
میانگین سنی 16 سال، ایران را در ردیف جوانترین کشورهای جهان قرار داده است، چرا که به نسبت 40 سال پیش جمعیت گروه سنی 15 تا 24 سال نزدیک به پنج برابر افزایش یافته و نسبت آن به کل جمعیت حدود 21 درصد رسیده است. بنابراین میتوان انتظار داشت که درسالهای آینده جمعیت گروه سنی 20 تا 25 سال بهشدت افزایش یابد و این افزایش در قسمتهای فوقانی هرم سنی جمعیت جوان به معنای افزایش تقاضا برای تأمین نیازهای ضروری جوانان برای غنیسازی اوقات فراغت خواهد بود. نکته حائز اهمیت آن است که مهمترین نیاز این گروه سنی چندین میلیون نفری تنها مسأله اشتغال یا ازدواج نیست که پرکردن اوقات فراغت برای آنان از اهمیت ویژهای برخوردار است. فعالیتهای فراغتی درواقع برای یک نوجوان، محلی برای آزمودن و تجربه کردن برای ورود به زندگی اجتماعی است. بنابراین بیتوجهی و نبود احساس مسئولیت نهادهای حکومتی و خانواده نسبت به نیازهای فراغتی جوانان موجب میشود که جوانان تصور کنند درک نمیشوند و جامعه نسبت به آنها بیگانه است. از اینرو تصورشان درباره خانواده و جامعه با بدبینی و احساس تنهایی توأم میشود. در این صورت درنتیجه افزایش افسردگی و یأس ممکن است به مواد مخدر پناه ببرند یا از طریق گروههای مختلف به بزهکاری و فساد کشانده شوند.
پژوهشهای انجام شده در ایران نیز نشاندهنده آن است که بسیاری از انحرافات و بزهکاریهای جوانان بهواسطه نبود برنامه صحیح درباره گذران اوقات فراغت آنان پدید میآید. مهمترین شاهد در این زمینه آن است که در تابستان بهدلیل افزایش وقت آزاد و فرصتهای فراغتی، بیشترین بزهکاریها و اختلالات رفتاری درمیان جوانان به وقوع میپیوندد.
ناآگاهی والدین، نبود احساس مسئولیت نهادهای ذیربط، کمبود یا نبود امکانات تفریحی و فراغتی موجب رواج تفریحات ناسالم و انحرافی شده و مجرایی برای ورود نوجوانان و جوانان به بزهکاری اجتماعی است. متأسفانه تمایل رفتارهای ضداجتماعی در نوجوانان زمینه عدم پیروی از قواعد و مقررات اجتماعی و همینطور احساس دشمنی نسبت به محیط پیرامون را نیز فراهم میآورد.
علیرضا دستانی، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی میگوید: «شادی یکی از ضروریتهای اصلی جامعه است و به کمک آن میتوان در برابر بسیاری معضلات اجتماعی سد ایجاد کرد و با افزایش نشاط فضا را برای کاهش بزهکاری فراهم کرد.»
وی بیان میدارد: «سؤال اینجاست که اگر فضای شاد نباشد، با هزاران میلیارد بودجه هم نمیتوان فضای شاد را تعریف کرد، بنابراین جامعه شاد به فرهنگسازی نیاز دارد و در وهله اول باید حد و حدود شادی را تعریف و خط قرمزها را مشخص کرد.»
دهقان با یادآوری اینکه سالها درصداوسیما فعالیت کرده است، میگوید: «اگر در یک برنامه طنز بخواهیم از گویشهای مختلف یا هر لهجه دیگری استفاده کنیم تماسهای اعتراضآمیز شروع میشود. طومارهای امضا شده میفرستند و آنچنان مسائل را مطرح میکنند که یک برنامه شاد بدون غرضورزی را به یک واقعه سیاسی تبدیل میکنند.»
باید گفت اگر از پتانسیلهای موجود در رسانههای جمعی همچون صداوسیما استفاده شایانی به عمل نیاید باید چشم انتظار بود تا جوانانی که نه از محیط ورزشی مناسب برخوردارند و نه درآمد مناسبی دارند به سمت بزه کشیده شوند و شرایط پیچیدهای را برای جامعه بهوجود آورند.
درپایان باید به این نکته تأکید داشت که بزهکاری یک پدیده بسیار پیچیده اجتماعی است که در محیطهای اجتماعی مختلف به شکلهای متفاوتی دیده میشود. تعریف بزه و بزهکاری درهر جامعهای توسط قوانین حقوقی و هنجارهای اجتماعی آن جامعه مشخص میشود. اگرچه در بیشتر جوامع بزه بهعنوان رفتاری قابل تنبیه از طرف قانون تعریف شده است، اما صرفاً در تبیین آن مفهوم حقوقی مسأله کافی نیست.
دورکیم جامعهشناس فرانسوی که رویکرد جامعهشناختی بزه عمدتاً برنظر او استوار است، بزه را چنین تعریف میکند: «هرعملی وقتی جرم محسوب میشود که احساسات قوی و مشخص وجدان جمعی را جریحهدار سازد. براین اساس بهنظر میرسد هرجامعهای برمبنای تعریف خود از ارزشهای اجتماعی و فرهنگی است که عملی را جرم تلقی میکند یا خیر. در این زمینه سه راه توسط کارشناس توصیه میشود، اول پیشگیری اولیه یعنی ایجاد یک محیط سالم، دوم پیشگیری ثانویه با کاهش عوامل خطرزا و سوم در صورت بروز خطر، کنترل موقعیت خطر این سه مرحله که به خانواده، جامعه و قوانین برمیگردد، سه زمینه بروز جرم را دربین جوانان از بین برده یا کنترل میکند و نقش غنیسازی اوقات فراغت درجامعه و رواج نشاط اجتماعی از این رهگذر نقشی انکارناپذیر است.