
صبح دوشنبه چهار موشک گراد در شهر بندری عقبه اردن و یک موشک در بندر ایلات اسرائیل فرود آمد که در نتیجه انفجار یکی از موشکها یک اردنی کشته و چهار نفر دیگر زخمی شدند.
در پی این رخداد منابع اردنی و اسرائیلی اعلام کردند که موشکها از صحرای سینا شلیک شدهاند اما مسئولان و منابع مصری ابتدا این اظهارات را رد و محل پرتاب موشکها را دریای سرخ اعلام کردند اما بعداً با تأیید ضمنی اینکه محل پرتاب موشکها صحرای سینا بوده است، ادعا کردند که گروههای فلسطینی عامل پرتاب این موشکها بودهاند. البته مسئولان حماس و دیگر گروههای فلسطینی تاکنون هر عملیات ضد صهیونیستی که خود انجام دادهاند بلافاصله مسئولیت آن را پذیرفتهاند و هیچ ابایی از آثار و پیامدهای یک چنین عملیاتهایی نداشتند چرا که مبارزه با این رژیم را جزو اصول و اهداف خود میدانند اما در مواقعی هم که واقعاً در عملیاتی دست نداشتند و یا آن عملیات در حکم دامی برای این گروهها بوده با درایت فاصله خود را از آن حفظ کردهاند. از این رو در حالی که حماس خود را برای پاسخ به حملات هوایی رژیم صهیونیستی به غزه که در جریان آن تعدادی از نیروهای این جنبش شهید یا زخمی شدند، محق میداند اما نقش خود را در پرتاب موشک به بندر عقبه اردن و ایلات این رژیم رد کرده است. از این رو این احتمال که این اقدام براساس یک سناریوی اسرائیلی برای تقویت حضور خود در این منطقه استراتژیک صورت گرفته است، تقویت میشود. اسرائیل دو جزیره کلیدی واقع در دهانه خلیج عقبه یا بندر ایلات این رژیم موسوم به جزایر تیران و صنافیر همچنان تحت اشغال خود دارد و گسترش نفوذ در این منطقه همواره در رأس اولویتهای نظامی این رژیم قرار داشته است، زیرا بندر «ایلات» رژیم صهیونیستی در خلیج عقبه محلی است که بخش مهمی از صادرات و واردات این رژیم از آن صورت میگیرد. اسرائیل از طریق این بندر با سواحل شرقی و جنوبی آفریقا و کشورهای جنوب و جنوب شرقی آسیا ارتباط برقرار میکند. این بندر از طریق خط لوله و راههای زمینی با دیگر بندر اسرائیل به نام «اشکلون» در سواحل شرقی مدیترانه ارتباط دارد. این مسأله از سویی موجب بینیازی این کشور از کانال سوئز شده و از سوی دیگر بر اهمیت استراتژیک بندر مذکور میافزاید. اما تنها راه ارتباطی این بندر به دریا تنگه «تیران» است؛ جایی که خلیج عقبه را به دریای سرخ مرتبط میکند. زمانی که اسحاق رابین، سفیر وقت رژیم صهیونیستی در امریکا بود در خصوص اهمیت این منطقه گفته بود:«این منطقه (جزایر تیران و صنافیر) بسیار حساس است و در هنگام درگیری سه فرد مسلح میتوانند باعث بسته شدن تنگه گردند.» اهمیت این تنگه و دو جزیره مذکور از آنجایی بیشتر مشخص میگردد که بسیاری از کارشناسان یکی از دلایل جنگ 1967 را بستن این تنگه بر روی ناوگان اسرائیل توسط مصر میدانند. با توجه به اهمیت ژئواستراتژیکی و سوق الجیشی این منطقه به نظر میرسد رژیم صهیونیستی تقویت حضور خود در این منطقه و همچنین بخشهای ساحلی صحرای سینا را در اولویت برنامههای خود قرار داده است اما اینکه چرا در این مقطع زمانی به یک چنین فکری افتاده است، میتوان پاسخ آن را نگرانیهای این رژیم از تحولات سیاسی مصر پس از مبارک جستوجو کرد. به عبارت دیگر به نظر میرسد این رژیم احتمالاً براساس اطلاعاتی که از اوضاع داخلی مصر دارد به یک اقدام پیشدستانه دست زده و شاید به همین علت است که از همان ابتدا محل پرتاب موشکها را صحرای سینا مصر اعلام کرد.
از این رو به نظر میرسد هر دو کشور مصر و اردن که موافقتنامههای صلح نیز با رژیم صهیونیستی به امضا رساندهاند هر کدام به دلایلی در معرض دور جدید سیاستهای توسعهطلبانه قرار گرفتهاند و اگر اردن اولین قربانی اجرای طرح تشکیل دولت خالص یهودی خواهد بود، صحرای سینای مصر نیز از هم اکنون و در حالی که هنوز حسنی مبارک در قید حیات است، مورد طمع این رژیم قرار گرفته است.