
پس از لایحه پیشنهادی اقلیت افراطی کنگره امریکا در زمینه صدور مجوز اقدام نظامی برای صهیونیستها علیه ایران در صورت احساس تهدید، مصاحبه مایک مولن، رئیس ستاد ارتش امریکا با شبکه انبیسی در زمینه آماده بودن طرح ارتش امریکا برای اقدام نظامی علیه ایران در صورت تجهیز ایران به سلاح اتمی، یکبار دیگر موضوع گزینه نظامی امریکا در مواجهه با ایران را به موضوع اصلی رسانههای جهانی تبدیل کرد.
مایک مولن در این گفتوگو در عین حال نگرانی خود را از نتایج چنین حملهای پنهان نکرد و افزود: اقدام نظامی میتواند نتایج ناخواستهای به دنبال داشته باشد که در منطقهای که به طرز باورنکردنی بیثبات است، غیرقابل پیشبینی است. او در عین حال ضمن ابراز امیدواری در مورد اینکه تلاشهای دیپلماتیک جامعه بینالملل و تحریمهای اقتصادی که علیه ایران اعمال میشود نتیجه بخش باشد، میافزاید: هر کدام از این دو گزینه- دستیابی ایران به سلاح اتمی یا حمله نظامی به ایران - مرا بسیار نگران میکند.
روزنامه واشنگتن تایمز با نقل این خبر میافزاید: مولن در بخشی از سخنان خود درست مانند تمامی اعضای حاضر در کابینه اوباما، زبانی نرم در برابر ایران اتخاذ کرده و تأکید کرد که گزینه نظامی آن چیزی نیست که اوباما به دنبال آن باشد؛ حتی اگر به این گزینه هم متوسل شویم، تنها عکسالعمل به حرکتهای ایران در تخطی از قوانین بینالمللی است.
به رغم انتظار امریکاییها، پس از تصویب 4 قطعنامه و مصوبه در شورای امنیت، کنگره امریکا شورای اتحادیه اروپا و اعمال فراگیر و مضاعف آن از سوی این کشور و دیگر متحدان نظام سلطه، ایستادگی ایران در برابر این فضای عملیاتی و روانی، سران نظام سلطه را دچار استیصال کرده است.
یکی از اهداف راهبردی امریکا در این تحریمها و تهدیدها اثرگذاری بر فضای روانی و سیاسی جامعه ایران بود، اما وقتی رصد افکار عمومی ایران نسبت به این روند پاسخی معکوس را به دستگاههای تصمیمسازی امریکا منعکس میکند، لحن ستیزهجویانه آنها افزایش مییابد و آن چیزی نیست جز برای ایجاد ارعاب در افکار عمومی و دریافت بازخورد آن.
برای امریکاییها بسیار دشوار است که در اوج تهدید نمایی و تحریم اقتصادی مشاهده کنند که بورس تهران بیسابقهترین روزهای رشد خود را نشان میدهد و به رغم انتظار آنان حتی شرکای نزدیک امریکا از اعمال تحریمها عقبنشینی میکنند.
براین اساس تردیدی نیست که تهدیدهای امریکا را باید در مرحله اول پیوست عملیات روانی آنها برای تسلیم مسئولان از یک سو و دامن زدن به واکنشهای اجتماعی دانست که در هر دو وجه آن ناکام ماندهاند.
اما در نقطه مقابل آنچه که چشمانداز دست یازیدن به یک اقدام نظامی علیه ایران را در دیدگاه امریکاییها تیره میکند و اتفاقاً در سخنان مایک مولن نیز کاملاً مشهود است، پیامدهای واکنش سهمگین ایران نسبت به اقدامات احتمالی واشنگتن و تلآویو است چرا که نیروهای نظامی ایران مدتهاست که طرحهای لازم برای پاسخ کوبنده نسبت به تحرکات احتمالی آنها را آماده کردهاند.
امریکاییها و صهیونیستها میدانند که در صورت تحرک نظامی علیه ایران، ممکن است آغاز کننده باشند اما تمامکننده آن نخواهند بود و میدانند که تبعات یک اقدام نظامی محدود علیه ایران (چرا که تصور یک اقدام گسترده نظامی علیه ایران در میان تمام فرماندهان و استراتژیستهای نظامی و سیاسی امریکا تصوری محال است) تنها در عرصه نظامی و در منطقه خلیجفارس محدود نخواهد شد و پیامدهای اقتصادی و امنیتی آن برای امریکاییها و دیگر سران نظام سلطه دشوارتر خواهد بود و تمام منافع حیاتی آنها در اقصی نقاط جهان را نیز در برخواهد گرفت.
اما از سوی دیگر امریکاییها برای اقدام نظامی احتمالی مشکلات دیگری نیز دارند که از آن میان میتوان به ضرورت جلب نظر شورای امنیت سازمان ملل، جلب نظر سایر قدرتهای جهانی برای یک اقدام احتمالی، توانایی تحمل هزینههای سنگین نظامی و سیاسی و اقتصادی این اقدام نیز اشاره کرد. روزنامه واشنگتن پست هفته گذشته ضمن بررسی احتمالی حمله امریکا به ایران به گوشهای از این دشواریها اشاره کرده و مینویسد: حقیقت این است که تصمیم اوباما به توسل به زور به فاکتورهای دیگری به غیر از واکنش ایران وابسته است. هزینههای نظامی و سیاسی و اقتصادی این جنگ آنقدر است که اوباما حتی در صورت اطمینان از دستیابی ایران به بمب هستهای هم این جنگ را به فراموشی بسپارد. در ابتدای امر ایالات متحده، باید سازمان ملل را مد نظر داشته باشد. اوباما اخیراً در تبیین استراتژی امنیتی کشورش گفته است. زمانی که توسل به زور اجتناب ناپذیر است، باید حمایت بینالمللی را در چنته داشته باشیم. باید با نهادهای بزرگی مانند ناتو و شورای امنیت همکاری کنیم و حمایت آنها را جلب کنیم. روزنامه واشنگتن پست در ادامه دشواریهای اوباما مینویسد: شاید بتوان چین و روسیه را مانعی بر سر راه اتخاذ تدابیر امنیتی جدیتر علیه ایران دانست، اما نباید فراموش کرد که در بریتانیا و فرانسه نیز افکار عمومی به شدت مخالف نبردی دیگر در خاورمیانه است. اروپاییها از ماجرای اسناد جعلی پیش از حمله عراق خاطره خوبی در ذهن ندارند و بیشک همچنان یافتههای سرویسهای اطلاعاتی امریکا را جعلی میدانند.