علی سیف اللهی - جوانان امروز را در دنیا به دو دسته کلی تقسیمبندی میکنند؛ دسته اول کسانی که وبلاگ دارند و وبلاگ نویسی میکنند و دسته دوم آنهایی هستند که در دنیای اینترنت سیر نمیکنند و وبلاگ ندارند. این وبلاگ که معیار مهمی برای هویت مجازی عصر ما محسوب میشود، آنچنان بیاصل و نسب هم نیست. تخته اعلان، روزنامه دیواری، دفترچه خاطرات و انواع و اقسام رسانهها و یادداشتهای خصوصی را شاید بتوان آبا و اجداد وبلاگ دانست که ما قدیمها از آنها به عنوان ابزاری برای نگهداری و منتشر کردن موضوعات مختلف استفاده میکردیم. این خاصیت خصوصی بودن، جنبه مهمی برای پیشروی و فراگیرتر شدن وبلاگ بود و آدمها را قلقلک داد تا بتوانند به راحتی دستنوشتههای خودشان را هم نگهداری کنند و هم جلوی چشمان دیگران قرار دهند. در ایران هم حوالی 9 ،10 سال پیش بود که اولین سرویسهای وبلاگنویسی فارسی زبان شروع به کار کردند و مورد توجه قشر عظیمی از مخاطبان جوان خود قرار گرفتند. این استقبال هر روز بیشتر میشود و در همین ثانیهای که شما دارید این کلمات را میخوانید، حدود سه وبلاگ راهاندازی و میلیونها پست جدید منتشر میشود. این آمارهای نجومی ما را بر آن داشت تا ببینیم در دنیای صفر و یکی این جوانهای وبلاگباز چه میگذرد؟من مینویسم، پس هستم!اینکه چرا وبلاگ میسازیم و هر روز در پستهای وبلاگمان مینویسیم، از آن سوالهایی است که شاید به تعداد آدمهایی که وبلاگ دارند میتواند جواب داشته باشد اما به طور کلی کارشناسان چند دلیل عمده را برای این پاسخ به این سؤال برمیشمرند. آنها معتقدند در زمینه جنبه شخصی، فضای وبلاگ نویسی درحقیقت فضای ابراز وجود جوانانی است که دسترسی به اینترنت دارند. این ابراز وجود بخشی از هویت اجتماعی آن طیف از جوانان را تشکیل میدهد و از طرفی هویت اجتماعی بخشی از فرهنگ ما محسوب میشود. در بعد اجتماعی هم وجود بخش لینکدانی در هر وبلاگ و مرور کردن وبلاگهای دیگر ، این امکان را به افراد میدهد که با بلاگرهایی ازجنس خود ارتباط برقرارکرده وبه مرورازطریق تبادل لینک، با افراد بیشتری ازاین دست آشنا شوند. این امر، گاه به شکلگیری شبکهای از بلاگرهای دوست میانجامد که میتوانند زندگی واقعی را نیز تحت تاثیر قرار دهند و گروههای دوستی تشکیل شود. این گروهها یا درعمل دست به فعالیت مشترک میزنند یا در همان حریم فضای مجازی، با دادن مشورتها و کمکهای فکری و فنی یا همدلی و همراهی عاطفی به حمایت از هم میپردازند.منطقه اختصاصیاین شاید مهمترین قسمت ماجراست که ببینیم در وبلاگهای جوانهای همسن و سال ما چه چیزهایی نوشته میشود و روی چه موضوعاتی زوم کردهاند. اینجا هم چند موضوع کلی را میتوان در وبلاگها مشاهده کرد که اتفاقاً سرویسهای وبلاگنویسی هم خودشان این دستهبندی را انجام دادهاند تا مخاطبان بهتر بتوانند به موضوعات مورد علاقهشان دست پیدا کنند. وبلاگهای خبری و تحلیلی، تجاری و تبلیغاتی، جوک و سرگرمی، علمی و آموزشی و شخصی وخصوصی بیشترین موضوعاتی است که جوانان جامعه ما روی آنها کار میکنند.اما در این بین وبلاگهای شخصی که در آن یادداشتها، دستنوشتهها و دلنوشتههای هر جوان منتشر میشود، طرفدار بیشتری دارد و درصد عمدهای از وبلاگهای فارسی موجود در فضای وب را در بر میگیرد. به عنوان نمونه، در سرویس پرطرفدار و پرکاربر بلاگفا اختلاف فاحش بیستهزارتایی بین وبلاگهای شخصی و دیگر وبلاگهای پرطرفدار وجود دارد.این مساله که کاربر خودش مدیر مسئول، سردبیر و نویسنده وبلاگ خودش باشد برای او جذاب است و علاقه دارد به راحتی نوشتههای شخصی و افکارش را در معرض دید مخاطبان قرار دهد. جذابیت همهگیر آنها را وادار میکند با راهاندازی وبلاگ، خود را در عرصههای عمومی و اجتماعی به اثبات برسانند و به کاربر هم این امکان را میدهد که خودش را باور کند. این نوشتهها برای او یک نشان میشود و این استقبال عمومی، وبلاگنویسی را یکی از مشخصههای نسل جدید کرده است.با احتیاط وارد شویداین پدیده هم مثل هر موضوع دیگری هم مزایایی دارد و هم آسیبهایی. دکتر محمد توکل، جامعه شناس، هم معتقد است با توجه به نگرش ما به موضوع، این پدیده هم میتواند فرصت باشد، هم تهدید: « فضای وبلاگی به گونهای است که هر فکر وایده و اندیشهای به راحتی در آن مطرح میشود و همه افراد با هر نظر و اعتقادی بدون هیچ مانعی قادرند نظر خودشان را ابراز کنند و آن را در معرض نقد و نظرات دیگران بگذارند. این موضوع هم میتواند فرصت ایجاد کند و هم با کارکرد غلط، تبدیل به تهدید شود و مضراتی به بار آورد.» دکتر توکل مزایای وبلاگنویسی را اینگونه بیان میکند: « نفعهای زیادی در این کار است که آثار خوبی میتواند در جنبههای مختلف زندگی جوانهای ما داشته باشد. این بیان آزاد اندیشهها و افکار و اظهارنظرها میتواند تمرین خوبی باشد برای «تفکر» جوانان ما. بعد از این بیان عقاید، فرصت نقد به وجود میآید و دیگران به راحتی نظرشان را بیان میکنند که این از شاخصههای جامعه آزاد است و جوانها این موضوع را میپسندند. از سوی دیگر سطح دانایی افراد استفادهکننده از مطالب و فضای وبلاگی بالا میرود و تشکیل یک عقیده درست بر مبنای این دانایی در دو بعد فردی و اجتماعی به ما سود میرساند.»دکتر توکل علاوه بر این مزایا، مواردی را هم به عنوان آفتهای این بحث برای جوانان مطرح میکند: « نوعی پرسهزدن وبلاگی بین جوانهای ما وجود دارد که بیهدف و تنها به منظور اطلاع یافتن از آرا و نظرات دیگران در فضای وبلاگی انجام میشود و بدون توجه عمیق به مطالب، این مرور و بررسی ارزشی ندارد. جوانهای ما باید با تلاش و مطالعه و کسب تجربه، قدرت تجزیه و تحلیل پیدا کنند تا موارد درست را از اشتباهات تمیز دهند. از سوی دیگر با توجه به نبود سیستم نظارتی که البته درهیچ جای جهان نمیشود یک نظارت دقیق و جزئی انجام داد، گاهی ممکن است ارزشهایی مثل حیا، عفت و در کل اخلاقیات رعایت نشود که جوانها باید به این دقت کنند. از سوی دیگر ممکن است با حضور در این فضا و ابراز عقاید و نظرات با تمجید دیگران مواجه شویم که منجر به غرور کاذب و ایستادن و حرکت نکردن ما شود که این خطرناک است. موارد متعدد دیگری هم هست که باید هر چه زودتر کارشناسان امر یک نظام نظارتی و قوانین محکم و مستدل و تعاریف جدیدی از المانهای مجازی را برای کاربران ارائه دهند.»جوانان وبلاگ نویس را دریابیداین میزان بالای تاثیرگذاری وبلاگها و وبلاگنویسها، به عنوان پدیده فرهنگی مدرن باید ما جوانها را هم مجاب سازد تا بیشتر حواسمان به حاشیههای پیرامون این موضوع باشد و با تولید فکر و اندیشه هم در سطح فردی و هم در بعد اجتماعی موجب ارتقای سطح فرهنگی خود و کشورمان شویم. نهادهای اجتماعی و فرهنگی هم باید وبلاگنویسان جوان را دریابند تا با حمایتهای آنها نویسندگان جوان حضور خود را پررنگتر کرده و همه از محصول کیمیای جوانی این جوانان قلم (کیبورد!) به دست بهره ببریم.