نمایندگان حدود 109 کشور جهان در 20 می 2008 بر سر پیمان منع استفاده از بمبهای خوشهای به توافق رسیدند، اما اجرای آن موکول به اعتبار قانونی در حداقل 30 کشور امضاکننده پیمان شد. اکنون با گذشت حدود 20 ماه از آن تاریخ، 37 کشور بر طبق قوانین خود این پیمان را به اجرا درآوردهاند که این امر به معنای برآورده شدن شرط اصلی پیمان است و از این رو، پیمان مذکور از اول ماه جاری میلادی رسمیت یافت. رسمیت این پیمان، حاصل سالها تلاش و پیگیری مستمر نهادهای بین المللی صلحطلب بود که آرزوی رسمی شدن پیمانی برای ممنوعیت استفاده از این بمبها همانند پیمان ممنوعیت استفاده از مینها را داشتند که در سال 1998 به تصویب رسید. اول اوت 2010 زمان برآورده شدن آرزوی آنان بود تا راهی برای جلوگیری از به کاربردن وحشیانه ترین بمبی باشد که بیشتر از اهداف نظامی، افراد غیر نظامی را مورد هدف قرار داده است. بمبهای خوشهای با نامهای مستعاری همانند «سبد نان مولوتف» یا «بمب آناناسی» بمبهایی هستند که هر کدام در خود صدها بمب کوچک را در برمیگیرند. مخزن این بمبها پس از پرتاب از هواپیما یا بعد از برخورد به زمین گشوده شده و بمبهای کوچکی را آزاد میکند که میتوانند مساحتی به وسعت دهها زمین فوتبال را تخریب کنند. نکته قابل توجه در مورد این بمبها تنها میزان تخریب گسترده آنها نیست، بلکه تمام بمبهای کوچک در جریان سقوط یا اصابت به زمین منفجر نشده و در محدودهای وسیع برای انفجار احتمالی باقی میمانند. این بمبها بر خلاف اظهارات نظامیان سلاحی علیه نظامیان نیست و قربانیان آنها بیشتر از میان غیرنظامیان بودهاند، به گونهای که بر طبق شواهد و آمار به دست آمده 98 درصد قربانیان این بمبها غیر نظامی بوده اند. از این رو، توماس ناش به عنوان یکی از فعالان جدی برای امضای این پیمان به بیبیسی گفت:«هنگامی که ما نگران خطر مرگ غیرنظامیان در جریان مناقشات منطقهای هستیم، این پیمان نمونه واضحی است از اینکه دولتها برای حفاظت از جان شهروندان غیرنظامی خود و کاهش زیانهایی که بمبهای خوشهای باعث آن هستند، چه اقداماتی باید به عمل آورند». بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل متحد، نیز از رسمیت یافتن پیمان منع استفاده از بمبهای خوشهای استقبال کرد و آن را گامی مهم در جهت خلع سلاح جهانی دانست.
با وجود شواهد آشکار بر آثار گسترده تخریبی بمبهای خوشهای بر غیر نظامیان تولیدکنندگان و استفادهکنندگان اصلی این بمبها تاکنون از امضای آن و پذیرش پیمان مذکور خودداری کردهاند که در این زمینه میتوان کشورهای امریکا، روسیه، رژیم صهیونیستی و پاکستان را نام برد. این کشورها مدعی هستند که بمبهای خوشهای دارای مصارف نظامی مشروع هستند، اما سابقه استفاده آنان از این بمبها گویای حمله به اهداف غیرنظامی و نابودی آنها است. امریکا در جریان جنگ ویتنام به صورت گستردهای این بمبها را بر سر مردم ویتنام ریخت و حدود 400 هزار بمب خوشهای را بر لائوس انداخت. نیروهای ناتو در جریان جنگ کوزوو در سال 1999 از این بمبها استفاده کردند و امریکا بار دیگر در طی حمله به عراق در 2003 از این بمبها استفاده کرد. رژیم صهیونیستی در جنگ 2006 با حزبالله لبنان بمبهای خوشهای را علیه مردم لبنان به کار برد و سپس همین عمل را در اواخر 2009 و در جریان جنگ 22 روزه، علیه مردم محاصره شده غزه تکرار کرد. کشور دیگر استفادهکننده بمبهای خوشهای روسیه است که در حمله به گرجستان در 2008 از آنها استفاده کرد. یک نمونه آشکار از آثار ویرانگر این بمبها برای غیرنظامیان در لبنان دیده شد که بمبهای خوشهای رژیم صهیونیستی در این کشور همچنان از میان افراد غیرنظامی قربانی میگیرد به گونهای که بنابر برخی گزارشها، از زمان پایان جنگ در اوت 2006 تاکنون 46 نفر غیرنظامی بر اثر انفجار نانهای سبد مولوتوف کشته و 340 نفر مجروح شدهاند.
با نگاهی به آمار و ارقام و نحوه استفاده از این بمبها میتوان دریافت که چرا این کشورها از پیوستن به این پیمان خودداری میکنند. در واقع، جنگ در نظر این کشورها مقولهای از برخورد بین نیروهای نظامی نیست، بلکه جنگ به معنای ایجاد رعب و هراس بین غیرنظامیان است تا به این وسیله بتوانند به خواسته خود دست بیابند و در این میان، بهترین وسیله برای رسیدن به این هدف بمبهای خوشهای است که با آن میتوان به تعداد بالای تلفات در بین غیر نظامیان رسید. هر چند که این کشورها با عدم پیوستن به این پیمان سعی دارند تا حق ویژهای را برای خود در استفاده از این بمبها ایجاد کنند اما به نظر میرسد که رسمیت پیمان و تعهد کشورهای امضاکننده به آن موجب محدودیتهای وسیعی در آینده برای کشورهای استفادهکننده از سبد نان مولوتوف خواهد شد.