کد خبر: 406022
تاریخ انتشار: ۲۳ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۹:۱۹
تأثیر قانون‌گریزی و قانونمندی والدین بر فرزندان
آزاده غلامی - در گذر از خیابان‌ها شاید موارد متعددی را مشاهده کرده باشید که خودرویی در عبور از خیابان، زباله‌ای را از ماشین بیرون می‌اندازد، یا در صف انتظار خودروی سواری، برخی افراد رعایت نوبت را نمی‌کنند و بدون رعایت حق دیگران، سوار خودرو می‌شوند و موارد بسیاری از این دست.
شاید در نگاه نخست تصور کنید که چه انسان‌های قانون‌گریزی، چه افرادی که حتی حق دیگران را رعایت نمی‌کنند و به حق خود قانع نیستند. شاید تصور می‌کنید که این افراد، انسان‌های زرنگی هستند یا در تلاشند که کار خود را راه بیندازند. ولی هیچ گاه به این موضوع توجه کرده‌اید که همین افراد کسانی هستند که در خانواده از تربیت درستی بهره نگرفته‌اند و والدین انان افرادی بوده‌اند که نسبت به تربیت آنان بی‌توجه بوده‌اند؟
توجه به این نکته شما را متوجه این موضوع می‌کند که به خود نگاهی بیندازید یا به فرزندانتان. شاید شما هم نسبت به ترتیب آنان بی‌توجه بوده باشید. شاید والدین شما هم آن چه را که در رعایت قانون و حق دیگران باید به شما می‌آموختند، نیاموخته باشند. شاید با نگاهی به اطرافیانتان نمونه چنین انسان‌هایی را دیده باشید. افرادی را که در صف نان، میوه، پمپ بنزین و حتی در کنار خودروهایی که پشت چراغ قرمز ایستاده‌اند و بدون رعایت حق دیگران که خود نوعی قانون است، کار خود را به اصطلاح با زرنگی پیش می‌برند، نمونه کسانی هستند که از تربیت درستی در این باره برخوردار نشده‌اند.
والدین عامل به قانون، فرزندان قانونمند تربیت می‌کنند
آذر کاظمی، روانشناس در این باره معتقد است که خانواده به عنوان نخستین واحد اجتماعی که فرزند در آن پرورش می‌یابد، می‌تواند از نظر عاطفی، اجتماعی و... روی فرزندان تأثیری مستقیم بر جا بگذارد. به این معنی که فرزند در آغاز از والدین الگو می‌گیرد تا دیگر افرادی که با آنها مواجه می‌شود و در همین ارتباط است که از پدر و مادر‌، بایدها و نبایدها، خوبی‌ها و بدی‌ها را می‌آموزد، می‌فهمد چه چیزی ناپسند است و چه چیزی مطلوب. آنجا چه کاری حاکی از صداقت و شرافت است و چه کاری قانونمندی به شمار می‌آید.
پس فرزندان قانونمند بودن را از والدین می‌آموزند. حضرت علی(ع) در حدیثی می‌فرمایند که ضمیر کودکان همچون زمین خالی است که هر بذری در آن بپاشی، ثمر می‌دهد. فرزندان هم هر آن چه را از والدین ببینند می‌آموزند و همان را تکرار کرده و ادامه می‌دهند.
شاید در ابتدای امر، برای فرزندان سخت باشد که به قانون عمل کنند و شاید در برخی اوقات از انجام قانون به نحوی شانه خالی کنند‌، در این مرحله است که والدین باید به عنوان یک معلم و الگو، درس قانونمندی به فرزندشان بدهند و قانون را به او تفهیم کنند. برای مثال اگر او قصد دارد که با دوچرخه در خیابان پر رفت و آمد به بازی مشغول شود، به او بفمانند که این کار خطرناک است و اگر با دوچرخه در خیابان برود ممکن است مشکلات و خطراتی برایش ایجاد شود یا اگر این خیابان را که علامت عبور ممنوع روی آن گذاشته‌اند، وارد شوی، ممکن است با خودرویی مواجه شود و تصادف کند و کارش به بیمارستان بکشد.
البته نحوه گفتن این که چطور باید قانون را به فرزندان آموزش داد و به آنان گفت نیز موضوع دیگری است. برای مثال نباید با تحکم و دستور و فرمان دادن و گفتن نرو، برو، نکن، نباید و... با او برخورد کنند زیرا این روش باعث می‌شود که کودک به لجبازی روی آورد و از انجام آن دستور و فرمان خودداری کند یا دست کم در پیش چشم والدین رعایت کند و وقتی که از آنان دور شد، کار خودش را انجام دهد.
