کد خبر: 403834
تاریخ انتشار: ۱۳ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۹:۳۹
خط پایان!
فریدون حسن - از قدیم شنیده بودیم وقتی قبح عمل زشتی از بین برود و تبدیل به عادتی معمولی شود آن‌وقت جلوگیری از آن سخت خواهد شد، حالا تصور كنید كه عمل زشتی سال‌ها به‌صورت مخفیانه تكرار شود و این‌قدر عادی جلوه كند كه اوج آن وقتی به‌ نظاره عموم گذاشته شود باز هم اتفاق خاصی رخ ندهد و به‌قول معروف كك كسی هم نگزد. ‌طی سال‌های گذشته این‌قدر سرگرم معضلات و حاشیه‌های فوتبال بودیم كه فراموش كردیم هستند رشته‌هایی دیگر و قهرمانان مستعدتری برای منشوری‌شدن و محرومیت. این‌قدر درگیر مدل موهای بازیكنان فوتبال، مدل اتومبیلشان، گشت‌وگذارهای شبانه‌شان و حتی خرج و مخارج اعتیاد و فسق و فجورهای داخلی‌شان بودیم كه فراموش كردیم هستند كسانی كه با نام ایران به فاسدترین نقاط دنیا می‌روند و كسی هم نیست كه رصد كند كارشان را.زیر سایه شلوغ بازی‌های فوتبال سال‌ها دوچرخه‌سواران مثلاً افتخارآفرین ایران به چین و تایلند رفتند و هر روز خبر رسید كه فلانی صاحب پیراهن طلایی شد، دیگری مرد كوهستان نام گرفت و در آخر هم تمام عناوین نصیب ركابزنان ما شد و ما باد در گلو و سینه انداختیم كه بله این نام پرافتخار ایران است كه روی سكوی اول رقابت‌ها قرار می‌گیرد حالا كدام رقابت و كجای تایلند و چین اهمیتی نداشت، كسی هم سؤال نمی‌كرد، چون مهم قهرمان شدن بود. مهم این بود از خط پایان بگذریم به قیمت گذشتن از تمام ارزش‌ها و بدین‌ترتیب سناریویی آرام‌، آرام درحال نوشتن و تصویربرداری همزمان بود كه به‌نظر می‌رسد سال‌ها از آن غافل بودیم تا اینكه سكانس آخر آن همین هفته پیش با هنرنمایی حسین عسگری و قادر میزبانی روی صحنه رفت و به تماشای عموم گذاشته شد.ركابزنان پرافتخار كشور به چین رفته بودند و مطابق معمول گذشته هر روز خبری از پیشی گرفتن یكی از آنها در مرحله‌ای از مسابقات می‌رسید: یكی از همان روزها بود كه دوستی پرسید چرا اینها تنها در تایلند و چین اول می‌شوند و وقتی با تیم پتروشیمی هستند از بقیه سبقت می‌گیرند اما وقتی پای رقابت‌های آسیایی و جهانی و ملی می‌شود خبری نیست و پاسخش را ما گرفتیم؛ چند روز بعد كه آقایان روی سكو رفتند و با خوشحالی بازكردند آن شیشه محبوب دنیای فرنگ و سرزمین نه‌چندان اخلاق‌مدار تایلند و چین را.طبق معمول بلافاصله موضع‌گیری‌ها آغاز شد؛ یكی محكوم كرد و یكی محروم، دیگری تقبیح كه این كار چه است و چه، اما یكی هم بود كه حركت شگفت‌انگیز ركابزنان را عادی قلمداد كرد و عرف نامید.جناب مدیرعامل پتروشیمی را خیلی راحت پیدا كردیم، راحت‌تر از آنچه تصورش را داشتیم. پیش خود گفتیم حتماً پاسخگو نیست، به‌هر‌حال این روزها این‌قدر جواب منتقدان را داده كه حتماً حال‌وحوصله پرسش‌های ما را ندارد اما اینطور نبود.صمیمانه پاسخ گفت: «عمل مهمی صورت نگرفته، سال‌هاست این كار را انجام می‌دهیم و اصلاً عرف این‌گونه مسابقات است كه قهرمان شیشه خوش‌زرق و برق آن زهرماری را باز كند تا فوران زند روی آدم‌هایی كه جلوی سكو قرار گرفته‌اند و خنده‌ای مستانه هم سردهد.»مدیرعامل اما این را هم گفت: «عوامل برگزاركننده برای رعایت حال ما كه خب مسلمان هستیم و ایرانی محبت می‌كنند و محتویات داخل شیشه‌های قشنگ را عوض می‌كنند با آب‌آلبالو و نمك و بعضاً نوشابه مجاز و نمك»‌. ما هم با خود گفتیم ان‌شاء‌الله كه گربه بوده است.