کد خبر: 403086
تاریخ انتشار: ۰۹ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۵:۳۱
نوش جان شکمو، ارث بابامه، بر چشم بد لعنت و چندین و چند هزار لغت و شعر دیگر تشکیل دهنده بخشی از واقعیت ادبیات این مرز و بوم است. ادبیاتی که با خود نام جاده را یدک می‌کشد و هم نوای همپایان بیابان است.
یقیناً چشمان هر یک از ما با این دسته از کلمات که به تابلویی برای رسانه شدن خودرو تبدیل شده‌اند، آشنایی دیرینی دارد به نحوی که هر بار نگاه‌ها را به سمت خود خیره می‌کنند و گاهاً کلماتی همچون «عجب باحاله» و «هه چه جالب» و چندین و چند کلمه دیگر که حاوی تعجب، آن هم از دسته‌های گوناگون است را به همراه می‌آورند.
اما این ادبیات که دیگر بخشی از ادبیات فارسی شده و چندین و چند کتاب به نام آن چاپ شده خود عاملی بر ثبت رقم سرسام آور 27 هزار کشته در تصادفات جاده‌ای شده و گاهاً فجایعی را با خود به همراه آورده است.
یکی از قوانین راهنمایی و رانندگی حکایت از آن دارد که نقش هرگونه طرح و نوشته که دقت دیگر رانندگان را به خود جلب کند ممنوع است، اما این قانون که تنها در حد همان چند خط ساده در کتاب قوانین رانندگی ثبت شده نه تنها کارایی چندانی ندارد بلکه به هیچ گونه نتوانسته در برابر رخنه ادبیات جاده‌ای به عنوان سدی مناسب عمل کند.
ادبیات جاده‌ای هر چند بخشی از فرهنگ مردمان جاده است و نشات گرفته از خلق و خوی آنان است، همچنان علاقه‌مندان خود را پروپاقرص نگه داشته است، به نحوی که هر یک از این دلباختگان حاضرند به خاطر یک خط نوشته کوتاه رقم 20 هزار تومان ناقابل را پرداخت نمایند. حال بماند که برای چسب برگردان‌ها که غالباً شمایل ائمه، عقاب و غروب خورشید را شامل می‌شوند چه هزینه‌ای را تحمل می‌کنند. هزینه‌ای که معمولاً از روی عشق پرداخت می‌شود و دلگویه‌های رانندگان را به همراه دارد.
با تمام این اوصاف لازم و ضروری است با توجه به آمار هولناک تصادفات جاده‌ای، از فرهنگ کمک خواست و این ادبیات را با فرهنگ در آمیخت و تا حدودی به قانون نزدیک کرد، شاید میزان مرگ و میر در جاده‌های کشور کاهش یابد و دیگر خبرهای تکان دهنده‌ای به گوش شهروندان از فجایع جاده‌ای نرسد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار