
با تشدید فضا سازی درباره تحریمها، یکی از نیازهای اصلی تحریمکنندگان، دریافت نشانههایی از داخل مبنی بر تسلیم ایران و اعلام آمادگی برای پذیرش بدون قید و شرط شرایط غرب است. در همین زمینه طی روزهای اخیر،بعد از اعلام آمادگی رئیس محترم جمهوری برای مناظره با اوباما در جریان سفر به نیویورک و یا برخی دیگر از واکنشهای مسئولین، جریان رسانهای غرب اصراردارد که اینگونه القا کنند تحریمها تأثیر خود را بر ایران گذاشته و ایران آماده شده است تا در پای میز مذاکره بنشیند.
در همین زمینه نشریه امریکایی نیویورک تایمز مینویسد:«اوباما و کلینتون با این استدلال که رشته تحریمهای هماهنگ جهانی باعث فشاری شدیدتر از حد انتظار ایران بر آن کشور شده است، از ایران میخواهند که درها را بار دیگر به روی مذاکره بگشاید. به نظر میرسد کاخ سفید امیدوار باشد که ادامه فشار اقتصادی کاسبکاران پرنفوذ بازار در ایران را به ملحق شدن به ناراضیانی که از انتخابات سال گذشته در پی تغییرات سیاسی بودهاند، قانع کند.»
این روزنامه اما در ادامه با ابراز ناامیدی از تأثیر تحریمها مینویسد: «با توجه به «پیامهای خیلی روشن» که امریکا در هفتههای اخیر برای رهبران ایران فرستاده است، گزارشها از تأثیر تحریمها، تا این لحظه جست و گریخته بوده، اما جمعبندیها نشان میدهد که شاید ایران به تدریج در حال حس کردن فشار اقتصادی از بابت آنها باشد.»
روزنامه فایننشال تایمز نیز با اشاره به تحریمهای جدید اتحادیه اروپا علیه ایران مدعی میشود که بالاخره غرب توانست در برابر ایران در موضع برتری قرار بگیرد، اما این روزنامه نیز بلافاصله با نگرانی از نتیجهبخشی تحریمها آن را مرتبط با یک دیپلماسی حساب شده از سوی غرب علیه ایران دانسته و مینویسد:« اگر این اعمال فشارها در ارتباط با یک دیپلماسی درست پیش نروند به نتیجه چندانی نخواهد رسید. امریکا و اروپا باید در همین شرایط که در موضع برتر قرار دارند یک توافق نهایی برای حل بحران هستهای را به حکومت ایران پیشنهاد کنند.» این روزنامه سپس با این ادعا که تحریمهای غرب ضربههای جدی بر شریان فعالیتهای بانکی، مالی، عرصه انرژی و نفت و حمل و نقل دریایی ایران ایجاد کرده، مدعی میشود که حکومت ایران هیچ گاه تا این حد تحت فشار تحریمهای بینالمللی قرار نگرفته و به همین خاطر به شدت نگران است. در واکنش به این فشارها، حکومت ایران از یک سو شعارهای تند و تیز خود را تکرار کرده و از سوی دیگر خواستار از سرگیری مذاکرات است. در روند پرونده هستهای ایران که قطعه کوچکی از پازل تقابل چند جانبه غرب علیه انقلاب اسلامی ایران است، اگر چه نظام جمهوری اسلامی ایران به انحای مختلف آمادگی خود را برای شفافسازی و ایجاد اطمینان نسبت به سلامت فعالیتهای هستهای خود اعلام کرده است، اما راهبرد اصلی غرب در تشدید فشارها و تحریمها تنها دریافت پالسهایی برای «تسلیم» ایران در برابر اراده غرب است، از این رو هر واکنشی در این صحنه از سوی ایران باید معطوف به تمام انتظارات غرب و منافع امنیت ملی ایران باشد.
تردیدی نیست که تحریمها ممکن است در حدی اندک بر روند فعالیتهای اقتصادی در ایران تأثیرگذارد به ویژه آنکه اکنون نظام سلطه فراتر از موارد اعلامی، تحریمهای گستردهتری را نیز علیه ایران اعمال میکند،اما روند تحولات داخلی بیانگر این است که به دلیل اعتماد عمومی مردم به نظام و خدمتگزاران خود در دستگاههای مختلف اجرایی و سیاستگذاری، برای حفظ عزت و استقلال ایران اندک پیامدهای تحریمها را نیز تحمل کرده و صبورانه توفیقات نظام را در عرصههای مختلف مقابله با تحریم به انتظار نشستهاند ضمن اینکه پیامدهای مثبت تحریمها را نیز نظاره میکنند. در هفته گذشته مردم شاهد اعلام خبر راهاندازی یک آبشار جدید سانتریفوژ در نطنز و یا تحویل 4 فروند زیر دریایی غدیر به نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی و یا تحویل چندین فروند قایق جدید تندرو به نیروی دریایی سپاه بودند.
نکتهای که بیش از تأثیر تحریمها بر افکار عمومی تأثیرگذار است و به زعم نیویورک تایمز، غربیها به دلیل تأثیر آن منتظر پیوستن «کاسبکاران و بازاریان» به «ناراضیان حوادث سال گذشته» هستند؛ پیامدهای جنجالهای سیاسی بر افکار عمومی و تداوم مجدد چالشهای سیاسی داخلی است.
چیزی که به نظر میرسد با هوشیاری مردم و اضمحلال کامل جریان فتنه و ریزش کامل پایگاه مردمی آنان، به یک توهم و رویای باطل برای غربیها تبدیل شده است.