ج. محمدزاده - تورهان تایان، وزیردفاع وقت ترکیه در اواخر آوریل 1997 آشکارا اعلام کرد: «ترکها در طول تاریخ با اسرائیل و یهودیها مشکلی نداشتهاند، چیزی که درمورد اعراب صادق نیست.» ترکها در دوران حاکمیت مطلق لائیکها و اوج بحران مشروعیت صهیونیستها در جهان اسلام، بهعنوان اولین کشور اسلامی موجودیت نامشروع آنها را به رسمیت شناختند و با اقدام خود هم به مشروعیت بخشی صهیونیستها کمک کردند و هم زمینه اجرای «سیاستگریز از مرکز و استراتژی حاشیهای» وقت رژیم صهیونیستی را که باهدف برقراری روابط با اطراف دور و فراسوی «حلقه محاصره اعراب» و کشورهای غیرعرب اتخاذ شده بود را محقق ساختند. روابط دوطرف درطول چندسال چنان گسترش پیدا کرد که حاصل جمع آن تبدیل شدن ترکیه بهعنوان شریک استراتژیک صهیونیستها منطقه خاورمیانه بود.باوجود افزایش مراودات سیاسی، نظامی، اقتصادی و... همواره دومسأله فراز و نشیبهایی را در روابط دوطرف ایجاد کرده است: اول مسأله فلسطین و جنگهای اعراب و اسرائیل و دوم رابطه ترکیه با غرب.دوران جدید ترکیهبا روی کارآمدن اسلامگرایان، ترکیه با ناامیدی نسبی از پذیرش عضویتش دراتحادیه اروپا، دوران جدیدی را در حیات سیاسی خود گشود. ترکها در استراتژی جدید خود با گرایش نسبت به اعراب و اولویتدهی به مسأله فلسطین و برخورد با اقدامات غیرانسانی اسرائیل تلاش کردند جای پایی درمعادلات منطقهای پیدا کنند تا هم موقعیت قدیم خود را بازیابی و هم بهعنوان یک قدرت مؤثر در منطقه در بحرانهای موجود نقشآفرینی کنند. حاصل این نگاه جدید ترکیه را میتوان از ایفای نقش مقامات ترکیه در میانجیگری در بحرانهای منطقهای و بحران غزه مشاهده کرد.ترکیه در دوران جدید و بهدنبال فائق آمدن بر مشکلات اقتصادی خود درطول سالهای گذشته و کسب موفقیت در بازاریابی اقتصادی درمنطقه قفقاز و حوزه بالکان و نقشآفرینی ویژه در تحولات آن مناطق؛ به فکر کسب موقعیت و سیادت درمنطقه خاورمیانه افتاد. از دید دولتمردان اسلامگرای ترکیه یکی از عواملی که میتوانست برای سیادت و قدرت منطقهای مؤثر باشد، مبارزه با جنایات اسرائیل و حمایت از مسأله فلسطین است. چرا که هم مردم ترکیه این آمادگی را داشتند و هم مردم منطقه. مطالعات نشان میدهد که با گذشت 60سال از اشغال خاک فلسطین، تاکنون اتفاق نیفتاده که مسأله فلسطین همانند امروز، در رأس اولویتهای افکار عمومی جهان و سازمانهای آن باشد که در اینخصوص نام ترکیه و شخص رجب طیب اردوغان نیز پررنگ بوده است. ترکیه در رسانهای کردن موضوع و کشاندن موضوع به محافل عمومی و جهانی کمک شایانی به بحث فلسطین کردند و از این طریق تلاش کردند گامی را برای تحقق استراتژی جدید مقامات ترکیه ـ سیادت برمنطقه خاورمیانه ـ بردارند و موقعیت خود را در بین افکار عمومی منطقه بالا ببرند. تحولات مختلفی هم ـ ترور شیخ احمد یاسین توسط صهیونیستها، جنگ 22 روزه غزه، نشست داووس، حمله کماندوهای اسرائیلی به کشتی مرمره و کشته شدن 9 نفر از اتباع ترکیه ـ برتحقق این استراتژی ترکیهایها کمک کرد.در نقش میانجیگام دوم حرکت ترکیه به سمت سیادت برمنطقه خاورمیانه تلاشهای امروز آنکارا در نقش میانجیگرانه درمنطقه است. میانجیگری بین سوریه و اسرائیل، میانجیگری در پرونده هستهای جمهوری اسلامی ایران، تحولات قفقاز، عراق و... همگی در راستای نائل شدن به این هدف صورت میگیرد. دولتمردان ترکیه با زمانشناسی دقیق و با زیرکی و هوشمندی از فضای تحولات داخلی ایران در یک سال گذشته و کاهش تحرکات دیپلماتیک ایران درمنطقه بهترین بهرهبرداری را کردند و با موضعگیریهای تند علیه جنایات رژیم صهیونیستی در راه رسیدن به اهداف خود قدم برداشتند. تا شاید از این طریق بتوانند آرزوی دیرین خود که همان «احیای امپراطوری نو عثمانی» است را جامه عمل بپوشانند و در کسوت امپراطوری نوعثمانی، رهبری دنیای اسلام را هم برعهده بگیرند.در واقع ترکیه با نشانه رفتن قضیه فلسطین بهعنوان یک موضوع راهبردی درسیاست خارجی خود و ارتباط دادن آن با رژیمصهیونیستی توانست افکار عمومی جهان اسلام را بهخود جلب کند.البته در دل این اهداف غایی، اهداف کوتاهمدتی هم بر رفتار مقامات ترکیه مؤثر بوده است که از جمله آنها میتوان به پیشرو بودن انتخابات پارلمانی ترکیه در سال 2011 و تلاش برای کسب محبوبیت داخلی و تحتالشعاع قراردادن بحرانهای داخلی چون مقابله با پ.ک.ک و نفوذ ارتش اشاره کرد. البته مقامات ترکیه بهخاطر حمایت اسرائیل از شورشیان پ.ک.ک و دادن آموزشهای اطلاعاتی به آنها و تصویب بهرسمیت شناختن قتل عام ارامنه توسط امپراطوری عثمانی در پارلمان اسرائیل انتقام شدیدی را از صهیونیستها گرفتند.ورود ترکیه به مسأله فلسطین جدا از نیات واقعی مقامات آن، نشان از بیداری اسلامی در میان مردم مسلمان این کشور است که باعث تقویت گروههای مقاومت و انگیزه بیشتر مبارزان فلسطینی درعرصه مقابله با زیادهخواهی و جنایات صهیونیستها درمنطقه شده و همین امر میتواند نظم جدیدی را نسبت به موضوع فلسطین درمنطقه ایجاد کند. واکنشهای شجاعانه و تند ترکیه نسبت به صهیونیستها نشان داد که همچنان مسأله فلسطین یک مسأله پویا و زنده است و یک اجماع دولتی، مردمی و رسانهای در سطح منطقه میتواند باعث بیداری اسلامی در دیگر کشورها، مهار رژیم صهیونیستی درمنطقه و خروج ابتکارعمل از دست قدرتهای بزرگ درحل بحرانها و ائتلاف قدرتهای منطقهای مثل ایران، ترکیه و سوریه و... شود.البته درکنار وجود پتانسیل مؤثر و قوی ورود ترکیه به عرصه گروههای مقاومت باید ملاحظاتی را در رفتار آنها مورد توجه قرارداد که بدون توجه به آن ملاحظات نمیتوان تحلیل دقیق از نوع رفتار آنکارا با تلآویو مطرح کرد. ترکیه در توصیف مخالفت خود با اقدامات صهیونیستها بیشتر از راه حقوقی ورود میکند نه بحث اعتقادی؛ و عمده رفتار خود را در بحث برخورد با رژیمصهیونیستی روی دو موضوع متمرکز کرده است: اول عدم رعایت حقوق بشر از سوی صهیونیستها در غزه و فلسطین و دوم عدم التزام اسرائیل به قطعنامههای بینالمللی. لذا الگوی برخورد ترکیه با رژیم صهیونیستی با الگوی برخورد جمهوری اسلامی ایران کاملاً متفاوت بوده و به همین جهت است که امروز رفتارهای دوگانهای را از مسئولان ترکیه در قبال فلسطین شاهدیم. از یک طرف بر طبل دفاع از فلسطین و شکستن محاصره غزه میکوبند از طرف دیگر در جلسات خصوصی گسترش روابط با یکدیگر را دنبال میکنند.