
به گزارش خبرنگار جوان،جلسه محاکمه متهم در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیزمحمدی و چهار مستشار دادگاه برگزار شد.
ذبیحزاده، نماینده دادستان با خواندن کیفرخواست گفت: میثم 25 ساله و دارای سابقه کیفری متهم است به قتل مرتضی 26 ساله و ایراد جرح عمدی برادر مقتول «جمشید»، به این شرح که همسر جمشید در شب حادثه (13/6/88) از برادرش «میثم» میخواهد او را به خانهاش برساند. آنها هنگامی که وارد منزل میشوند بر سر مسائل خانوادگی با مقتول و برادرش درگیر می شوند که متهم هر دو برادر را با ضربه چاقو میزند اما مرتضی بر اثر پارگی ریه همان لحظه فوت میکند.
در ادامه اولیای دم از دادگاه تقاضای قصاص کردند. مادر مقتول به دادگاه گفت: متهم به همراه عروسم که خواهر او است وارد خانه شدند و موقعی بود که پسرم (جمشید) با همسرش اختلاف داشتند. آن شب میثم شروع کرد با پسرانم (جمشید و مرتضی) به مشاجره کردن. وقتی مشاجره بالا گرفت آنها به پشت بام رفتند که ادامه مشاجره را آنجا دنبال کنند. من نیز به دنبال بالا گرفتن مشاجره راهی پشت بام شدم. وقتی رسیدم دیدم میثم با چاقویی در دست در حال فرار است و مرتضی و جمشید هم روی زمین افتادهاند. من مرتضی را در آغوش گرفتم و دیدم که پهلویش زخم خورده است.
در ادامه جلسه جمشید برادر مقتول به دادگاه گفت: همسرم شاغل بود و من هم که بیکار بودم از او انتقاد میکردم. وقتی شب حادثه از غیبت همسرم در خانه با خبر شدم با خانه مادرش تماس گرفتم، همسرم آنجا بود و از او خواستم هر چه زودتر به خانه بیاید. او با برادرش (میثم) به خانه آمد. میثم شروع به نصیحت کردن من کرد و بر سر کار نکردنم از من انتقاد کرد. من که از نصیحت کردن خسته شده بودم از او خواستم به پشت بام برویم تا مرا بیشتر نصیحت کند. من به همراه میثم و برادرم به پشت بام رفتیم. برادرم از او خواست در زندگی خصوصی ما دخالت نکند. میثم وقتی این حرف را از برادرم شنید به شدت عصبانی شد و با چاقویی که از جورابش درآورد به من حمله کرد. میثم مرا با سه ضربه مجروح کرد و سپس به سراغ برادرم «مرتضی» رفت و او را با یک ضربه از پای درآورد.
قاضی عزیزمحمدی در ادامه متهم را به جایگاه فراخواند و تفهیم اتهام کرد. متهم ارتکاب قتل را پذیرفت و گفت: شب حادثه به خواسته خواهرم او را به خانهاش رساندم، چون محل زندگی ما (بخش گلستان) منطقه خطرناکی است با خودم چاقو داشتم. متهم گفت: آنها قصد جدایی داشتند و من قصد داشتم مانع جداییشان شوم. پس از آنکه با آنها مشاجره کردم مرتضی را که در دعوای ما دخالت کرد کشتم.
دادگاه در ادامه جلسه وارد شور شد و پس از مشاوره با اعضای دادگاه متهم را به قصاص محکوم کرد.