
شاد بودن را در زندگی پرپیچ و تاب شهری به فراموشی سپردهایم، بسیاری از ما آخرین خندهای را که از ته دل رها کردیم به یاد نمیآوریم. در مثلهای قدیمی آمده است که «خنده بر هر درد بی درمان دواست». اما خنده در جامعه کنونی ما در صورتهای عبوس و چروکیده محو شده است و دیگر جایی برای نمود پیدا نمیکند. شاید دیگر نیازی احساس نمیکنیم که این چنین در لابهلای دلایل متعدد و متنوع روی ضرورت شاد بودن خط بطلان میکشیم.
دیگر کمتر کسی را در اتوبوس، مترو و ... میبینیم که کنج لب خود شکر خندی داشته باشد و ابروها را به هم گره نزده باشد. آری شادی در جامعه محو شده است و باید برای این معضل که پدید آورنده مشکلات اجتماعی بسیاری است چارهای اندیشید. دکتر محمدرضا شرفی، استاد علوم تربیتی و روانشناسی بر این باور است: «در میان مجموعه علایق و رغبتهای آدمی گرایش به شادی و نشاط، موقعیت و جایگاه خاصی دارد؛ زیرا او به غریزه صیانت از نفس از هر آنچه نشاط آور و آرامبخش باشد، استقبال میکند و از هر عامل رنج و آزار،روی گردان است.»
به اعتقاد وی: «انسانهای سالم و بهنجار به طور طبیعی شادابی، سرزندگی و موفقیت را نه تنها برای خود میخواهند، بلکه برای همسر، فرزندان و همنوعان خود طلب میکنند و مدام در جستوجوی راههایی برای افزایش ظرفیتهای شادی، سرور قلبی برای خود و اطرافیانشان هستند در حالی که افراد نا بهنجار و دارای اختلال روانی محیط را برای خود و دیگران کسالتآور کرده و موجبات آزردگی روح و روان همه را فراهم میسازند.»
ضرورتهای شاد زیستن، مسئولان کشور را که این روزها گویی بیش از دیگران دچار اخم آلودگی شدهاند بر آن داشت تا با ارائه تحول اجتماعی راه خنده را در جامعه هموارتر کنند و با تبصره و قانون عزیز سفر کرده را به لبان بسته باز گردانند.
براساس گفتههای معاون امور اجتماعی، فرهنگی و شوراهای وزارت کشور نگاه به طرح تحول اجتماعی به عنوان پدیدهای مهم در کشو باید همانند طرح تحول اقتصادی باشد تا در کنار آن فضای اجتماعی و فرهنگی سالمسازی شوند و تحولی اساسی در این زمینه را شاهد باشیم.
آن طور که افشار میگوید: «طرح تحول اجتماعی به دنبال ایجاد و ارتقای نشاط اجتماعی و رضایت عمومی است و در این طرح شاخصسازی به عنوان اولویت اصلی شناخته میشود که یکی از این شاخص ها ورزش همگانی است که زمینهساز رسوخ شادی در اجتماع به حساب میآید.»
اما سؤال اینجاست طرحی که خود گرفتار بندها و تبصرههای مختلف است چگونه میتواند زمینهساز شادی در جامعه شود؟
آیا این قانون به ما میگوید که چگونه شاد باش و چگونه نباش؟ آیا خندیدن که این روزها به گوهر نایاب زندگی تبدیل شده در حصار قانون میگنجد؟
به یقین اگر روزگاری طرح تحول اجتماعی بخواهد به منصه ظهور برسد باید مهمترین محور آن رفع موانع شادی و نشاط باشد. یکی از مهمترین مباحثی که در حوزه شور و شعف و عبور از افسردگی وجود دارد، به ضرورت رفع موانع واقعی سعادت افراد جامعه مربوط میشود. به روایت روشنتر، اگر چه کار روانی و درمانی میتواند به شدت در رفع غم و اندوه مؤثر باشد، اما نباید فراموش کنیم در حوزه عینیات و عمل هم باید اقداماتی صورت گیرد. نباید فراموش کرد در جامعه صنعتی امروز «بیکاری» یک ناهنجاری تلقی میشود که افزون بر تنگناهای مالی برای فرد بیکار نوعی مثال اجتماعی مضاعف را به دنبال دارد.
در این شرایط و با توجه به جوانی هرم سنی کشور، چنین مشکلی میتواند زیانبارتر هم باشد و از همین رو ضرورت دارد مسئولان و دستاندرکاران ذیربط، به تلاش برای رفع این قبیل از معضلات بپردازند، تا چه بسا حجم زیادی از مشکلات، در حوزه نشاط جوانان حل شود. حل مشکل این قشر 25 میلیونی در ایران میتواند در خلق و خوی اجتماعی تأثیر شگرفی داشته باشد. در موضوع طرح تحول اجتماعی باید به این نکته توجه کرد که نمیتوان صرفاً شعار داد بلکه لازم است مسئولان به حوزه عمل وارد شوند و موانع شاد بودن مردم را مرتفع کنند.
دکتر علی ملکپور، جامعهشناس و پژوهشگر اجتماعی نیز در مورد شاد بودن چنین میگوید: «شادی جزئی از هیجانات است و از این رو یک مقوله روانشناسی است که اگر از جنبه عمومی به آن نگاه شود یا تبدیل به یک پدیده اجتماعی شود به عنوان موضوعی اجتماعی تلقی میشود.»
وی میافزاید: «بهبود شبکه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، رفاهی، روانی و اشتغال، نشاط اجتماعی را بههمراه میآورند یا برعکس ضعف در این شاخصها شادی اجتماعی را تحت تأثیر قرار میدهند. این پژوهشگر اجتماعی با اشاره به درصد بالای افسردگی و اضطراب به دلیل نبود فضای شاد اظهار میدارد: «رنگ لباس مردم حکایت از آن دارد که در رگهای آنان خنده و شادی جریان ندارد که این از نظر پزشکان اجتماعی بهعنوان خطرناکترین آفت شناخته میشود.»
یکی از آفات نبود فضای شاد درجامعه افسردگی است که وجود آمار وحشتناک قرصهای روانگردان، فراگیر شدن استعمال مواد مخدر و کمشدن سرانه مطالعه درعامه مردم مؤید این مسأله است. این درحالی است که با مدیریت صحیح هر یک از حوزههای اجتماعی که از آن بهعنوان تهدید نام میبرند خود میتواند بهترین فرصت برای نشاط مردم باشد بهعبارت دیگر مردم میتوانند درعین ورزشکار بودن، سیاستمدار بودن، هنرمند بودن و دیندار بودن و از همه مهمتر به لحاظ اقتصادی دارا وندار بودن شادتر از وضعیت موجود زندگی کنند و از زندگیشان لذت ببرند.
بعضی از جوانان بر این باورند که فرهنگ شادی درجامعه تبیین نشده است و حتی رسانهها توجه چندانی به آن ندارند. به نحوی که هماکنون از تبلیغات صداوسیما برمیآید تمام سریالهای تلویزیون رنگ و بوی غم دارند و نمیتوانند شادی برای آنها به ارمغان آوردند.
اما راههای شاد شدن چیست؟ معاون پژوهشی و آموزشی سازمان تبلیغات اسلامی در این رابطه میگوید: «تعجب میکنم که چرا برای شاد بودن از این همه فعل حلال استفاده نمیشود.»
حجتالاسلام والمسلمین، سیدجواد موسوی با تأکید براینکه از منظر فلسفی اجتماعی این پرسش مطرح است که آیا شادی و غم برای زندگی انسان لازم است میگوید: «مهمتر آن است که آیا شادی و غم وجود ندارد و میخواهیم ایجاد کنیم یا اینکه این دو ودیعه در طبیعت و آغاز خلقت درتکوین آدم و عالم قرار داده شده است.»
موسوی درپاسخ به این سؤال که شادی چیست؟ میگوید: «هرکس به دیدگاه خودش شادی را تفسیر میکند، اما شادی انسانها نیز در دو بخش فطری و غریزی تعریف میشود. شادی فطری مثل رسیدن به محبوب و معشوق است که وصال شادیزا میشود، همچون رسیدن فرزند سرباز به مادر یا قبولی در کنکور و موارد بسیار دیگر نیز وجود دارد، اما شادی غریزه تابع خوی حیوانی شخصیت انسان درکنار یکدیگر است، این مسأله شادیزا میشود اما فطری نیست.»
وی شادیهای غیرانسانی را ناپایدار میداند و میگوید: «در یک جامعه غیرانسانی که برای گریز از افسردگی تشکیل شده پس از پایان شادی، پشیمانی حاصل میشود زیرا هدف مقدس و انسانی نبوده است.»
معاون پژوهشی سازمان تبلیغات از شادی مرسوم امروز امریکا که به سوی همه نقاط جهان درحال گسترش است خبر میدهد: «این معضل زاییده خشونت است که امروزه دربرخی جوامع دیده میشود.»
وی خواهان بررسی شادی و غم با ملاکها و معیارهای متفاوت میشود و میگوید: «شادی و غم تابع شرایط خاصی است که دربیشتر موارد از قدرت اراده انسان خارج است. اینجاست که باید مراقب بود فرد مصیبتزده از گرایش به ارزشها و کنش انسانی فاصله نگیرد.»
وی با یادآوری دستورات دین اسلام بیان میدارد: «کمک به همنوع، ملاقات برادر مؤمن، صله رحم، دلداری، سرزدن به ایتام و نیازمندان و بسیاری از رفتارهای انسانی به شادی درونی منجر میشود و بر هر دوطرف تأثیر میگذارد و این از مواردی است که افسردگیها را از بین میبرد و شادی را فراهم میکند. ما برای شادی باید از افعال حلال استفاده کنیم.»
انسان موجودی هدفمند و جویای نشاط، خوشبختی و سعادت است و تا زمانی که به آنچه میخواهد دست نیابد این احساسات را درک نمیکند. شاید به جرأت بتوان گفت، احساس نشاط یکی از مهمترین پشتوانههای ما برای مقابله با مشکلات است.
باید به این مهم توجه داشت که نشاط واقعی به این بستگی دارد که انسان نیازهای درونی و پنهانی خود را از طریقی که جامعه و هنجارهای معمول آن را قبول دارد برآورده سازد. نشاط واقعی احساسی خاص است که شخص به هنگام رسیدن به آرزوهایش پیدا میکند. اما باید یادآور شد، احساس نشاط به متغیرهای متفاوت اجتماعی و فردی بستگی دارد که ممکن است گاهی براثر شرایط و مشکلات زندگی این شادی به سمت غمزدگی پیش رود.
مسئولان باید به این موضوع توجه داشته باشند که پیامدهای فقدان یا کمبود نشاط درجامعه میتواند باعث افزایش اعتیاد به انواع مواد مخدر و اقسام جرایم و ناهنجاریهای اجتماعی شود، ولی درکنار آن وجود شادی درجامعه باعث افزایش امید به زندگی است.
به نظر میرسد با اجرای طرح تحول اجتماعی موانع شادی تا حد چشمگیری حذف خواهند شد و به وضوح میتوان نشاط و دلخوشی را در لایهلایه جامعه مشاهده کرد؛ جامعهای که لبخند درپشت چهرههای درهم کشیده شده به انتظار نشسته است.