حسين قيامي - يكي از عناصري كه موجب رشد مسابقه تسليحاتي در منطقه شده، تبليغات منفي غرب از ايران و پيشبرد پروژه «ايرانهراسي» در منطقه بوده است. هراس كشورهاي شوراي همكاري خليج فارس از برتري قدرت نظامي ايران باعث شده كه آنها در پناه ايالات متحده امريكا به تجهيز خود بپردازند و از اشتياق بينظيري جهت بهرهمندي از جديدترين تسليحات برخوردار شوند. به ويژه در جريانات اخير برنامههاي هستهاي ايران، اين هراس شدت بيشتري گرفته است. همه اينها در شرايطي است كه هزينه نظامي ايران بسيار كمتر از كشورهاي حاشيه خليجفارس است و تنها تبليغات منفي امريكا باعث رواج احساس ناامني از ناحيه ايران در منطقه شده است. ايران هستهاي، مسابقه تسليحاتيبه نظر ميرسد ايالات متحده امريكا نه تنها كشورهاي منطقه را در خصوص پيشرفتهاي صلحآميز هستهاي ايران ترسانده، بلكه آمادگي اين امر را نيز دارد كه اين كشورها را به سوي هستهاي شدن سوق دهد. عامل «بازدارندگي» احتمالاً بهترين توجيه امريكاييها براي چنين امري است. چنانكه آنها در سالهاي گذشته نيز كوشيدهاند كشورهاي حاشيه جنوبي خليجفارس را در برابر ايران متحد سازند و با توجه به پيشرفتهاي ايران در زمينههاي نظامي، آنها را وارد مسابقه تسليحاتي كنند. طي چند سال اخير گفتوگوهايي ميان ايالات متحده امريکا و کشورهاي پادشاهي عربستان، امارات متحده عربي، اردن و بحرين در مورد امضاي توافقنامههاي همکاري مشترک هستهاي در جريان بوده است، همچنين هنگامي كه شش کشور عربي حاشيه خليج فارس در ماه دسامبر سال 2006 تصميم گرفتند تا برنامه هستهاي صلحآميز مشترکي را آغاز کنند، هيچ مخالفتي از سوي امريكا با آنها صورت نگرفت. به طور كلي در خليج فارس، امنيت و مشروعيت حوزه قدرت به قدري به دنياي بيرون از مرزها وابسته است كه هر روز جابهجايي قدرت و تغيير ماهيت و جهتگيريها تابع منافع بينالملل است. عامل بيروني با استفاده از ضعف داخلي، نقاط اختلاف را تشديد ميكند و سياست در خاورميانه را همسو با منافع بينالمللي و نه منافع كشورهاي منطقه شكل ميدهد. ناهمگوني ساختارهاي سياسي هشت كشور خليج فارس به همان اندازه كه بر سياست خارجي آنها تأثير ميگذارد و بر همكاريهاي منطقهاي و به همان ميزان بر امنيت خليج فارس تأثيرگذار است، بنابراين احساس ناامني دو نتيجه بسيار منفي و بلندمدت بر رشد و توسعه سياسي اقتصادي منطقه ميگذارد؛ نخست آنكه مسابقه تسليحاتي به راه مياندازند و دوم آنكه حضور نيروهاي بيگانه را براي ايجاد امنيت در منطقه تثبيت ميكند. پيامدهاي مسابقه تسليحاتيدر شرايطي كه از يك سو مبناي سياست امريكا در خليج فارس مبتني بر ادامه تعهد و تضمين امنيت متحدان و حفظ جريان نفت است و از سوي ديگر، ايران به عنوان كشوري ناسازگار با هژموني امريكا، به سرعت در مسير پيشرفت و توسعه فناوريهاي گوناگون قرار گرفته، بنابراين ايجاد مسابقه تسليحاتي ميتواند چند نتيجه مهم را دربرداشته باشد: نخست آنكه منابع مالي كشورهاي منطقه را به نفع شركتهاي اسلحهسازي امريكايي تخليه ميكند. در واقع امريكا چند برابر پولي را كه براي خريد نفت به كشورهاي منطقه ميپردازد، با فروش تسليحات از اين كشورها باز پس ميگيرد و به نوعي نه تنها منابع از دست رفته خود را جبران ميكند، بلكه از سودهاي سرشاري نيز بهرهمند ميشود. دومين نتيجه به راه افتادن مسابقه تسليحاتي در منطقه، تثبيت و تداوم حضور نيروهاي نظامي امريكايي در خليج فارس است. در واقع به بهانه عدم وجود امنيت و حفاظت كشورهاي منطقه از تهديدات موجود، امريكا ميتواند به حضور نيروهاي نظامي خود در كشورهاي خليج فارس مشروعيت ببخشد. سومين پيامد مسابقه تسليحاتي در خليج فارس، جلوگيري از شكلگيري هرگونه ترتيبات امنيت منطقهاي است. مسلم است كه محيط امن، زمينهساز توسعه و محيط ناامن باعث عقبماندگي است. در عين حال توسعه عامل اساسي در امنيت محيط و امنيت ملي به شمار ميرود. درواقع مخربترين عامل در جهت دست يافتن به توسعه سياسي و اقتصادي شركت در «بازي تسليحاتي» است. كشورهاي خاورميانه بيشترين آمار خريدهاي تسليحاتي را به خود اختصاص دادهاند. اين موضوع از مهمترين عوامل ناامني در منطقه است و تا زماني كه اين روند متوقف نشود، نه تنها منطقه امن و باثبات نخواهد شد، بلكه به طور فزاينده شاهد ناامني خواهيم بود. دراين بين ايالات متحده امريكا سعي دارد با عقب نگه داشتن كشورهاي منطقه از روند رشد و توسعه جهاني، همچنان به غارت و چپاول منابع انرژي كشورهاي خليج فارس بپردازد.