
نظام مبتني بر تفكيك قوا و وجود سلايق مختلف در بين مسئولان و مديران و گاهي نيز غفلتها و يكجانبهگراييها منجر به تفاوت ديدگاه و رويه ميشود كه تا حدودي طبيعي است و در مواردي كه ناشي از غفلت و يكجانبهنگري است نياز به تذكر و اصلاح دارد. اما مدتي است كه جريان رسانهاي وابسته به فتنهگران و مدعيان اصلاحات، پس از جمعبندي عوامل منجر به ناكامي در كودتاي رنگي و فرصت تلقي نمودن تهديدات بيگانگان، بزرگنمايي اين قبيل تفاوت رويهها و اختلاف افكني بين مسئولين نظام را در دستور كار خويش قرار داده و همه روزه تيترهاي اصلي روزنامهها و سايتهاي خود را به اين قبيل مسائل دشمن پسند اختصاص داده و بر طبل اختلاف ميكوبند. گرچه با توجه به چنين وضعيتي قبل از هر كس بايستي مسئولان و مديران در عين توجه به وظايف و مسئوليتها، حل مسائل را در مجاري منطقيدنبال نموده و از پرداختن به برخي اختلافات بيهوده خودداري نمايند تا بهانه به دست اختلاف افكنان ندهند، اما اصرار بر سياهنمايي از سوي دستگاه رسانهاي مدعيان اصلاحات و حاميان فتنه در اين مقطع ميتواند دال بر گمانههاي زير به حساب آيد: 1-همسويي و هماهنگي با استراتژي «فشار از بيرون و شكاف از درون» كه در اتاقهاي فرمان معاندان و معارضان نظام مقدس جمهوري اسلامي در خارج و داخل كشور مورد توافق و پس از يأس از خرداد داغ و ادامه فتنهگري و اردوكشيهاي خياباني در دستور كار مجموعه نيروهاي مخالف نظام قرار گرفته است.
2- سرگرمي مسئولين و مردم به اختلاف تصنعي و حاشيهپردازيهاي مهندسي شده براي كشاندن مسئولان و مديران به حاشيه و بازداشتن آنان از متن مسئوليتها و وظايف و تحميل ناكارآمدي و نارضايتي ناشي از آن در راستاي اهداف حقيرانه سياسي كه در واقع نوعي بيتوجهي به منافع و امنيت ملي و باز همگامي با بيگانگان و دشمنان پيشرفت مردم و كشور عزيزمان ميباشد.
3- جبران اختلافات دروني جبهه فتنه و مدعيان اصلاحات كه حتي در لايههاي رهبري تكروي و اختلاف را از اهالي كوفه به ارث برده و چنان بياعتباري در بدنه دامن زده كه علاوه بر ريزشهاي سنگين امواج انتقاد و اعتراض به بيتحركي، شعارزدگي و ادعاهاي توخالي سران فتنه را رقم زده است. حال اين سياهنمايي و بزرگنمايي اختلافات مسئولين نظام ميتواند دلخوشي سمپاتها و همچنين توليد حاشيه و سايهاي ولو موقت را براي سران فتنه توليد نمايد.
4- مأيوس ساختن مردم و ايجاد شكاف و گسست بين مسئولين و مردم كه برخاسته از تجربه فتنهگران در دوران حاكميت آنان پس از دوم خرداد است كه به اتفاق دو نفر فعاليتي را آغاز و با رسيدن به سه نفر اختلاف و انشعاب قطعي بود. به طوري كه نه تنها در شوراي شهر تهران اين اختلافات بيهوده مدعيان اصلاحات را از وظايف اصلي بازداشته و اخبار بگومگوهاي مكرر موجب زدگي و فاصله مردم از اصلاح طلبان شد، بلكه حتي در تيم اقتصادي دولت روي قيمت هر دلار، هفتصد تومان اختلاف نظر وجود داشت. بنابراين فتنهگران فكر ميكنند ميشود با بزرگنمايي اختلافات معمول افكار عمومي را نسبت به اصولگرايان مكدر كرده و بين مردم و مسئولان شكاف ايجاد نمود و آنان را به آنچه بر سر خود اصلاح طلبان آمده دچار ساخت.
به هر حال هر كدام از گمانههاي فوق را فتنهگران توجيه اقدام خويش بدانند، يك نتيجه قطعي و مسلم دارد و آن هم هماهنگي و همسويي با جنگ رواني دشمن و هم آوايي با خواسته بيگانگان است كه همزمان با حفظ تهديد و تحريم ميتواند آب به آسياب دشمن بريزد. راستي چنين اقدامي چه نسبتي با سفارشات و وصاياي امام عزيز (ره) دارد؟