
اگه بخوای بپیچونی، منم میپیچونمت... چندوقته دو دره بازی میکنی فکر میکنی ما اسکلیم اما دیگه این تیریپی نمیشه، اگه تو ختمی، ما آخر چهلمیم. اینجا باید کارا جیک ثانیه راه بیفته یعنی ایکی ثانیه... فهمیدی؟! اصلاً، تورو سننه بقیه موزمارن یا نه!
* * *
شاید شما هم بهراحتی معنی و مفهوم جملات بالا را متوجه شده باشید، اما اگر شخص انگلیسی زبانی بخواهد این جملات را بهزبان خودش ترجمه کند به کجا خواهد رسید؟ یا اگر یک خارجی کمی فارسی بداند و با این روش با او صحبت شود، چه چیز خواهد فهمید؟!
گروهی از زبانشناسان ورود برخی از واژگان به زبان عامه مردم را بخشی از زبان محاوره دانسته و عدهای دیگر آن را به رودخانهای تشبیه میکنند که درحال گذراست و نباید درمقابل آن مقاومتی کرد زیرا این واژگان به همان سرعت که وارد دنیای کلامی مردم میشوند، به همان سرعت نیز خارج میشوند.
دکتر جمشیدی زبانشناس و استاد دانشگاه میگوید: «حساس نباشیم. البته بعضاً کلمات نامتعارف و بامعانی غیرقابل پذیرش نیز وارد زبان میشوند که بیشتر به یک توهین یا فحش شبیهند اما باقی واژگان را باید تحمل کرد تا در زمان خودش از دنیای لغات خارج شوند.»
او به دهههای قبل و بعضی از آن کلمات اشاره میکند و ادامه میدهد: «مثلاً در دهه 60 کلمه «کویت» برای هرجایی که جالب بود، خوش میگذشت و یا برای فروشگاهها و پاساژهایی که هرچیزی در آنها پیدا میشد، مورد استفاده قرار میگرفت... اما امروز دیگر از کویت خبری نیست. کلماتی مثل «سه»، «سوتی»، «اسکول»، «دودره»، «ستم»، «یزید»، و امثال اینها میآیند و میروند و نباید زیاد حساسیت نشان داد هرچند کنار آمدن با جوانانی که پیوسته از این واژگان استفاده میکنند، کمی سخت است.
اینکه چطور این کلمات با معانی خاص وارد زبان محاوره میشوند، هنوز کاملاً مشخص نیست اما جالب اینجاست که افراد و بهخصوص جوانان بهراحتی زمان استفاده و معنی کلمات را میدانند.
مثلاً واژة «یزید»...
اگر کسی رو در رو به دوستش بگوید: «عجب یزیدی هستی!»
در اینجا «یزید» معنی مثبت دارد و میتوان آن را«زرنگ» و «بیپروا» معنی کرد، اما اگر دو نفر در مورد شخص ثالثی حرف بزنند و بگویند فلانی عجب آدم یزیدی است در اینجا یزید منفی و بهمعانی «نامرد»، «خائن» و «نارفیق» است.
مرادی 60ساله و بازنشسته، معتقد است فهمیدن زبان جوانان خیلی سخت شده و بعضاً آنها با کلمات و جملاتی که آمیخته با بیاحترامی است، صحبت میکنند: «کجا ما به پدر و بزرگترهایمان میگفتیم «بهمن گیر نده!» الآن جوانان طوری صحبت میکنند که باید حرفهایشان ترجمه شود.»
او به محیط مدرسه و دانشگاهها اشاره کرده و ادامه میدهد: «محیطهای آموزشی در درجه اول و بعد از آن تلویزیون تأثیر زیادی روی نوع کلام بچهها دارد. حتی بعضی از سریالها تلاش میکنند تا یک کلمه یا اصطلاح را درجامعه جا بیندازند که به نظرم این وظیفه مسئولان است که نظارت کنند و از تأثیر درست یا غلط این جملات در بین مردم و جوانان آگاه شوند.»
اما بعضی از کلمات نه تنها بیمعنی نیستند بلکه در لغتنامههای فارسی وجود داشته و درست مکان و مفهوم خود استفاده میشوند. مانند «اسکول»!
اسکول نام پرندهایست که 9ماه اول سال را برای خود دانه و آذوقه جمعآوری کرده و درنقاط مختلف پنهان میکند تا در زمستان از آنها استفاده کند اما جای همه آنها را فراموش میکند!
این کلمه برای افرادی استفاده میشود که بهخاطر فکر نکردن اشتباهات کوچکی انجام میدهند که دردسرهای بزرگی به همراه دارد.
به هرحال زبان فارسی آنقدر غنی و کامل است که به جرأت میتوان گفت هیچکس را نمیتوان یافت که ضربالمثلهای این زبان را تماماً از بر باشد، چه رسد به شعرها و حکایات و اصطلاحات و...
پس کمی خویشتنداری پیشه کنیم و با مراقبت از اصل زبان کهن پارسی، رودخانههای واژگان موجود را به درستی هدایت کرده و نگذاریم خدشهای به این زبان وارد شود.