تحقیر، کسب لذت و راحتی، دلایل قانون‌گریزی
گاهی هم تحریک دوستان در رعایت نکردن قانون تأثیر دارد. گاهی فرزند‌، فارغ از این که در چه سنی قرار دارد، با تحقیر دوستانش یا صحبت‌هایی که می‌شود، یا او را دست کم می‌گیرند و ترسو خطاب می‌کنند، دست به خلاف قانون بزند. گاهی هم به خاطر کسب لذت یا رقابت این کار انجام می‌شود، مثل این که برخی از جوانان چراغ قرمز را رد می‌کنند یا با سرعت‌های غیرمجاز از خودرو کناری یا جلویی سبقت می‌گیرند. گاهی برای راحت‌تر کردن کار، به جای این که از چند خیابان آن طرف تر عبور کنند، از خیابانی که تابلو ورود ممنوع بر سر آن نصب شده است، می‌گذرند.
البته یادآوری این نکته نیز لازم است که صحبت کردن با فرزندان به تنهایی کفایت نمی‌کند. اولین چیزی که در آموزش به فرزندان باید مدنظر قرار گیرد، این است که والدین باید خودشان در رعایت قانون بکوشند.
مدارس، اجتماع و رسانه، آموزش‌دهنده غیرمستقیم قانونمندی
نمونه عملی اجرای قانون در هر سطحی از گرفتن نان و ایستادن در صف نان، تا ایستادن و ترمز کردن در پشت چراغ قرمز باشند. این موضوع سبب می‌شود که فرزندان به صورت غیرمستقیم آموزش داده شوند.
فرزندان هر آن چه را که از والدین می‌بینند تکرار می‌کنند و برایشان نهادینه می‌شود. در مواقعی که فرزندان قانون را رعایت نمی‌کنند و ترجیح می‌دهند که راه ساده‌تر را برگزینند، والدین باید دست به کار شوند و با انجام نمونه عملی و سخنان تفهیمی به فرزندان قانون را بیاموزند. باید به آنان توضیح بدهند که قانون برای این که آنان راحت‌تر و در امنیت بیشتر باشند، گذاشته شده است که با رعایت آن در خانه یا اجتماع، می‌توانیم از چنین موهبت‌هایی بهره‌مند شویم. در صورتی که اگر قانون رعایت نشود، ممکن است از نظر امنیتی یا آسودگی دچار مشکل شویم.
از سوی دیگر فراگیری قانون توسط مدرسه‌، اجتماع و به ویژه رسانه‌ها نیز در تربیت افراد بی‌تأثیر نیست. شاید فرزندانی را دیده باشید که قانون‌گرا هستند ولی والدینشان قانون را رعایت نمی‌کنند. این فرزندان قانون‌گرایی را از رسانه، اجتماع یا مدرسه آموخته‌اند. شاید انیمیشن راهنمایی و رانندگی را از فرزندانی که قانون را رعایت می‌کنند دیده باشید، این افراد کسانی هستند که والدین و افرادی را که از آنها بزرگ‌ترند به رعایت قانون دعوت می‌کنند که نمونه آن را می‌توان با عنوان همیار پلیس معرفی کرد که راهنمایی و رانندگی با این اقدام، در آموزش قوانین راهنمایی و رانندگی به افراد و از دوران کودکی، پرداخته است و با آگاهی‌هایی که از طریق رسانه ارائه می‌دهد، به کودکان آموزش می‌دهد.
به باور این روانشناس، خانواده در درجه نخست، قانون را به کودکان آموزش می‌دهد و مدرسه، رسانه‌ها و اجتماع در درجات بعدی آموزش دادن قرار می‌گیرند.
بنابر این به منظور آموزش فرزندان، رسانه‌ها باید اطلاع‌رسانی لازم را انجام دهند و اگر باز هم کودک قانون را رعایت نکرد، باید از طریق جریمه و راه‌های قانونی مجازات شود تا دیگر از قانون نگریزد.
باید بررسی کرد که چرا فرزندان یا افراد جامعه قانون را رعایت نمی‌کنند، شاید این موضوع دارای پیشینه‌ای در ذهن و فکر آنان باشد که باید با بررسی و گفت‌وگو آن را پیدا و نسبت به رفع آنان اقدام کرد. گاهی لازم است که در موارد حاد این موضوع با مشاوران روانشناس مطرح شود و با کنکاش مورد بررسی قرار گیرد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار