
عباس تقدسینژاد - هفته گذشته اوباما در سخنانی دیپلماتیک که میتوان برداشتهای متفاوت از آن داشت، اصطلاحاً با دستزده و با پا پیش کشیده است، او میگوید: «ما همچنان باب گفتوگو با ایران را باز گذاشتهایم، اما من به شما اطمینان میدهم که گزینههای دیگر را هم مدنظر دارم.»دریاسالار «مایکل مالن» رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح ایالات متحده اعلام کرد امریکا طرح حمله نظامی به ایران را در اختیار دارد اما چشمانداز حمله به ایران به اندازه ایران هستهای نگرانکننده است.من به استفاده از دیپلماسی، تحریمهای تند و تیز و فشارهای بینالمللی بر دولت ایران امیدوار هستم. ژنرال بازنشسته امریکا «توماس مکلنرنی» به صراحت اعلام میدارد: میتوان با انتشار خبر حمله نظامی به ایران و درپی آن با یکسری کارهای سری و مخفیانه انقلاب مخملی در ایران به راهانداخت و موجبات سرنگونی نظام را فراهم کرد.«مایکل هایدن» رئیس سابق سیا در زمان جورج بوش اظهار داشت: در زمان ریاست من بر «CIA» احتمال حمله نظامی به ایران در ردههای آخر لیست قرارداشت، اما درحال حاضر چنین احتمالی اجتنابناپذیر بهنظر میرسد.رژیم صهیونیستی نیز بهعنوان بازیگر فعال منطقهای به نفع امریکا وارد میدان تهدید نظامی شده است، بهطوری که در گزارش جدید گروه تحقیقاتی آکسفورد آمده است: احتمال حمله اسرائیل به ایران بهشدت رو به افزایش است و در این گزارش احتمال داده شده است که در خاورمیانه این احساس وجود داشته باشد که حمله اسرائیل به ایران با آگاهی و تأیید و همکاری امریکا صورت میگیرد.اینها نمونههایی از اظهارنظرهای مقامات مختلف حال و گذشته امریکا درخصوص ایران پس از بینتیجه ماندن تحریم ناشی از قطعنامه 1929 است. از آنجایی که پروژه تهدید برای القای خواستههای نامشروع یکی از روشهای معمول در جنگ نرم است، جملات فوق را میتوان بهمنظور ایجاد ارعاب در تصمیمگیری مقامات ایران برای ادامه روند دستیابی به انرژی صلحآمیز هستهای دانست. درحالی که دموکراتها سعی میکنند دستهای چدنی نظام امریکا را در پردهای از ابهام ناشی از سیاستهای دموکراتها مخفی کنند و درکنار جملات تهدیدآمیز از باز بودن «باب گفتوگو» سخن برانند، درسطحی بالاتر گردانندگان اصلی سیاستهای امریکا، نظامیان جمهوریخواه را آتشبیاران معرکه کردهاند. هرچند حتی در بین خود جمهوریخواهان جنگطلب نیز آدمهای منصفی مثل «ران پل» نماینده جمهوریخواه امریکا را میتوان یافت که ابراز امیدواری میکند تا اظهارات مایکل هایدن رئیس سابق سیا در زمان جورجبوش درخصوص افزایش احتمال حمله نظامی به ایران اشتباه باشد زیرا امریکا دیگر توان درگیری دیگری در منطقه را ندارد. وی در ادامه مطلبش ابراز امیدواری میکند که رهبران امریکا واقعبین باشند و از این اقدام خطرناک پرهیز کنند و ایران را بهعنوان یک قدرت هستهای در منطقه بپذیرند زیرا امریکا توان رویارویی نظامی با ایران را ندارد. وی برخی از دلایل ناتوانی امریکا برای شروع جنگی دیگر را موارد ذیل ذکر میکند:1- امریکا زیربدهی مدفون شده و بسیارشکننده است. 2- ایران دشمنی بسیار سرسختتر از عراق و افغانستان است.
3- جنگهایی که امریکا درحال حاضر درگیر آنهاست اقتصاد امریکا را فلج کرده و هزاران کشته برجای گذاشته است. 4- ملتی که در حال جنگ است نمیتواند به فکر تولید و خوشبختی باشد. امیدهای امریکا برای گزینه تحریم نیز درحال ریزش هستند بهطوری که به گزارش «هندوستان اکسپرس» دولت هند برای مصون داشتن شرکتهای هندی از تبعات تحریمها به تازگی هیأتی را برای مذاکره با امریکاییها به واشنگتن اعزام کرد تا شرکتهای هندی را از تحریمها مستثنی کنند.اگرچه همراهی ضمنی با افسران جمهوریخواه در زمینه حمله نظامی به ایران، پالسهای منفی برای نشان دادن دروغین بودن «سیاستهای تغییر» دولت اوباماست، اما ذکر نقش رژیم صهیونیستی در نهادینه کردن استفاده از ادبیات خشونت علیه ایران را نباید نادیده گرفت؛ نقشی که با آزمایش حمله ناگهانی این رژیم درهفته گذشته به مرزهای لبنان برای مواجهه با حزبالله وارد مرحله تازهای از نشان دادن چنگ و دندان به ایران و همپیمانهای او برای ایجاد هراس و در نهایت به کرسی نشاندن خواستههای خود در جنگ نرم با ایران شده است. در این بازی بهظاهر سخت نقش نیروهای نفوذی را نیز نباید نادیده گرفت، بنابراین با چراغ سبز غربیها سران فتنه داخل و خارج در فضای رسانه فعالتر شدهاند و دور تازهای از یاوهگوییها علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی را آغاز کردهاند. و البته گذشت زمان نشان خواهد داد این حربه دشمنان انقلاب نیز همانند سایر اقدامات برای تحمیل شکست بر ایران در جنگ نرم برای آنها ثمری نخواهد داشت، انشاءالله.