‌ناامیدانه در جست‌وجو برای پاسخگویی به سؤالات بی‌شمارمان و یافتن جوابی كه دوستش داشتیم به هر دری زدیم، طبیعی هم بود، باورش سخت بود سال‌ها عادت كرده بودیم با دیدن قهرمانی از دیار پهلوانان ایران‌زمین روی سكوی قهرمانی مغرورانه ما هم سینه سپر كنیم و نظاره‌گر به اهتزاز درآمدن پرچم سه‌رنگ كشورمان باشیم، تصورش هم سخت بود كه روزی ببینیم شیشه خوشرنگ زهرماری را و خنده‌های مستانه مثلاً قهرمانانمان را.رئیس فدراسیون قدری آراممان كرد. زنگی‌آبادی گفت: «برخورد می‌كنیم، سابقه نداشته كه اینگونه رفتار كرده باشد كسی از قهرمانان ركابزن.» آقای رئیس وعده داد: «منتظر پایان جلسه چهارشنبه كمیته انضباطی باشید، محرومشان می‌كنیم و بی‌خیال مدال گوانگجو می‌شویم.» و ما هم گفتیم دست مریزاد به این همه غیرت و تعصب پس منتظر می‌مانیم.خبری آمده بود و باید پیگیری می‌شد، چاره‌ای هم نبود. برخی اخبار این‌گونه‌اند، مثل وقتی تیم ملی می‌بازد یا تیم محبوب باشگاهی‌ات شكست سنگینی می‌خورد و چاره‌ای نداری جز اینكه خبر را كار كنی، نقدش كنی و تازه تیم محبوبت را هم بكوبی اما قصه این‌بار فرق داشت، ما قهرمان شده بودیم و روی سكو...بی‌رودربایستی گند زده بودیم، افتضاح به بار آورده بودیم و مستانه خندیده بودیم و آن شیشه زهرماری را باز‌كرده بودیم. می‌گوییم ما چون همه غفلت كرده‌ایم. همه.راستی فكرش را كرده‌اید این‌طور وقت‌ها پیدا كردن عكس چقدر مشكل می‌شود برای مطلب. آنها كه همكارند بهتر متوجه می‌شوند، عكس اصلی واقعه را كه رو نداشتیم برای چاپش، هر چند آنها كه دنبال حاشیه بودند درجش كردند. پس گشتیم و یك عكس قدیمی پیدا كردیم، عكسی كه بارها كارش كرده بودیم و زیاد درونش دقت نكرده بویم اما این‌بار با دقت نگاه كردیم دنیا روی سرمان خراب شد، كاش نمی‌گشتیم، كاش بر این باور كه همین یكبار بوده عكس آن سكوی ننگ را كار می‌كردیم، عكس قدیمی بود شاید مربوط به سه یا چهار سال پیش اما دست حسین عسگری واقعیتی را عنوان می‌كرد كه حتی هنرنمایی عكاس هم در پاك كردنش نتوانسته بود آن را كتمان كند.عكس در میان بهت ما صحه می‌گذاشت بر حرف‌های مدیرعامل پتروشیمی كه این اولین باری نیست كه این اتفاق روی می‌دهد و تنها این بار رسانه‌ای شده و این یعنی اینكه بله دوچرخه‌سواری و ركابزنان مثلاً قهرمانش سال‌هاست كه با این شیشه خوش خط و خال آشنا هستند و شاید هم حالا می‌شد پاسخ سؤال آن همكار را داد كه چرا آقایان قهرمان در مسابقات ملی راه به جایی نمی‌برند، شاید به خاطر اینكه در این مسابقات خبری از شیشه و محتویات آن نیست و در تایلند و چین هم شیشه هست و هم... پس چه بهتر قهرمان شد و روی سكو رفت و خنده مستانه سر داد.و دوباره سؤال و سؤال و سؤال. كلی سؤال بی‌پاسخ كه كسی هم پیدا نمی‌شود برای پاسخگویی، حالا دیگر نه مدیر تلفنش را پاسخ می‌دهد، نه رئیس فدراسیون و نه دو به اصطلاح قهرمان.یعنی باور كنیم كه همین یكبار بوده؟ عكس قدیمی چیزی خلاف آن را ثابت می‌كند. باور كنیم كه محتویات داخل شیشه یا شیشه‌ها طی این سال‌ها مایعی مجاز بوده؟ عكس‌‌های جدید چیز دیگری را نشان می‌دهد. باور كنیم كه تنها باز كردن شیشه بوده و بس؟ تایلند و چین و آدم‌های اطراف سكو در این آخرین افتضاح چیزهای دیگری را می‌گویند.و باور كنیم كه تنها و تنها فقط در شیشه باز شده یا اینكه...راستی امروز چهارشنبه است، ما منتظریم، منتظر پاسخ فدراسیون، منتظر نتیجه جلسه كمیته انضباطی فدراسیون دوچرخه‌سواری، منتظر كسی كه پیدا شود و پاسخ دهد سؤال‌های بی‌شمارمان را.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار