
رویکرد و توجه دولت دهم به ایرانیان خارج از کشور به هر دلیلی که صورت گیرد قابل تقدیر است زیرا قبل از هر دستاورد و نتیجهای، هویت بخشی را تقویت و خودبیگانگی را مانع میشود. ایده مذکور اگرچه ایده درستی است و نظام جمهوری اسلامی ایران باید به سرنوشت ایرانیان در همه جای جهان حساس باشد اما به نظر میرسد این ایده با همان سطح «ایده» به میدان عملیات آورده شده است و خروجی آن بیشتر جنبه نمادین دارد. این آسیب از آنجا ناشی میشود که دستگاههای متولی در دولت، مواضع ضدونقیضی را اتخاذ کردند. نقدهای در لفافه نشان میدهد که رأس واحدی برای هدایت و برنامهریزی وجود ندارد و چرایی موضوع بر چگونگی آن سایهافکنده است. در حالی که وزارت خارجه از کیفی نبودن حاضران نشست اخیر سخن میگوید، عضو شورای عالی ایرانیان خارج از کشور بر برجستگی اعضای حاضر تأکید میکند و... . علاوه بر آن سخن گفتمان غالب یعنی گفتمان انقلاب اسلامی و جوهره نظام اسلامی نسبت به این حرکت چیست؟ قطعاً عدم نگرش امنیتی به بخش اعظم ایرانیان خارج از کشور امر لازم و هوشمندانهای است. اما قرائتهای مختلف از ایران امروز از سوی هموطنان خارج از کشور چگونه است؟ و متولیان این حرکت چگونه آن را مدیریت و با مبانی انقلاب اسلامی چفت مینمایند؟ قرائتهایی همچون امالقرای جهان اسلام، کانون پرفروغ حمایت از محرومان و مستضعفان جهان، کشور امام زمان(عج)، کشوری با سابقه تمدن کهن، کشور رستم و اسفندیار و سرزمین کوروش و داریوش، کشوری دارای ظرفیتهای توسعه و لیاقتهای پیشرفت و...
قطعاً قرائت ملیگرایانه از سوی نیروهای انقلاب منتفی است، لذا ایرانیان خارج از کشور بر محور کدام دال مرکزی مجتمع میشوند؟ بنابراین لازم است متولیان امر و مبدعان، سطح و جهتگیری اجتماع مذکور را مشخص نمایند و از جوزدگی بپرهیزند و تشکیل این اجلاس و حضور هموطنان خارجنشین را صرفاً به عنوان یک «کلاس» مدنظر قرار ندهند. از سوی دیگر ایرانیان خارج از کشور نیز باید به این باور برسند که توجه به آنان صرفاً یک تاکتیک یا سیاست و سلیقه نیست، بلکه وظیفه حاکمیت است که از هویت و حقوق آنان دفاع کند و در عین حال بین معاندین و بقیه ایرانیان نیز مرزبندی نماید تا کسی از هول حلیم داخل دیگ نیفتد. اصل رویکرد فعلی دولت جزو سیاستهای رادیکال تجدیدنظرطلبان نیز بود. اما در آن رویکرد معترضین و معاندین، جامعه هدف بودند به طوری که یوسفیان نماینده شیراز در مجلس ششم و خاتمی نماینده تهران با صراحت اعلام کردند که همه گروهها و افراد ایرانی خارج از کشور میتوانند در حاکمیت مشارکت داشته باشند. خبرنگار درباره ساواکیها سؤال میکند و آنان با صراحت اعلام میدارند استثنا فقط منافقین هستند، چون آنان دست به اسلحه بردهاند. بنابراین در این رهیافت قابل دفاع، باید توجه نماییم که محافظهکاری با پنهانکاری به خاطر مصلحتها روی اصول انقلاب اسلامی را نپوشاند، بلکه ایرانیانی که داشتهای از جهت تخصص و فن و سرمایه مادی و معنوی دارند از دولت (مانند آن امریکایی) امکان و منزل و... جهت اقامت در ایران دریافت نمایند.
اگر رویکرد دولت این باشد که علاقهمندان به قرائت ایران توسعهیافته را هم جلب نماید قابل تقدیر است. شرط آن این است که آنان به ایران عزیز برگردند و فقط برای همایش یا پس از مرگ به ایران منتقل نشوند. انشاءالله خدماتی که دکتر احمدینژاد برای آن امریکایی در اصفهان پیشبینی کرد برای همه ایرانیانی که قصد خدمت و آهنگ مراجعت دارند، پیشبینی نماید. اما نه تخطئه اصول و نه طلبکاری از اصول باید لحاظ و رعایت گردد. به تعبیر امام راحل آغوش انقلاب و کشور برای همه آنانی که آهنگ مراجعت و قصد خدمت دارند باز است اما نه به قیمت طلبکاری از همه اصول که چرا جنگ کردید؟ چرا لانه فساد را فتح کردید، چرا نسبت به منافقین و ضدانقلابیون حکم خدا را جای کردید چرا شعار نه شرقی و نه غربی دادید و... بنابراین همانطوری که مقام معظم رهبری در روز 14 خرداد تأکید کردند که نباید بخشی از اندیشه امام را پنهان نگه داشت یا کتمان کرد، در تعامل سازنده با همه عزیزانی که دل در گرو کشور دارند باید آئینه تمام نمای انقلاب اسلامی را در همه تعاملات برجسته بداریم و با حفظ اصول انقلاب اسلامی دست عاشقان وطن را از خاستگاه انقلاب اسلامی بفشاریم. باید تعامل با حفظ روحیه افتخار به 30 سال گذشته باشد و کسی احساس نکند امروز متفاوت از دیروز است و فضای گفتمانی و نگرشی عوض شده است. اصرار مهمانهای مسألهدار بر حضور در نشست و تکذیب دولتیان درباره دعوت از آنان حکایت از تولید این توهم دارد.