب حضرت رسول(ص) دری از درهای بهشت است من حدس میزنم كه این در فقط بابالزهرا ومزار حضرتش است. در آنجا به آقای جباری گفتم كه من در اینجا دعا میكنم و مطمئنم اجابت میشود و شما بزرگواری كن و آمین بگو. من دعا كردم و گفتم كه خدایا! به عظمت و عصمت زهرا(س) كاری كن كه این دیوارها و این نقشهای نحیف درجه سه و چهار بهدست ما ایرانیها كار شود و من توفیق داشته باشم كه یك نقشی از نام حضرت زهرا در اینجا بیاورم. اتفاقاً آخرین كاری كه با آقای جباری كردیم یعنی گودال قتلگاه با خط آقای جباری بود. یعنی جملهای بود كه میگوید: «سلام بركسی كه گونههایش خاكآلود بود و سلام بركسی كه در انظار سرش را از تن جدا كردند.» این دعا قسمتی از دعای ناحیه مقدسه است كه این عبارت را زیر یكی از كتیبههایی كه در گودال قتلگاه كار كردیم، وجود دارد.وقتی طرحتان برای ضریح مبارك حضرت امیرالمؤمنین(ع) پذیرفته نشد، ناراحت نشدید؟خب من طراحی را یك سال زودتر از آقای آقامیری شروع كردم ولی اعتقادم این بود كه نباید هنر ملی ایران را ساده گرفت، چون این چیزی نیست كه مربوط به یك نفر باشد، چون بعدها نمیگویند این كار فرشچیان است یا كار آقامیری یا حیدری. باید تمامیت هنر و صحت و ذوق ایرانی درآن باشد. بهخصوص مبانی نظری هنر در آن دیده شود.من در یكی از طرحهایم نام محمد(ص) را نوشتهام و فرمهایی را در دوطرف آن آوردهام كه به مثابه دستهای مبارك حضرت(ص) است و اگر روی این دستها یك شمسه 12 پر بیاورم كنایه از غدیر و تشیع است و نشاندهنده دودستی است كه علی را بلند كرده، ما در اینجا نمیتوانیم نقش واقع گرایانه داشته باشیم بهخاطر اینكه هنر سنتی كاملاً نمادین و نشانهشناسی است.باتوجه به ابعاد مختلف شخصیت مولیالموحدین علی علیهالسلام، شما درپی بیان نمادین این ابعاد شخصیتی بودید یا فقط به غدیر اكتفا كردید؟ما درپی نقشی بودیم كه در آن از مقام حضرت درشجاعت هم المانهایی بیاوریم و نقشی بزنیم كه یادآور لافتیالاعلیو لاسیف الا ذوالفقار باشد و مفهوم امیرالمؤمنین(ع) را در آن بیاوریم و درمجموع درپی این بودیم كه بگوییم علی(ع) اشرف است.این ایدهها به مرحله طراحی رسید یا خیر؟متأسفانه خیر، چون بعد از دو سال آنها گفتند كه تصمیم ندارند ضریح را تعمیر یا تعویض كنند.اگر این طرحها عملی شوند فكر كنم كار نهایی از زیربخش صنایع دستی خارج میشود و در ردیف آثار هنری معناگرا قرار میگیرد، آیا اینگونه است یا خیر؟بله، دقیقاً همین است. مثلاً فرش یا صنایع فلزی كه تولید میشود یك چیز است و چنین كاری كه مولد است و پایگاه فكری و مبانی نظری درستی دارد، چیز دیگری است.در مورد طرحهای سامرا بفرمایید.روزی از عتبات عالیات پیغام دادند كه عدهای از سامرا به ایران آمدهاند و میخواهند طرح پیدا كنند و بهرغم ممنوعیت ورود به ایران به اینجا آمده بودند. از عتبات خبر دادند كه این گروه عازم مشهدند و تا سه روز دیگر هم به تهران برمیگردند و باید تا سه روز دیگر طرحهایتان آماده باشد. این اتفاق درماه مبارك رمضان پارسال اتفاق افتاد و من روزهای هفدهم، هجدهم و نوزدهم ماه مبارك را به طراحی پرداختم و تمام كارها را كنار گذاشتم و آن سه طرح را آماده كردم، ولی واقعیت این بود كه از دو طرح راضی نبودم و آن یكدستی هنر صفویه را نداشت. بنابراین عصر هجدهم از خود مولا علی(ع) مدد گرفتم و گفتم آقا این غلطی است كه من كردهام، حالا شما عنایت كنید، بركت دهید و سامان دهید كه طرحی فاخر برای شما كار كنم. بنابراین كارم را روی طرح سوم شروع كردم. خدا میداند كه دست به روانی حركت میكرد، تركیبها به راحتی همدیگر را میپذیرفتند و شكل زیبایی كه در هنر سنتی ما وجود دارد، جا افتاد و كلمات را كه آزمایشی نوشته بودم خوب درآمد. عاقبت از ستاد عتبات خبرم كردند و گفتم من یك ساعت دیگر میآیم. رفتم و طرح سوم را باز كردم كه همه داد زدند و گفتند احسنت و با هم با هیجان گفتند كه این خوب است و این طرح صفوی اصیل است و گفتم كه اگر كار را قبول دارید آن را امضا كنید. كه آن... با لاتین نوشت OK و تاریخ میلادی هم زد.آیا برای پذیرفتن طرحهایتان داوری صورت میگرفت یا فقط سلیقهای بود؟خیر، اتفاقاً یك شورای باصلابت و 19نفره كارها را داوری میكرد. آیا برای پذیرفتن طرحهای شما یا رد كردن طرح سایر هنرمندان دلیل اقامه میشد؟بله، باید آن طرحها با مبانی نظری كه قبلاً روی آن مطالعه كرده بودیم همخوانی داشت.در مورد اجرای طراحی طرح«ازاره» در دیواره داخلی حرم امام حسین (ع) بفرمایید.در اینجا تمام سنگها چهل سانت چهل سانت بود كه یك دفعه در آخر یك 64 سانت درآمد. ما مجبور شدیم برای اینكه نظام طرح بههم نخورد سنگ را كوچك كنیم و كار درست درآید به این مفهوم كه آن سنگ 64 سانتی را وسط قرار دادیم و جالب این است كه عرض سنگها هم 72سانت بیدخالت ما درآمد.مگر شما در ابتدا اندازه دیوارهای داخلی حرم را نداشتید كه با مقیاسی كوچكتر و تقسیم تعداد سنگها در آن اندازه طرح را پیاده كنید؟خیر چون حرم یك ابعاد استاندارد دقیق نداشت.آقای دكتر طبق شنیدهها مرقد مطهر حضرت امیرالمؤمنین علیه الاسلام از طراحی و اجرای شگفتانگیزی برخوردار است. احتمالاً شما در بررسی و مطالعه این حرم شریف به این نكات برخوردهاید. اگر چنین است كمی توضیح دهید.مرحوم شیخ بهایی رحمت الله علیه طراحی و معمار مرقد امام علی (ع) بوده است ایشان اینقدر دقیق عمل كرده و اعداد و نظم ریاضی را با دقت به كار برده كه انسان حیرت میكند. یعنی حیاط 110 در 110 متر است. به این خاطر كه نام مبارك حضرت در حروف ابجد 110 میشود ایشان حیاط را بر این مبنا طراحی كرده. مثلاً دیوار داخل حیاط به حدی بلند است كه انسان در ابتدا میگوید چرا این دیوار اینقدر بلند است.بعد می فهمیم كه در آن زمان گرد و خاك و طوفان به حدی زیاد بوده كه شیخ بهایی به این خاطر كه گرد و خاك داخل حرم ننشیند دیوارها را بلند گرفته است. یا مثلاً بین پنجره و شبكهها را 110سانتیمتر گرفتهاند، یعنی تناسبات هندسی و حروف ابجد و معانیای(مفاهیمی) كه در آنها هست را كاملاً رعایت كردهاند.جنس سنگهای به كار گرفته در حرم امام حسین(ع) چیست؟جنس سنگها از مرمر سبز شفافی است كه ظاهراً در معدن سیمرون است.استاد لطفاً در مورد گودال قتلگاه بفرمایید و خصوصیات طرح این مكان مقدس را تشریح كنید.گودال قتلگاه محلی است كه حضرت اباعبدالله ذبح میشوند. حضرت اباعبدالله(ع) در جایی كه از اسب فرو میافتد گودال قتلگاه است كه جای گودی است. اما جایی كه حضرت دفن میشود ده، بیست متر از آنجا فاصله دارد. جالب این است كه یك بزرگواری در ایران خواب میبیند و به عراق دعوت میشود برای گمانهزنی محلی كه در خواب دیده بود. ایشان در خواب میبیند كه حضرت عباس(ع) از توی قبر خود بلند شدهاند و نگاه میكند كه تا نزدیك به ساق پای مباركشان آب جمع شده و دوستان ایرانی به موقع كمك كردند ساختند و احیاء كردند بدون اینكه تركیب آنجا به هم بخورد. از طرف باب القبله كه وارد میشوید طرح من اجرا خواهد شد. هر چند كه قراردادی هم برای باب القبله بستهام.واقعاً حضرت خودش تفقد كردهاند چون كار من در حدی نیست كه لایق كار آنجا باشد.تا آنجایی كه من میدانم قبل از این چهارسالی كه شما با ستاد عتبات همكاری داشتهاید، كار نگارگری انجام نمیدادید و عمدهترین كارتان نقاشی بود. با توجه به ضعف تكنیكی كه خودتان عنوان فرمودید فكر میكنید چه عاملی باعث شكوفایی در شما شده؟حقیقت این است كه بنده توفیقاتی را در جاهایی پیدا كردهام و این توفیقات به جهت دعایی است كه پدرم در ایام عاشورا میخواند و به من نیز آموخته.ممكن است لطف كنید و عین دعای مذكور و فلسفه این دعا را بفرمایید؟بله حتماً. پدرم فرمودند كه وقتی حضرت اباعبدالله آخرین وداعش را با حضرت زینب(س) كرد وقتی چند قدم دور شد برگشتند و دیدند كه زینب(س) لبهایش میلرزد و زانوانش سست شده و دشمنان هم در بیرون هلهله كنان شادی میكنند. زینب(س) این صحنه را تاب نیاوردند امام حسین(ع) برگشتند و به خواهر خود فرمودند كه ای زینب تودختر علیهستی. صبور و محكم باش چون كوه، تا من زندهام ناله و شیون نكن سپس دست روی سینه زینب(س) گذاشتند و گفتند كه با من این دعا را تكرار كن و خواندند كه :«اللهی بحق یس و القرآن الحكیم طه والقرآن العظیم» حضرت وقتی این دعا را خواندند زینب (س) شد كوه، شد علی(ع) دیدیم كه در صحنه وحشتناك كه سربریده اسرا را ردیف كردند و آنها را تحقیر میكنند به حضرت سجاد(س) و زینب گفتند كه دیدید خدا با شما چكار كرد؟ دیدید كه خدا برادرهایتان را كشت و ما را پیروز گرداند؟ حضرت زینب(س) فرمودند:«ما رأیت الاجمیلاً، ما چیزی غیر از زیبایی ندیدیم.» این جمله عجیب است. وقتی زینب(س) این جمله را با قدرت گفتند همه گفتند كه این صدای علی(ع) بود. برای همین پدرم گفت هر جا كه مستأصل شدی این دعا را بخوان و من در وقت ارائه طرحها این دعا را از ته دل خواندم.استاد حیدری آنطور كه من شنیدم شما برای دروازه ورودی به حرم حضرت امیرالمومنین علیه السلام هم طرحی زدهاید. در صورت تأیید در این خصوص توضیح دهید.بله، درست است. واقعیت این است كه من وقتی برای اولین بار برای زیارت حضرت امیر (ع) شرفیاب شدم دیدم وای خدای من در هشت یا 10 قدمی دیوار حرم مغازه كله پاچهای استخوانهای زائد، گوشت و اضافات مغازهاش را ریخته كنار دیوار ورودی حرم كه مثل كوه به ارتفاع یك متر و نیم بود. میتوانید تصور كنید مگسها در آنجا چه میكردند بهجز آن، مغازههای بقالی پنیر و ماست خراب و آشغالهایشان را هم آنجا ریخته بودند. خلاصه بینهایت كثیف بود. به دوستم گفتم یعنی چه؟پس حریم حرم كو؟ دوستم گفت حریم چیه؟ گفتم آقا قبل از اینكه ما به حرم برسیم باید چیزی به ما بگوید كه شما به حریم مولا علی (ع)، نزدیك میشوید. علی كه دوست و محبوب خداوند است. پس از این ماجرا سریعاً نشستم و شروع كردم به طراحی یك در ورودی كه در آن فضایی باز در مقابل دارد و بعد به حرم ختم میشود، به اضافه فضا سازی با گل و گیاه كه ورودی آن در كنترل نگهبان باشد كه زائران را راهنمایی هم بكند. وقتی بعد از 6 ماه به رئیس ستاد نشان دادم، ایشان گفت: آقای دكتر مدنی رئیس دانشكده معماری دانشگاه شهید بهشتی آنرا ببیند. وقتی كه آنرا به دكتر مدنی نشان دادم خوشش آمد و گفتم كه جسارت است با اینكه رشتهام این نیست ولی چنین طرحی را كار كردهام و ایشان گفت كار قشنگ و خوبی است و آنرا از من گرفت. من هم یك سال و نیم دوباره روی آن كار كردم و هیچ خبری نشد تا عاقبت یك روز یكی زنگ زد. آقای حقیقتپور رئیس قبلی ستاد عتبات بود كه استاندار اردبیل شده بود، خلاصه این طرح به عنوان طرحی اصولی پذیرفته شد. و این كار من نبود بلكه معجزه علی علیهالسلام بود كه در آنجا نماز خانه مردانه زنانه، سقاخانه، امداد خودرو، درمانگاه و مكانهای ضروری در این طرح تعبیه شده.طرح دروازه حرم امام علی علیه السلام الان در چه مقطعی است؟الآن تخریبها صورت گرفته، پیها را كندهاند و مراحل كار را دنبال میكنند.خودتان طرح اجرا شده دیوارهای مرقد مطهر سیدالشهدا(ع) را دیدهاید؟نخیر. هنوز نه. پاسپورتم دیروز آماده شد كه انشاءالله به زودی عازم زیارت هستیم.استاد كسانی كه در چنین سعادتهایی سهیم بودهاند آنچنانكه از روایات و استشهاد تاریخ بر میآید با خدمتگذاری ائمه (ع) خودشان را برای روز حساب بیمه كردهاند آیا شما هم این طور فكر میكنید؟اینطور هم نیست.تعارف نداریم شما بهتر از من میدانید كه در سرگذشت استادان هنر سنتی كشور و كسانی كه به این سعادت پیوستهاند چه اتفاقاتی افتاد.انشاءالله كه این طور باشد، من این امید را دارم كه محب علی هستم.آیا در راه خدمتگزاری به ائمه (ع) آرزویی دارید كه فكر كنید با انجام آن بزرگترین آرزویتان بر آورده شده و به واسطه آن با دست پر در روز حساب حاضر میشوید؟بزرگترین آرزویم این است كه برای سردر ورودی بقیع كار كنم (اشك در چشمان استاد حلق میزند)متن كامل این مصاحبه را اینجا بخوانید!