شروط ترکیه برای رژیم صهیونیستیترکیه برای ادامه روابط خود با اسرائیل شروط چهارگانهای را با فرصت یک ماهه جهت پاسخ مقامات صهیونیستی ارائه کرده است که عبارتند از: 1ـ عذرخواهی 2ـ بازگرداندن کشتیهای توقیف شده 3ـ موافقت با انجام تحقیقات بینالمللی درباره موضوع 4ـ پرداخت غرامت به بازماندگاننگاهی اجمالی به سابقه روابط دو طرف در چند دهه بالاخص یک دهه گذشته و در دولت اسلامگرایان حکایت از وجود این نوع فراز و نشیبها و مقطعی بودن تنشها در روابط دو طرف بوده است. ملاحظه رفتارهای دوطرف بعد از جنگ 22 روزه غزه که اوج تیرگی روابط بوده است به نوعی موید این تعبیر است چرا که بعد از آن همه بحثها و جنجالها، آقای عبدالله گل، رئیسجمهور ترکیه به تلآویو سفر میکند و در پاسخ به سفر ایشان آبان ماه گذشته رئیس رژیمصهیونیستی سفری را به ترکیه داشتند.بعد هم در پس جنجالها و هیاهوهای سیاسی، هیأتی نظامی از سوی ترکیه جهت تحویل گرفتن چهار فروند هواپیمای جاسوسی بدون سرنشین سفارشی موسوم به «هرون» عازم تلآویو میشود و وزیر خارجه ترکیه جلسهای محرمانه را با وزیر بازرگانی رژیم صهیونیستی برگزار میکند تا مانع از کاهش روابط دو طرف شود گویای این نگاه است که ترکیه تمایل جدی برای قطع رابطه با تلآویو ندارد و با تعیین شروطی به دنبال بازگرداندن حیثیت خدشهدار شده خود از نحوه برخورد رژیمصهیونیستی با این کشور است. زیرا ترکیه به رژیمصهیونیستی به عنوان دریچهای به سوی جهان غرب و امریکا مینگرد و از طریق گسترش روابط با تلآویو هم به دنبال استفاده از لابی یهودی برای نفوذ در سیستمهای تصمیمگیری غرب و اتحادیه اروپا برای تسهیل عضویت ترکیه در اتحادیه اروپاست و هم به دنبال تأمین سلاحهای مورد نیاز خود است. مصداق بارز این نکته مصاحبه تورگوت اوزال نخستوزیر ترکیه با روزنامه گونش – آفتاب- بود که اعلام کرد «اگر اعراب خواهان آگاهی از دلایل نزدیکی ما به اسرائیل هستند باید بدانند که ما همیشه براساس مسأله سود و زیان عمل خواهیم کرد. ما از نقش لابیهای اسرائیل در امریکا آگاهیم.»قطعاً رژیمصهیونیستی هم برای خروج از فضای ضد صهیونیستی و جلوگیری از الحاق ترکیه به دیگر کشورهای مخالف رژیم صهیونیستی تلاش خواهد کرد روابطش را با ترکیه حفظ کند حتی اگر به بهای عذرخواهی یا پذیرش برخی از شروط آنکارا باشد. چرا که ترکیه برای تلآویو این قدر مهم است که شیمون پرز در سفر ماه نوامبر (آبان ماه) خود به ترکیه درخصوص اهمیت این کشورگفته بود:« در ترکیه اسلام میانه رو وجود دارد و رهبران ترکیه وزنهای در مقابل اسلام رادیکال – ایران هستند. پیروزی ترکیه در مسیری که در پیش گرفته است. پیروزی همه مسلمانان، یهودیان و اعراب و اسرائیل است.»تفاوت سیاست اعلامی و اعمالی در ترکیهواکاوی رفتار مقامات ترکیه در روز اخیر، نشان میدهد که ترکیهایها به دلایل گوناگونی از موضع تند ابتدایی خود نسبت به رژیم صهیونیستی عقبنشینی کردهاند که از جمله آنها انتقاد لائیکها از ورود ترکیه به عرصه مبارزه با صهیونیستهاست که اعلام کردند چرا رهبران حزب عدالت و توسعه مردم ترکیه را وارد جنگ ناخواستهای میکنند که هیچ سودی عاید آنها نمیشود، ازطرف دیگر فشارهای غرب برای عقبنشینی از مواضع ضد صهیونیستی، ترکیهایها را به عقبنشینی از دیدگاه جدیدشان مجبور ساخته به نوعی که آنها اعزام کشتیهای جدید به مقصد غزه را به حالت تعلیق درآوردهاند و با تشکیل کمیتهای، بررسی موضوع رفتار با رژیمصهیونیستی و غزه را در دستور کار قرار دادهاند.شاید این سخن آقای اردوغان نخستوزیر ترکیه در پاسخ به سؤالی درباره احتمال قطع رابطه با تلآویو مکمل تحلیل این نوشته باشد که گفتند:«قطع رابطه با کشوری که آن را به رسمیت شناختهایم در عرف دیپلماتیک هیچ شأن و منزلتی ندارد.»ترکیه برای پیشتازی در رقابتهای منطقهای تلاش میکند تا خود را به عنوان کشوری معرفی کند که موفق شده است قرائت میانهرویی را از اسلام در عرصه سیاسی نشان دهد. قرائتی که میتواند به نوعی اکثریت کشورهای اسلامی را زیر چتر آن جمع کند و خود پرچمداری آن الگو را بر عهده بگیرد. در صورت موفقیت ترکیه در این عرصه؛ آنها به دنبال اعمال سیاستهای خود درقبال منطقه و فلسطین خواهند بود که از جمله آنها، ارائه الگوی به رسمیت شناختن «دو دولت در یک سرزمین» خواهد بود که کاملاً بر خلاف دیدگاههای جمهوری اسلامی ایران است و این الگو میتواند سرنوشت فلسطین رابه عرصه بنبست بکشاند.بنابراین رفتارهای ترکیه را باید با نگاه تأمین منافع ملی خودش ارزیابی کرد و نگاه صرف به منافع ملی قطعاً منافع دنیای اسلام را در بلند مدت تأمین نخواهد کرد. اگرچه در کوتاه مدت به حال فلسطین و غزه مفید واقع شده باشد.بدیهی است که در تحلیل رفتارترکیه و دیگر بازیگران بینالمللی با موضوعات فیمابین، بایدمیان سیاستهای اعلامی و سیاستهای اعمالی تفکیک قائل شد. در برخورد ترکیه با اسرائیل، شواهد تاریخی همواره غلبه سیاستهای اعلامی را بر سیاستهای اعمالی نشان میدهد و مقامات آنکارا بیشتر به عنوان مانور تبلیغاتی جهت رسیدن به اهداف خودشان سیاستهای مقطعی علیه رژیم صهیونیستی را در پیش گرفتهاند و میتوان پیشبینی کرد که مقامات ترکیه در پی موفقیت در کسب موقعیت منطقهای ویژه در خاورمیانه، به فکر اهداف عالیتر چون داعیه رهبری جهان اسلام خواهند افتاد امری که خوشایند غرب است. چرا که به اعتقاد مقامات غرب، ترکیه و اکنون رهبران حزب عدالت و توسعه با الگوی جدید واقعگرایانه و با غلبه بر رویکردهای ایدئولوژیک و با تأکید بر اسلام میانهرو هم میتوانند جلوی اقتدار روز افزون جمهوری اسلامی ایران را در بین کشورهای جهان اسلام بگیرند و هم الگوی تازهای را برای حل معادلات بین المللی مطرح کنند بدون اینکه دست به اقدامات بنیادگرایانه بزنند.