
مجتبی بهرامی - در سالهای اخیر جهانی شدن روزافزون مشکلات همراه با تمامی پیامدهای ناشی از آن باعث شده است تا مجامع پارلمانی برای این معضل جدید به جستو جوی راهکارهایی جهت گزینش بهترین شیوه روزآمد و اجرای احکام سیاسی که به طور سنتی پیش از این منحصر به سازمانهای خاصی بود، بپردازند. بهرغم آنکه وزارت خارجه به عنوان اصلیترین مسئول توسعه و حفظ روابط دیپلماتیک شناخته میشود، با این حال دیپلماسی پارلمانی نیز میتواند در بسیاری از موارد راهگشای چالشها باشد. در واقع دیپلماسی پارلمانی میتواند بر سطح، گستره روابط خارجی بیفزاید. امروزه دیپلماسی پارلمانی چیزی فراتر از همکاری پارلمانی بین کشورها است. دیپلماسی پارلمانی در دو مقوله کلی فعالیتهای بینالمللی نهادهای پارلمانی ملی و نهادهای فراملی پارلمانی تقسیمبندی میشوند. زیرا افزایش حوزه عملکرد و نفوذ مجالس کشورها سبب شده است که حیطهها و مسائل جدید از جمله در مورد مسائل بینالمللی مورد تأکید قرار گیرند و این امر سبب شده که پارلمانها در حوزههایی که تاکنون در انحصار دولت بوده است ورود پیدا کنند. از سوی دیگر افزایش تقاضا جهت تأثیرگذاری افکار عمومی داخلی در مسائل بینالمللی و افزایش حساسیت مردم کشورها نسبت به پدیدههای جهانی و منطقهای سبب شده که پارلمانها - که برآمده از افکار عمومی و نظر مردمند – به این مسأله توجه خاصی نشان داده و برای اثرگذاری بیشتر فعال شوند. از این رو پارلمانها فراتر از شیوههای سنتی پارلمانی در قالب کمیتهها و کمیسیونهای سیاست خارجی خود تلاش میکنند به شکل گستردهتری در مسائل مربوط به سیاست خارجی کشور یا مسائل بینالمللی تأثیرگذار باشند که بخشی از این فرآیند در قالب همکاریهای دو جانبه و چند جانبه بینالمجالس تعقیب و به شکل سازماندهی و نهادینه شده نیز در برخی نقاط جهان از جمله اروپا، پارلمانهای فراملی تشکیل شده، این فرایند در قالبی چارچوبمند پیگیری میشود. امروزه دیپلماسی پارلمانی علاوه بر مصوبهها و بیانیههای مجالس، شامل سفرهای مکرر رؤسای مجالس کشورها به پایتختهای یک دیگر و فعالیت گسترده گروههای دوستی پارلمانی نیز میشود که این سازوکارهای جدید در حکم بازوهای مکمل دیپلماسی رسمی وزارت خارجه در تحکیم مناسبات دوجانبه و چندجانبه و همچنین تنش زدایی و تلطیف روابط بین کشورها مؤثرند. در نتیجه دیپلماسی پارلمانی یـک دیپلماسی روان و قابل دسترس و تسهیل کننده دیپلماسی در سطح دولتهاست و به عنوان حیطهای جدید میتواند در پیشبرد منافع ملی کشور و کاهش هزینههای اقدامات دولت در برخی حوزهها مؤثر باشد و قدرت چانهزنی کشور را در مسائل مختلف تقویت کند. چنانکه تجربه نشان داده در کشورهای مختلف به طور معمول جایی که تلاشهای سیاست خارجی با مشکل مواجه میشود، با فعال شدن پارلمان مشکلات تاحدود زیادی برطرف میشود. بنابراین دیپلماسی پارلمانی بهترین نوع دیپلماسی است که میتواند بسیاری از مشکلات را رفع کند.
ایران و دیپلماسی پارلمانیپارلمانها در تمامی کشورها اثر گذارند. این امر در ایران از شرایط ویژهای برخوردار است زیرا مجلس ایران به معنای واقعی مستقل است و هیچ اثرگذاری از بیرون - سایر قوای کشور- بر تصمیمات مجلس وجود ندارد. در واقع جمهوری اسلامی ایران به عنوان دموکراتیکترین کشور منطقه که براساس انتخاب مردم، اجزای مختلف حاکمیت آن تعیین گردیده، میتواند از ظرفیت نمایندگان مردم برای تبیین و تشریح دغدغههای منطقهای و بینالمللی بهره ببرد. به خصوص که این روزها در عرصه روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران با سایر کشورهای جهان، موانع سخت و چالشهای بیشماری در پیش است و کشور نیازمند تجهیز منابع و همیاری و همکاری در همه امور به ویژه عرصه سیاست خارجی است. در حال حاضر یکی از روشهای تقویت عمق استراتژیک خارجی، حداکثرسازی بهرهوری از ظرفیت بالای دیپلماسی پارلمانی در سه سطح منطقهای، قارهای و فرامنطقهای است، چرا که «توسعه همکاریهای پارلمانی» میتواند بستر انعقاد تفاهمنامههای دفاعی- امنیتی دو یا چند جانبه را میان کمیتههای تخصصی مجلس با همتایان پارلمانی خود در کشورهای منطقه به ویژه کشورهای اسلامی و همسایه با هدف ارتقای «همگرایی و توسعهای منطقهای» فراهم کند. بر این اساس به نظر میرسد افزایش ظرفیت دیپلماسی پارلمانی به سمت حل و فصل مسائل منطقهای با استفاده از افزایش ظرفیت گروههای دوستی میان نمایندگان مجلس شورای اسلامی با طرفهای مقابل و خارج ساختن این ارتباطات از حالت نمایشی به صورت عملیاتی قطعاً بسترساز ارتقای جایگاه مجلس در عرصه دیپلماسی خواهد بود. تسری این ارتباط به سمت کشورهای آسیایی، آفریقایی و اروپایی میتواند بر قدرت تأثیر آن افزوده و سهم مجلس را در این خصوص به میزان قابل ملاحظهای ارتقا بخشد. چنانکه تاکنون نیز تشکیل هیأتهای دوستی در مجلس، نشانهای از جدیت مجلس جهت حضور در عرصه دیپلماسی پارلمانی بوده است. در این بین حضور مجلس شورای اسلامی در سیاست خارجی نباید بههیچوجه مزاحم برای سایر اضلاع تلقی شود. جایگاه قانونی مجلس بههیچوجه عنصر دخالت را نه در عرصه دیپلماسی پارلمانی بلکه در هیچ امری برنمیتابد. تقنین و نظارت به عنوان دو عنصر اصلی وظایف برشمرده از سوی قانون اساسی برای مجلس به قدر کافی این فرصت را برای مجلس فراهم میآورد تا بتواند بر امورات مهم کشور نظارت کافی داشته باشد و از ایجاد اصطکاکهای بیحاصل جلوگیری کنم. بنابراین ورود مجلس به این عرصه میتواند تکمیلکننده جهتگیریها و سیاستها باشد نه مانع و دافع آنها. پس عنصر ضروری در این عرصه هماهنگی و همیاری اجزا با هم خواهد بود البته این امر به معنای تبعیت محض از سیاستهای موجود نیست؛ بلکه ارائه راهکارها یا ایجاد ظرفیتهای جدید، باید در راستای راهبردهای سیاستهای جمهوری اسلامی ایران باشد. علاوه بر این دیپلماسی پارلمانی نباید بر موضوعی خاص نظیر رابطه با امریکا یا مسائل هستهای متمرکز شود زیرا چنین امری از نقاط ضعف و خطاهای استراتژیکی است که میتواند مجلس را از سایر کارکردهایش باز دارد. نکته آخر آنکه کمیسیون تخصصی مجلس میتواند با نظارت ویژه بر عملکرد نمایندگیهای جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور و اعزام هیأتهای نمایندگی بهصورت کاملاً هدفدار، اهداف نظام جمهوری اسلامی ایران در منطقه و جهان را دنبال کرده و از تشکیل یا تقویت غدههای مخالف خارجی جلوگیری نماید.