
سعيد احمديان - هرچند قبل از آنها بازيكنان ديگري هم بودند كه گرفتار اين مصدوميت شده بودند ولي پس از پارگي رباط صليبي اين دو بازيكن سرخابي بود كه اين آسيبديدگي موضوع روز شد و آن روزها يكي از روزنامهها در گزارشي به اين نوع آسيبديدگي اشاره كرد و تيتر زد: «اين روزها همه رباط صليبي پاره ميكنند، شما چطور؟!» طعنه اين روزنامه به افزايش اين نوع مصدوميت بود. در ليگ نهم هم اين كابوس بالاي سر بازيكنان بود و تعدادي از آنها را روانه خانههايشان كرد. ميثاق معمارزاده يكي از بازيكناني بود كه در همان روزهاي اول ليگ نهم رباط صليبي پاره كرد تا نامش در ليست ثبت شود. ليگ دهم هم مانند دو فصل گذشته سنتشكني نكرد و در همان هفته اولش اين سوشا مكاني بود كه رباط صليبي پاره كرد تاهمچنان كابوس اين آسيبديدگي بالاي سر بازيكنان باشد.محرم نويدكيا «بدشانسام، چند بار پيش خودم فكر كردهام كه ادامه ندهم و فوتبال را كنار بگذارم» اين را محرم نويدكيا ميگويد. او بدشانسترين بازيكن فوتبال ايران است و آسيبديدگيهاي سريالياش باعث شده پس از برطرف شدن مصدوميتش منتظر آسيبديدگي ديگري باشد. نقطه آغاز مصدوميتهاي محرم پارگي رباط صليبي است كه او را به اين روز انداخته است. تا قبل از اينكه رباطش آسيب ببيند يكي از بهترينهاي هافبكهاي ايران بود. پاسهاي دقيق و ميليمترياش زبانزد بود و همه ميگفتند او ميتواند سالها ستاره خط مياني تيم ملي باشد ولي يك مصدوميت همه چيز را خراب كرد. بازيهاي مقدماتي المپيك 2004 پكن بود و ايران با ستارههايي كه در تركيبش داشت با محمد مايليكهن به دنبال پايان حسرت رفتن فوتبال ايران به المپيك بود، محرم هم يكي از ستارههاي اين تيم بود، ولي بازي با تيم اميد كرهجنوبي در سئول شب كابوسواري براي او رقم زد. او در اين بازي پس از برخورد شديد با دروازهبان كرهجنوبي رباط صليبي پاره كرد تا محمد مايليكهن و فوتبال ايران يكي از ستارههايش را از دست بدهد. از آن شب هفت سال ميگذرد و هنوز محرم آن بازيكن آن روزها نشده است. او در اين سالها بعد از پارگي رباط، پيچ خوردگي مچ پا، شكستگي دست، كشيدگي رباط و كشاله و پارگي مينيسك را هم تجربه كرده تا كلكسيون مصدوميتهايش كامل شود.
جواد نكونام روزهاي مياني تابستان 86 بود كه جوادنكونام پس از پايان جام ملتهاي 2007 به اسپانيا برگشته بود تا همراه با اوساسونا براي فصل جديد لاليگا آماده شود، ولي تمرينات او با اوساسونا دو روز بيشتر طول نكشيد و پارگي رباط صليبي نكو را براي شش ماه خانهنشين كرد. هافبك ايراني اوساسونا در حالي كه تنها 4دقيقه از حضورش در بازي دوستانه پيش از فصل تيم باشگاهياش با ويارئال نميگذشت به شدت از ناحيه رباط صليبي مصدوم شد و نيمفصل اول لاليگا را از دست داد، البته نكو برخلاف بسياري از بازيكناني كه رباط صليبي پاره ميكنند پس از عمل جراحي و گذراندن دوران نقاهتش در بازگشت دوبارهاش همان بازيكن هميشگي شد و اين آسيبديدگي نتوانست او را از برگشت به روزهاي اوجش بازدارد.
مجتبي جباريشماره هشت آبيها هنوز كه هنوز است شبها كابوس رباط صليبي ميبيند. او پس از پارگي رباط صليبياش نتوانسته آن هافبك مورد انتظار سكوهاي آبي شود و اين مصدوميت باعث شده تا جباري با وجود برطرف شدن آن، هربار كه آماده بازي ميشود پس از چندهفته دوباره آسيب ببيند و خانهنشين شود. پارگي رباط صليبي او يادگار روزهاي حضورش در تيم ملي است.پيش از شروع جام جهاني 2006 بود كه تيم ملي در سوئيس اردو زده بود. چند روزي از اين اردو ميگذشت كه ناگهان خبر بازگشت زودهنگام جباري به ايران هواداران استقلال را شوكه كرد. آنها كه خاطرات خوبي از شماره 8 تيمشان داشتند مانند همه به انتظار درخشش او در آلمان نشسته بودند ولي آسيبديدگي مجتبي همه چيز را خراب كرد. او درحالي به ايران برگشت كه پزشكان پارگي رباط صليبي وي را تأييد كردند و جباري زانوي آسيبديدهاش را به تيغ جراحان سپرد و براي ماههاي طولاني خانهنشين شد. 9 ماه بعد هافبك آبيها بازگشتش را به ميدان جشن گرفت ولي اينبار پس از چندهفته مينيسك پايش پاره شد تا او تا پايان فصل بيرون بماند. دومين بازگشت جباري در ماههاي ابتدايي 87 براي او و استقلال خوشيمن بود. شماره 8 آبيها در روزهايي كه امير قلعهنويي استقلال سيزدهم جدول را از فيروز كريمي تحويل گرفته بود، عصاي دست ژنرال شد و با بازيهاي خوبش استقلال قهرمان جام حذفي شد تا خاطره تلخ ليگ فراموش شود.بازگشت دوباره جباري يك فصل بيشتر طول نكشيد و شماره 8 آبيها سه هفته از ليگ نهم نگذشته بود بدون اينكه حتي يك دقيقه به ميدان برود دوباره مصدوميت كهنه پارگي رباط صليبي به سراغش آمد تا براي سومين بار هافبك آبيها خانهنشين شود. با گذشت يك فصل از آن روزها جباري آن جباري هميشگي نشد و در ليگ دهم هم شماره 8 آبيها پيش از شروع ليگ دوباره مصدوم شد تا سريال آسيبديدگيهاي او كه از پارگي رباط صليبياش شروع شده همچنان دست از سر او برندارد.
محسن خليلي«محسن رفت و برگشت» اين لقبي بود كه سكوهاي قرمز به او داده بودند. او يكي از ستارههاي تيم افشين قطبي در ليگ هفتم بود. قرمزها با گلهاي او براي دومينبار قهرمان ليگ برتر شدند تا محسن خليلي با آن شادي منحصر به فردش پس از گلها ستاره سكوها شود. پس از قهرماني پرسپوليس همه چيز خوب پيش ميرفت و هواداران پرسپوليس بهانتظار تكرار گلزني «محسن رفت و برگشت» در ليگ هشتم نشسته بودند ولي مصدوميت خليلي همه چيز را خراب كرد.او پيش از شروع ليگ هفتم در اردوي تيم ملي در اسپانيا رباط صليبي پاره كرد تا فصل هنوز شروع نشده برايش به پايان برسد. درباره مصدوميت خليلي آن روزها گفته شد كه مهاجم پرسپوليس پيش از رفتن همراه تيم ملي به اسپانيا، پس از بازي ايران و سوريه احساس درد ميكند ولي بدون توجه از كنار آن ميگذرد تا در نهايت در اردوي اروپايي تيم ملي رباط صليبياش پاره شود.از روزي كه خليلي دوباره پا به توپ شده ماهها ميگذرد ولي او سايهاي از آن محسن آقاي گل قرمزهاست و هنوز نتوانسته دوباره آن مهاجم گلزن شود، به همين دليل بود كه در پايان ليگ نهم دايي عذر او را خواست تا خليلي با جدايي از پرسپوليس، در ليگ دهم با پيراهن استيلآذين توپ بزند.
اميد روانخواهروانخواه هم مانند خليلي هفته اول ليگ هشتم بود كه رباط صليبي پاره كرد تا اين دو علاوه برگلزني در دربي ويژگي مشترك ديگري هم داشته باشند. هفته اول ليگ هشتم بود كه روانخواه در بازي استقلال و ابومسلم در همان دقايق اول بازي رباط صليبي پاره كرد و براي شش ماه خانهنشين شد. او پس از ماهها خانهنشيني در اواخر ليگ هشتم براي استقلال به ميدان رفت. در افتتاحيه ليگ نهم با گل او استقلال، سپاهان را شكست داد تا هافبك ريزنقش آبيها از بازگشت به روزهاي اوجش خبر بدهد اما روزهاي خوب روانخواه شش ماه بيشتر طول نكشيد و او در روزهاي پاياني دي88 در يكي از تمرينات آبيها براي دومين بار رباط صليبي پاره كرد. اين بار برخلاف دفعه قبل رباط صليبي زانوي چپ او آسيب ديده بود تا هافبك بدشانس استقلال دوباره زانويش را جراحي كند. او اين روزها پس از پشت سر گذاشتن دوران نقاهتش براي بازي كردن بيتابي ميكند و خدا خدا ميكند كه دوباره رباط صليبياش پاره نشود!
ميثاق معمارزاده خوابهاي زيادي براي ليگ نهم ديده بود. در تمرينات پيش از شروع فصل زير تمرينات سنگين عابدزاده حسابي شلاق خورده بود و به گفته خودش آمادهتر از هميشه ميخواست خاطره عقاب آسيا را براي هواداران قرمزها تكرار كند. اما ليگ كه شروع شد تنها چند هفته كافي بود تا رؤيايش به كابوس تبديل شود. دقايق مياني نيمه اول بازي پرسپوليس و پاس در هفتههاي اول ليگ نهم بود كه ميثاق معمارزاده پس از بلند شدن براي دفع توپ در برخورد به بازيكن حريف به زمين افتاد و رباط صليبي پاره كرد، به همين سادگي او براي حداقل هشت ماه خانهنشين شد تا حقيقي جاي او را بگيرد. معمارزاده در بازگشت دوباره به درون دروازه جايگاهش را در پرسپوليس از دست داد تا براي بازي كردن از پرسپوليس جدا شود و به اهواز برود و شاگرد مجيد جلالي در فولاد بشود.
هادي شكوري سومين استقلالياي بود كه در ليگ نهم رباط صليبي پاره كرد. پس از جباري و روانخواه، هادي شكوري در بازي برگشت استقلال و استقلال اهواز كه اواسط اسفند 88 برگزار شد در حالي كه براي زدن ضربه سر بلند شده بود در حالتي نامناسب و روي پاشنه پا بيرون ميآيد تا خودش هم پس از افتادن روي زمين احساس كند كه رباط صليبياش پاره شده است. اين مدافع پس از جراحي زانوي مصدومش با شروع ليگ دهم هنوز بايد براي بازگشت به ميدان چند ماه ديگر صبر كند.
محمد صلصاليتا اينجا همه بازيكناني كه رباط صليبي پاره ميكردند اكثراً از تيمهاي سرخابي بودند ولي در روزهاي پاياني سال 88 كاپيتان ذوبآهن هم رباط صليبي پاره كرد تا قربانيان اين نوع مصدوميت محدود به تيمهاي پايتختنشين نباشد.محمد صلصالي در بازي ذوب ـ راهآهن آسيب ديد و پس از اعلام نتيجه MRI مشخص شد رباط پاره كرده است و بايد تا شش ماه بازيهاي ذوب را از تلويزيون خانهاش تماشا كند.
سيدمهدي سيدصالحي او مهاجم بدشانسي است. هر وقت به اوج ميرسد و با گلهايش جايش را در تركيب استقلال باز ميكند، يك مصدوميت همه چيز را خراب ميكند، اما تا پيش از مصدوميت آخرياش بقيه آسيبديدگيهايش با چند هفته استراحت برطرف ميشد ولي اين آخري او را براي ماههاي طولاني خانهنشين كرد. سيدصالحي كه در بازيهاي پاياني آبيها در اواخر فصل گذشته از ناحيه رباط صليبي مصدوم شده بود ابتدا تصور ميكرد كه رباطش پاره نشده و با چند هفته فيزيوتراپي ميتواند پا به توپ شود ولي پس از يك ماه از مصدوميت او نتيجه تستهاي پزشكي نشان داد كه برخلاف تشخيص اوليه رباط صليبي سيدصالحي پاره شده و او بايد پس از جراحي زانوي مصدومش شش ماه فكر فوتبال را از ذهنش بيرون كند. با گذشت چند ماه از آسيبديدگياش او اين روزها فيزيوتراپي ميكند و طبق گفته خودش از نيم فصل دوم ميتواند براي آبيها بازي كند.
سوشا مكاني بدشانسترين بازيكن ليگ دهم تا پايان هفته سوم سوشا مكاني است با هزار اميد و آرزو از پاس به استيل آمد تا از دروازه تيمي محافظت كند كه پر از ستاره است و به آن لقب كهكشاني دادهاند ولي همان بازي اول رباط صليبي پاره كرد. او دومين دروازهباني است كه پس از معمارزاده پس از تمرين زيرنظر عابدزاده رباط پاره ميكند و اين مسأله باعث شده تا شايعه شود كه تمرينات سنگين مربي دروازهبانان استيل علت اين مصدوميت بوده است، اين در حالي است كه مكاني اين موضوع را رد كرده و پارگي رباطش را يك اتفاق دانسته است. او به زودي زانوي آسيبديدهاش را جراحي ميكند و به احتمال زياد از هفتههاي پاياني ليگ دهم ميتواند دوباره درون دروازه استيل بايستد. رباط صليبي، رباطي است كه دو استخوان مهم پا را بهصورت صليبي به هم متصل ميكند، به همين دليل يكي از مهمترين رباطهاي پا به حساب ميآيد. پارگي اين رباط در اثر فشار تمرينات، كشيدگي بيش از حد، فشردگي بازيها و فشار بيش از حد به زانو و چرخشهاي ناگهاني به وجود ميآيد. اين نوع مصدوميت بيشتر در ميان هافبكها ديده ميشد. آنها به خاطر دوندگيهاي زياد و رفت و برگشتهاي ناگهاني بيشتر با خطر اين آسيبديدگي روبهرو هستند. يكي از نكات جالب توجه پارگي رباط صليبي اتفاق افتادن آن بيشتر در روزهاي اول فصل است. پزشكان ميگويند ناآمادگي بازيكنان در دوران بدنسازي، زير بار تمرينهاي فشرده و سنگين رفتن و استفاده نكردن از بدنسازان باتجربه در كنار توجه نكردن به تغذيه مناسب كه نقش زيادي در بهبود شرايط عضلاني دارد باعث ميشود بازيكنان زودتر آسيب ببينند. به عقيده يك استاد دانشگاه يكي از بهترين راههاي پيشگيري از اين نوع مصدوميت، تقويت ماهيچههاي اطراف اين رباطهاست و ورزشكار بايد همچنين طرز صحيح پرش، فرود و حركت درست زانو را ياد بگيرد و به كار ببندد.