
همراه با سیاست امریکایی تشدید فشار و تهدید از بیرون و ایجاد شکاف و تفرقه از درون که در هفتههای اخیر فاز جدیدی را علیه جمهوری اسلامی طی میکند، سرکرده گروهک تروریستی عبدالمالک ریگی به تکاپو افتاده تا در خدمتگزاری به اربابان امریکایی و همسویی با سیاستهای آنان خود را جایگزین مناسب و همتراز ریگی معرفی کند. از این رو او تلاش میکند تا یک یا دو تیم انتحاری و یک گروه راهبندان و ناامنی جادهای را برای ایجاد تنش و اختلاف بین پیروان مذاهب شیعه و سنی در منطقه سیستان و بلوچستان، سازماندهی کند. محمد ناروئی که اقدامات خود را با هماهنگی و حمایت دستگاههای جاسوسی امریکا و پاکستان و همراهی برخی افراطیون وهابی در داخل انجام میدهد، انجام این اقدامات تروریستی و ضدانسانی را برای ادامه حیات تفالههای باقیمانده از گروهک ریگی با تضمین ادامه دریافت کمک از بودجههای محرمانه دستگاههای جاسوسی برخی کشورهای عربی و حامی وهابیت و استمرار حمایت و پشتیبانی دستگاههای امنیتی امریکا و پاکستان ضروری تشخیص داده است. بنابراین او برای این اقدام روی نیروهای مزدور و اجارهای افغانی و پاکستانی هم در کنار فریبخوردگان گروهک تروریستی خود حساب باز کرده و به انجام عملیات ایذایی و نمایشی چشم امید دوخته است.
در کنار اهداف این قبیل عملیات خشن و ضدانسانی عمدتاً به صورت کور و اقتضایی صورت میگیرد، دلایل این نحوه عمل وحشیانه و خلاف فطرت و وجدان انسانی نیز قابل توجه است که در واقع از سه منبع سرچشمه میگیرد:
1- آموزههای وهابیت و تعصب قشری برخاسته از این آیین طراحی شده توسط عوامل جاسوسی انگلیس و برداشتهای ناشی از مغز بیمار سرکردگان وهابی که در تقابل آشکار با آموزههای رحمانی دیانت، بهویژه اسلام و سیره پیامبر اعظم(ص) قرار میگیرد که قرآن کریم وی را رحمت برای عالمیان معرفی فرموده است. در حالی که تمامی مذاهب اسلامی قتل اهل قبله و شهادتدهندگان به حقانیت کتاب خدا و نبی گرامی اسلام(ص) را حرام میدانند، وهابیت تنها مذهبی است که پیروان سایر مذاهب ولو اسلامی را در صورت استنکاف از پذیرش نظرات ابداعی خشن و بیروح وهابیت، تکفیر کرده و مستحق مرگ و نابودی میداند.
2- نفوذ عوامل وابسته به قدرتهای استکباری در مدارس شبهوهابی و بهرهبرداری ابزاری از عقاید مذهبی برای بهراهانداختن جنگ مذهب علیه مذهب که نهتنها به تضعیف اسلام و جوامع اسلامی به عنوان رقیب جوامع استکباری منتهی میشود، بلکه با نمایش چهرهای خشن و ضدانسانی از مسلمانان و اسلام، از گسترش و توسعه اسلام در بین سایر جوامع بهویژه جوامع غربی که سالهاست با استقبال از اسلام مواجه است، هم جلوگیری میشود.
3- سوءاستفاده برخی از افراد عقدهای و فرصتطلب از پوشش مذهب و قومیت برای دستیابی به اهداف شخصی یا انتقامجویی و عقدهگشایی و استفاده ابزاری از عواطف مذهبی به عنوان ابزاری سیاسی و حتی سودجویی که مروری بر سوابق برخی دستگیرشدگان گروهک ریگی و اعترافات آنان، چنین گمانهای را نیز محتمل میسازد.
حال با توجه به شیوههای ناجوانمردانه و غیرانسانی که معمولاً هم علیه افراد غیرنظامی و بیدفاع دنبال شده و حاصلی جز تشدید تنفر و انزجار ندارد و از این رو بسیاری از سران مذهبی و قومی برائت خویش را از این گروهک اعلام میدارند، این سؤال پیش میآید که چرا برخی مدعیان پیروی از رسالت نبوی با اتخاذ مواضع دوپهلو و مبهم، در طرد آشکار و صریح این گروهک تروریستی که کارکردی جز تولید تنفر و تفرقه ندارد، با تردید مواجهاند. حال آنکه این شیوه عمل ضددینی ولو با پوشش مذهبی دقیقاً اجرای دستورالعملهای نیکولو ماکیاولی است که به شاهزادگان ایتالیایی توصیه میکرد «اینکه مردم از شما بترسند، مهمتر است از اینکه شما را دوست داشته باشند.» چنین تردیدی که نوعی همراهی با تروریستها است تنها دو دلیل میتواند داشته باشد:
1- محرومیت از پیام و روحیه مثبت برای جذب و پر کردن خلأ قدرت نرم با خشونت و وحشت 2- داشتن مأموریت مشترک و هماهنگی با عقبه هدایتکننده این گروهک که همان دستگاههای جاسوسی کشورهای بیگانه است.