خبر کوتاه بود: بارگذاری سوخت نیروگاه اتمی بوشهر و افتتاح رسمی این نیروگاه در شهریورماه، این خبر به نقل از دکتر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی منتشر شد. در حالی که انتشار این خبر موجبات خوشحالی میلیونها هموطن ایرانی را به همراه داشت اما جنجال پرشتاب برخی رسانههای منطقهای و فرامنطقه و داستانپردازی حول و حوش آن نشان داد که برخی از موفقیتهای ملت ایران در همکاری با روسیه برای راهاندازی رسمی نخستین نیروگاه اتمی خاورمیانه خرسند نیستند. ناخرسندی و برخورد سیاسی با خبر بارگذاری سوخت نیروگاه اتمی بوشهر و راهاندازی رسمی آن سبب شد تا برخی مقامات امریکایی واکنش نشان داده اعلام کنند: بدین ترتیب ایران دیگر نیازی به غنی سازی ندارد، چرا که سوخت نیروگاه بوشهر را روسیه تأمین میکند. یا برخی رسانهها سعی میکردند با بهره برداری از این خبر به ایرانهراسی در منطقه دامن بزنند و به کشورهای خاورمیانه توجه دهند که ایران از این پس در موقعیت برتری قرار خواهد گرفت. از برآیند اینگونه پردازشهای رسانهای نسبت به خبر نیروگاه بوشهر میتوان دریافت که برخی مخالفان پیشرفت ایران اسلامی نهتنها با دستیابی ایران به چرخه کامل سوخت هستهای مخالف هستند که حتی با راهاندازی نیروگاهی هستهای که تحت پادمان آژانس بینالمللی انرژی اتمی قرار دارد و خود آژانس مروج ساخت اینگونه نیروگاهها به لحاظ مزیتهای زیستمحیطی است نیز موافق نیستند. نسبت دادن راهاندازی نیروگاه بوشهر با موضوع هستهای ایران و مذاکرات گروه وین همه و همه نشان دهنده این واقعیت است که تیرهای مخالفان برای به تأخیر انداختن راهاندازی نیروگاه بوشهر که البته ده سال تأخیر دارد نهایتاً به سنگ خورده اکنون تهران و مسکو مصمم هستند نیروگاه بوشهر را راهاندازی کنند. طبیعی است هر چند نیروگاه بوشهر بر اساس خبر رئیس سازمان انژری اتمی سرانجام پس از ده سال راهاندازی خواهد شد اما همین که ایران نخستین کشور خاورمیانه است که نیروگاه اتمی آن آغاز به کار میکند با وجود همه سنگاندازیها و کارشکنیها برای مخالفان حرکت رو به جلوی تهران سنگین است و این البته از جنجال رسانهای که به راه افتاده قابل درک است.