
جریان فتنه پس از شکست در انتخابات سال گذشته و به تبع آن از دست رفتن پایگاه اجتماعی و مردمی خود برای بازسازی روحیه از دست رفته حامیان قلیلش دست به کار شده است. این گروه سرخورده در کنار راههایی از جمله «پروژه امام زدایی»، «سناریوی اتخاذ مواضع معتدل» و «پروژه معرفی چهرههای مقبولتر و معتدلتر» دست به تفرقه افکنی آنهم از طرق مختلفزده است.
جریان فتنه که هر راهی را برای رسیدن به مقاصد خود مورد امتحان قرار میدهد امروز تفرقه افکنی را از گونههای مختلف پیگیری میکند تا بلکه وحدت و همبستگی جامعه را دچار نقصکرده و این کار را البته متفاوتتر از گذشته مورد نظر قرار داده است. این جماعت که خود نمیتوانند عملاً وارد این بازی شده و در صحنه حاضر بشوند از دو راه دست به کار شدهاند: 1- اختلال در دستگاههای مختلف از طریق نیروهای نفوذی خود 2- تحریک عناصر بیبصیرت یا کم بصیرت جریان اصولگرایان.
اختلال در دستگاههای مختلف نظام
این جریان که افرادی نفوذی در دستگاههای مختلف و میانی و حتی پایه را دارد برای نیل به هدف مذکور بهرهبرداری را به شکل سیستماتیک مورد استفاده قرار داده است؛ به گونهای که این افراد تحت نفوذ جریان معاند کارکردها و بازدهی سازمانها و قوای مختلف را در شرایط و زمانهای مختلف دچار اختلال و چالش نماید. این افراد که اکثر آنها در دولتهای گذشته در دستگاههای گوناگون راه پیدا کردهاند امروز با وسیله شدن جریان فتنه سعی در بیرون آوردن جریان فوق از محاق نابودی و ناامیدی دارند.
تحریک عناصر بیبصیرت
با نگاهی گذرا به مواضع اشخاص و رسانههای اصلاح طلب میتوان به صراحت به این نکته پیبرد که این گروه سعی دارند اختلافات سطحی و روبنایی اصولگرایان را با برجسته کردن و دامن زدن به اختلافاتی اساسی و غیر قابل حل به جامعه انتقال بدهند. تلاشهای برخی از اعضای فراکسیون اقلیت مجلس و نمود این تلاشها در مصاحبهها و گفتوگوهای آنها با رسانههای مختلف غیر قابل انکار است. در بین جریان اصولگرا به گواه اتفاقات سال گذشته افرادی کم بصیرت و بیبصیرت وجود دارندکه در مقاطع مختلف زمانی این ویژگی رفتاری و عملی خود را به رخ همگان کشیدهاند. جریان فتنه با تحریک و تعریض این افراد سعی دارد آنها را از اصول و محور مورد وحدت اصولگرایان فاصله بدهد تا بدین وسیله از کنش و واکنش افراد سست و بیبصیرت نهایت استفاده را کند.
1- جریان فتنه که تمام سعیشان برای بر هم زدن توازن دستگاههای مختلف و اختلاف افکنی بین قوای مختلف است با راهکار اول که همان استفاده از نیروهای نفوذی خود در سازمانها و ارگانهای مختلف است سعی دارد کارکردهای ویژه و بازدهی کاری و اجتماعی آنان را دچار اختلال و اشکال کند و اختلافات سطحی این دستگاهها و در کل قوای سهگانه را مبالغهآمیز و اغراق آلود توصیف کند تا وحدت و هماهنگی بین قوا و دستگاههای مختلف به هم بخورد.
2- هدف و انگیزه دیگر جریان به محاق رفته فتنه انعکاس و مخابره آشفتگی سیاسی، اجتماعی جامعه و نظام به آن سوی مرزهاست تا معاندان و دشمنان بیرونی همچنان به تأثیر اعمال فشارها و تحریمها امیدوار بمانند و راه خود را برای به چالش کشیدن نظام و حکومت ایران ادامه بدهند؛ البته با امیدواری بیشتر.
3- جریان فتنه با این تاکتیکهای میان مدت سعی دارد اعتماد مردمی را از حکومت و حاکمیت سلب کند و جامعه را به آینده دولت و حاکمیت دچار یأس، ناامیدی و سرگشتگی کند. جریان مذکور بدین وسیله خواهان تفرقهافکنی و فاصله انداختن بین مردم و حکومت، حکومت و مردم است و این همان چیزی است که باعث عدم توانایی حکومت و جامعه در قبال جنگهای سخت و نرم و تحریمهای مختلف خواهد شد.
4- هدف دیگری که اصلاحطلبان به دنبال آن هستند این است که از این طریق باز هم میخواهند خود را در بین جامعه مطرح کنند و در کل به درون حاکمیت برگردند و اهداف مسکوت مانده از قبل را به سرمنزل مقصود برسانند.
راهکار مقابله، پیروی از اصول
آن چیزی که باعث شکست و به بن بست رسیدن طرحهای جریان فتنه به مانند گذشته خواهد شد این است که
1- جریان اصولگرا و حامیان آنها بر مبانی اصولی این جریان که همان ارزشها و آرمانهای امام (ره) و انقلاب است تأکید کنند و از این مبانی که خواسته و هدف مقام معظم رهبری است به توافق و اشتراک نظر برسند و مطیع و گوش به فرمان معظم له در زمانهای مختلف باشند.
2- اصولگرایان و پهنه گستره آنان باید بیشتر از همیشه مراقب پیامها و القائات رسانههای جریان فتنه به ویژه عناصر غیرمستقیم آنها باشند و با هوشیاری و بصیرت در بازی آنها گرفتار نشوند و تفرقه و تشکیک که هدف اصلی اصلاحطلبان است را محقق نکنند.
3- اصولگرایان باید کانالها و راههای نفوذی جریان فتنه را که درجهت اهداف اشاره شده تلاش میکنند بشناسند و با مشاوره و تحقیق اجازه تحریک و تعریض را در فواصل زمانی مختلف به جریان فتنه ندهند.