کد خبر: 406448
تاریخ انتشار: ۲۵ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۹:۵۲
فرقه‌سازی در تاریخ اسلام،‌خصوصاً تشیع از موارد نکوهیده است که در تاریخ معاصر با استعمار نیز پیوند یافت. اما فرق تولید‌شده در اسلام معمولاً به گفتمان هژمون تبدیل نشده‌اند. فرقه‌سازی با جنبش، حزب، باند، گروه، انجمن و... تفاوتی ماهوی دارد.
بدین معنی که در فرقه‌سازی حتماً جنبه‌های اعتقادی و آرمانی به نحوی وارد می‌شود. از طرف دیگر همه کسانی که در تاریخ اسلام خرده گفتمانی را طرح نمودند شاید هدف خویش را تشکیل فرقه قرار نداده‌اند اما تمایز گفتمانی و حرکت در بستر تاریخ، کم کم ماهیت فرقه را مشخص کرده و به صورت اپیدمی ماندگار شده و در زاویه‌ای از دین قرار می‌گیرد.
فرقه‌سازی معمولاً قرائتی اعتقادی از دین است که چند مؤلفه آن از گفتمان مسلط متمایز است یا تلاش می‌نماید مواردی از دین که به ظاهر سختگیرانه است را تعدیل نماید و اصطلاحاً «راحت‌سازی» صورت گیرد.
البته عکس آن هم صادق است؛ یعنی جنبه‌های سختگیرانه دینی را به نمایش می‌گذارند تا برخی بر این باور سوار شوند که بهای بهشت سنگین است و باید تلخی‌های فراوانی را تحمل نمود. امروز وهابیت به این درد مبتلا است. خوشبختانه فقه پویای شیعه باعث شد تا در یکصد و پنجاه سال اخیر امر فرقه‌سازی با مشکل مواجه شود؛ بنابراین شاید غیر از انجمن حجتیه نتوان فرقه‌ای را ارائه کرد که از گفتمان اصیل اسلامی متمایز باشد.
فرقه‌سازی معمولاً ردپایی به تظاهر به مهدویت پیدا می‌کند و راز آلوده نشان دادن گفتمان، موجب توهمی می‌شود که ماحصل آن جذب ساده اندیشان و عقل فروشان می‌گردد. در حال حاضر فرقه‌سازی با قرائت تلفیقی از سنت و مدرنیسم صورت می‌گیرد؛ بدین معنی که شبکه‌سازی که از رهاوردهای مدرنیسم است یکی از راه‌های گفتمان‌سازی و غیریت‌سازی است.
روزهای گذشته حجم زیادی از مطالب شخصیت‌ها و رسانه‌ها به سخنان جناب مشایی تعلق گرفت که برخی از نقادان سخنان وی را معادل فرقه‌سازی تفسیر نمودند. زیرا تولید مفاهیم جدید می‌تواند شاخص دیگری از فرقه‌سازی باشد. خوشبینانه‌ترین برداشت از سخنان ایشان این است که بگوییم وی در استخدام واژه‌ها برای محاوره مشکل جدی دارد و تلاش می‌نماید از ادبیات «معرفه» استفاده نکند.
بنابراین تولید مفاهیم جدید با دستگاه معنادهی به واژها در ایران همسو نیست؛ لذا معنایی قدرتمند اگر نابجا به کار گرفته شود اتهام فرقه‌سازی قطعی خواهد بود. واژه مکتب در ادبیات علمی و دینی اسلام و غرب دارای معنایی خاصی است. اینکه گفتمان اسلام ناب محمدی یا اسلام سیاسی مدنظر امام (ره) را «مکتب ایرانی» بخوانیم صرفاً یک برداشت شخصی است و برداشت شخصی نباید از جایگاه حقوقی و حکومتی بازتاب یابد.
یکی دیگر از شاخص‌های فرقه‌سازی تنه زدن به تن بزرگان دین است؛ بدین معنی که بزرگان دین مجبور شوند برای پاسداری از امانتی که در عصر خویش حمل می‌کنند به میدان بیایند و احساس خطر کنند. بنابراین مراقبت برای عدم ثبت قرائت‌های غیر مکتبی از اسلام امری لازم و ضروری است.
به خصوص اگر از سکوی اصولگرایی، مدعی نوگرایی در ادبیات دینی شویم. راه‌حل مسأله پیش آمده خیلی پیچیده نیست؛ لزومی ندارد که مسئولان اجرایی کشور در حوزه دین نظریه‌پردازی کنند. اگر این اصل رعایت شود اتهامات و سوء ظن‌ها و تنش‌ها و واکنش‌ها خاتمه می‌یابد.
صاحب گفتار باید در نگاه جامعه خویش نسبت به موضوعی که طرح می‌نماید مرجعیت داشته باشد، در غیر این صورت روانه شدن هر اتهامی محتمل است و چه بسا برخی از مرز تقوا هم خارج شوند. اما پیشگیری بهتر از درمان است. راه درمان وضع موجود سکوت و عرصه دین را به دینداران و عرصه اجرایی را به مجریان سپردن است. امید است افکار عمومی محترم شمرده شود و تجربه‌های مکرر ذخیره آینده گردد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار