علي رضايي- رزمايش مشترك امريكا و كرهجنوبي در شبهجزيره كره، مانور رژيم صهيونيستي در روماني، تشديد تحريمها، تهديدها و جنگ نرم مستكبران عليه جمهوري اسلامي، تصويب و تخصيص بودجه 59ميليارد دلاري امريكا براي جنگ افغانستان و عراق، دورهگردي نتانياهو و ملکعبدالله براي آغاز مذاکرات مستقيم سازش و تلاش براي تحكيم صلح ميان اعراب و اسراييل، تعهد امريكا در راستاي ارتقاي سيستم دفاع موشكي رژيم صهيونيستي و دست آخر صدور مجوز امريكا به رژيم صهيونيستي جهت حمله به ايران، همگي در قالب يك عمليات گسترده رواني براي ترعيب و تشويش ملت ايران ميگنجد. البته اين نشانهها در تحليل برخي از افراد علاوه بر عمليات رواني به عنوان عوامل بالقوه يك جنگ و درگيري نظامي به حساب ميآيد. جنگي كه هماكنون به صورت پنهان آغاز شده و اينكه چه زماني به فعليت و پيدايي برسد بستگي به فاصله باقي مانده ميان عقل و هوس سلطهگراني چون امريكا و اسراييل دارد. به هر حال اين فاصله حتي اگر در آينده به صفر برسد، دلايل مبرهني وجود دارد كه حاكي از پيروزي قاطع ايران در ميدان نبرد است.جنگ رواني در صدر اهداف نظام سلطهاوايل سال 2010 ميلادي خبرگزاري رويترز خبري را منتشر كرد مبني بر آنكه خواستههاي جنگطلبانه بوش و اوباما در افغانستان و عراق از سال 2001 تاکنون بيش از يک تريليون دلار براي امريكاييها هزينه در برداشته است. اين رقم امروز در حالي رو به افزايش است كه دولت واشنگتن همچنان گرفتار در بحرانهاي مالي است و از قضا پيشبيني سال 2009 باراك اوباما به تحقق پيوسته است كه در كاخ سفيد گفت:«بحران اقتصادي يک فاجعه ادامهدار براي امريكاييهاست.» طرفه آنكه بحران اقتصادي امريكا به اروپا و بخشهايي از آسيا نيز سرايت كرده است. با توجه به اين شرايط گزارش شبكه سيانان در روزهاي اخير دور از ذهن نمينمايد. در اين گزارش تازهترين نتايج نظرسنجي حاوي اخبار بد و نااميدكنندهاي براي دولت باراك اوباما است؛ به طوري كه ميزان محبوبيت وي به علت سياستهاي نادرست اقتصادي به شدت كاهش داشته است و بيش از 57 درصد با سياستهاي وي به شدت مخالفت كردهاند. از طرفي در بخشي ديگر از برنامههاي نامعقول امريكا شاهديم كه طبق گزارشهاي رسمي تاكنون هزاران تن از سربازان حاضر در جنگ عراق و افغانستان كشته و زخمي شدهاند و عدهاي با فرار يا خودكشي نارضايتي خود را از ادامه جنگ ابراز كردهاند. با اين اوصاف ميتوان مدعي بود كه در شرايط حاضر امريكا نه از نظر مالي، نه از جنبه نيروي انساني و نه از بابت روحيه و اقبال اجتماعي قادر به آغاز جنگ تازهاي نيست. لذا در شرايط بحراني نظام سلطه بهترين گزينه براي آنان است كه در معادلات سياسي خود، قيد حمله نظامي به ايران را بزنند، اما ادعا و اظهارات رعبانگيز در اين زمينه را به منظور جنگ رواني در صدر اهداف قرار دهند.تحركات اخير امريكاييها؛ بلوف سياسيدر دوران رياست جمهوري جرج دبليو بوش هفت بار صريحاً رسانههاي خارجي اعلام كردند كه امريكا و متحدانش به زودي حمله نظامي به ايران را محقق خواهند كرد و حتي در يك مورد زمان دقيق حمله اعلام شد. اما تمامي اين تهديدات كوبيدن بر طبل توخالي بود و ايران توانست با اقدامات و سياست فعال خود پيامدهاي پشيمانكننده چنين حملهاي را به آنان گوشزد كند. انصراف از حمله نظامي به ايران، امريكا و متحدانش را برآن داشت كه با حمله به لبنان قدرت خود را در راهاندازي جنگ سوم آزمايش كنند. اما اين تست قدرت كه در عاليترين سطوح انجام شد، چنان نتيجه مصيبتباري را برايشان رقم زد كه فقط پس از 33 روز، شكست را پذيرفتند. بنابراين آنان كه در برابر لبنان شكست خوردند و در دو حلقه افغانستان و عراق نيز با اختلافات شديدي مواجه هستند، متوجه اين نكته شدند كه حمله نظامي به ايران، شكست در زمان كوتاهتري را برايشان رقم ميزند. از اين بابت پس از انتخابات سال 88 ايران، با حمايت تمام عيار از فتنهگران و دامن زدن بر دروغها و آشوبها قصد مهار جمهوري اسلامي را از داخل داشتند كه در اين مورد نيز شكست خوردند و در راستاي مهار بينالمللي به تشديد تحريمها روي آوردند. قطعنامه چهارم شوراي امنيت، تحريمهاي كنگره امريكا و نيز اتحاديه اروپا كه به اذعان مسببان، اين امور جهت حمايت از اپوزيسيون داخل ايران و مهار دولت جمهوري اسلامي اتخاذ شد، مصاديق بارزي از تداوم دشمنيهاي غرب با جمهوري اسلامي به شمار ميآيد. ولي از آنجا كه وضوح شكست آنان در اين موارد بر همگان روشن و نمايان شده است، غرب به سركردگي امريكا با تحركات اخيرش دوباره و براي چندمين بار احتمال حمله نظامي به ايران را تداعي ميكند. اما اين القائات و تحركات از سوي سلطهگران با توجه به شواهد و قرائن تنها در قالب يك بلوف سياسي ميگنجد كه براي مرعوبسازي ايران، اميدواري اپوزيسيون داخلي و رضايت و التزام برخي از كشورها براي عمل به تحريمهاي شديد و يكجانبه عليه ايران يكي پس از ديگري به منصه ظهور ميرسد. اين حقيقتي است كه سردار مسعود جزايري، معاون فرهنگي و تبليغات دفاعي ستاد کل نيروهاي مسلح نيز اخيراً ضمن يادآوري آن (بلوف سياسي تحركات اخير امريكاييها) و اشاره به قدرت ايران در عرصههاي استراتژيک، نظامي و دفاعي، گفته است:«عقبههاي استراتژيک جمهوري اسلامي ايران تا عمق ايالات متحده امريكا امتداد دارد و کشوري مثل ايران هيچ واهمهاي از قدرتهاي رو به افول ندارد.» پيروزي قاطع ايران در ميدان نبردگرچه حمله نظامي به ايران بسيار دور از واقعيت و عقلانيت است، اما اگر اين اتفاق هم رخ دهد با توجه به عمق استراتژيك ايران و در مقابل انزواي اسراييل در نظام بينالملل و شرايط ناگوار امريكا و همتايان اروپايياش، ميتوان پيشبيني كرد كه پيروزي قاطع در ميدان نبرد نصيب ايران است، چراكه ايران ميتواند با عملياتي همچون بستن تنگه هرمز، انهدام ناوهاي امريكايي در خليج فارس، حمله به رژيم غاصب اسراييل، اقدامات عليه نيروهاي بيگانه در عراق و افغانستان و ايجاد ناامني براي كليه كشورهاي متجاوز يا شريك جرم، علاوه بر امنيت، به اقتصاد اين كشورها ضربه وارد كند و پيروزي قاطع را نصيب خود گرداند. لذا در اين شرايط تمامي دشمنان ما بايد بدانند جمهوري اسلامي ايران كه بر اساس تعاليم اسلامي شكل گرفته همواره خواهان صلح و امنيت پايدار در سراسر جهان است اما اگر تجاوزي به خاك ايران صورت گيرد، ايمان و اراده اين ملت آن تجاوز را چندين برابر پاسخ خواهد داد.