
سجاد طایری - هنگامی که اوباما تابستان گذشته سخنان خود را در جامعه الازهر اسلامی قاهره ایراد کرد که در آن به «گشودن فصلی نوین» در مناسبات امریکا با جهان اسلامی فراخوان داد و دست خود را به عنوان رهبر امریکا به سوی مسلمانان به نشانه صلح و مسالمتجویی دراز کرد، فضایی از خوشبینی ایجاد شد تا شاید به ویژه پس از رخداد 11 سپتامبر ۲۰۰۱، روابط امریکا و جهان اسلام به حالت عادی بازگردد. با این حال گذشت مدت زمان اندکی کافی بود تا نشان دهد که اوباما از «تغییر» تنها سخن گفته و هیچگاه وعدههای رنگارنگ خود را عملی نخواهد کرد. از این رو در شرایطی که ریشه مسلمانی و اصل و نسب کنیایی اوباما، او را در اوج محبوبیت در میان مسلمانان و کشورهای عربی قرار داده بود، اینک در تازهترین نظرسنجیها وی به شدت از جایگاه پیشین خود سقوط کرده و اعراب و مسلمانان یکبار دیگر به دیده تردید به سردمدار سیاه کاخ سفید مینگرند.
مطابق با نظرسنجیهایی که یک مؤسسه پژوهشی امریکایی انجام داده، ۶۴ درصد از عربها و مسلمانان از اوباما ابراز دلسردی کردهاند و نیمی از پرسششوندگان نیز به اعلام نارضایتی از عملکرد او در قبال امور خاورمیانه پرداختهاند. اکنون اوباما تنها با گذشت یک سال و نیم از رهبریاش، بیش از سایر رؤسای جمهوری پیشین امریکا مورد شک و تردید مسلمانان خاورمیانه قرار گرفته است؛ به نحوی که تنها ۱۶ درصد از پرسششوندگان گفتهاند که هنوز اندک امیدی به او دارند. این در حالی است که سال گذشته در همین ایام، نظرسنجی مشابهی انجام شده بود و مطابق با آن، اوباما یکی از محبوبترین چهرههای جهان عرب شناخته شده بود.
نتایج نظرسنجی فوق نشان میدهد در حالی که یک سال و اندی از آغاز ریاست جمهوری باراک اوباما میگذرد، وی هنوز در اجرای وعدههایش مبنی بر بازسازی کامل سیاست خارجی و داخلی ایالات متحده به موفقیت چشمگیری دست نیافته است. این امر که چرا دولت اوباما نتوانسته هنوز به موفقیت بزرگی دست یابد، نباید با تعجب و شگفتی زیادی همراه باشد؛ زیرا سکانداری کشتی عظیمی چون ایالات متحده، کار سادهای نیست. ضمن آنکه حرکت این کشتی تا حد زیادی تحت تاثیر نیروی جبر نیز میباشد. در واقع گروههای مختلفی، سرنشینان این کشتی را تشکیل میدهند که تمام آنها سعی میکنند فرمان را به طرف خود بچرخانند و گاهی حتی حاضرند علیه ناخدا و اطرافیان وی نیز دست به شورش بزنند. از سوی دیگر بسیاری از جمهوریخواهان هنوز در بهت شکست خود از اوباما در انتخابات باقی ماندهاند و به همین سبب تمایل زیادی دارند مخالفتهای خود را با نخستین رئیسجمهور سیاهپوست ایالات متحده امریکا علنی سازند. علاوه بر این، «آیپک» لابی یهودی نیز به اوباما هشدار میدهد که اگر منافع تلآویو را در نظر نگیرد، در انتخابات آینده حتماً شکست خواهد خورد. همچنین رسانههای گروهی امریکا نیز بعد از گذشت یک سال و نیم، دیگر هیچ ابایی از حمله به رئیسجمهور ندارند. تمام موارد فوق نشان میدهد ماه عسلی که بعد از انتخابات شروع شده بود، به پایان رسیده و اینک ایام دشوار کار و حسابرسی آغاز شده است.
در مجموع دولت امریکا در تمام ابعاد سیاست خارجی خود از امریکای لاتین گرفته تا آسیای شرقی، خاورمیانه، اروپا و سایر مناطق، دارای مشکلات عظیمی است. این مشکلات که با وقوع بحران مالی و سیاستهای یکجانبهگرایانه دولت پیشین امریکا در آمیخته است، در حال حاضر دولت باراک اوباما را در وضعیت پیچیدهای قرار داده است. به همین سبب دولت امریکا از دوستان خود و مابقی جامعه بینالمللی میخواهد که به آن کمک کنند تا از تلههایی که خود گسترده است، بیرون بیاید. این در حالی است که عملاً نمیتوان هیچ تغییر و تحول مشخصی در سیاست خارجی امریکا مشاهده نمود.
در واقع وعده تغییرات اوباما فی نفسه نشاندهنده حسننیت و روشنبینی ناگهانی محافل حاکم امریکایی نیست. این فقط واکنشی اجباری به بحران سیستمی در حوزه اقتصاد و رشد معضلات در زمینه سیاست خارجی است.
به همین سبب پیشبینی منطقی این است که مشکلات فوق هرچه بیشتر نخبگان امریکایی را آزار دهند و «واقعگرایی» در سیاست خارجی امریکا را بیشتر کنند. بر این اساس به نظر میرسد امریکا با سرعت بیشتری عادت به «تحمیل اراده خود به دیگران» و «توسل به زور» در هر شرایطی را ترک خواهد کرد.