کد خبر: 402540
تاریخ انتشار: ۰۶ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۹:۰۶

صغری خیل‌فرهنگ
حوزه هنری بار دیگر محل رونمایی از کتابی بود که چندی پیش در بیست‌ونهمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب عرضه و مورد توجه مخاطبان حاضر قرار گرفته بود، در بیست و هشتمین روز از تیرماه، «شنام» رونمایی شد تا خاطرات ارزشمند یک پاسدار اسیر به گنجینه دفاع مقدس افزوده شود. این رونمایی با همکاری حوزه هنری در سالن کوچک و محدودی برگزار شد تا علاقه‌مندان شنام را میزبانی کند، بنرهای تبلیغاتی چشمگیرش خودنمایی می‌کرد و عزیزانی چون محسن مؤمنی رئیس حوزه هنری مرتضی سرهنگی مدیر دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری، حجت‌الاسلام مهدی خاموشی رئیس سازمان تبلیغات اسلامی و کیانوش گلزارراغب راوی و نویسنده کتاب حضور داشتند، در این میان رضا کیانیان بازیگر سینما نیز به پیشواز شنام آمد تا محفل این رونمایی قدری هم سینمایی شود.
مراسم با تلاوتی چند از آیات قرآن مجید در ساعت 16:38 آغاز شد و پس از نواختن سرود ملی کشورمان آقای محسن مؤمنی روی صحنه آمد و پس از خوشامدگویی و تبریک به آقای گلزارراغب گفت: ایشان اگر این خاطرات را نمی‌نوشتند و ثبت نمی‌شد، مدیون بودند «وی از کسانی که در طول هشت سال جنگ و دفاع مقدس حضور داشتند و دارای چنین خاطرات ارزشمندی هستند، دعوت کرد تا به ثبت و نگارش خاطرات خود بپردازند.
بعد از سخنان مؤمنی،‌سالن که حال و هوایی از جنگ به خود گرفته بود، به تاریکی فرو رفته و فیلم مستندی از آقای گلزارراغب پخش شد و پس از آن رضا کیانیان برای صحبت به جمع مهمانان پیوست، او که در ابتدای صحبتش خود را وصله ناجور جمع‌ می‌خواند جای پرویز پرستویی را خالی دانست و گفت: به جای من باید پرستویی اینجا بودند چون برادر شهید هستند و همدانی و هم اینکه فیلم‌های جنگی بازی کرده‌اند، وی پس از لذت‌بخش خواندن کتاب شنام گفت: بعد از خواندن کتاب یک چیزی سر دلم ماند و آن این است که چرا از عشق فرار می‌کنید، عشق را خدا آفریده است و خطاب به نویسنده کتاب گفت: چرا اصرار دارید این تهش کامیابی بود. عشق ممنوع نیست،‌اینجا این مسأله مطرح است که آیا پاسدار عاشق زنی می‌شود و این جزو محرمات نیست. ایشان خطاب به آقای مؤمنی گفتند: چرا همچنان می‌گویید کومله‌ها آدم‌های بدی هستند، آدم‌های بد جدید را معرفی کنید. وی خطاب به ایشان درباره ساخت فیلم از چنین خاطراتی گفت: شما گفتید فیلمی هم ساخته شود، اما دستگاه‌های ناظر بر هنر (سینما) خیلی از مسائل را برنمی‌تابند، فیلم‌های زیادی ساخته شد،‌اما آیا ما فهمیدیم دفاع مقدس ما چه بود، چه شد؟! او همچنان از مرحوم رسول ملاقلی‌پور یاد کرده و گفت: رسول می‌گفت کاش روزی برسد، وقایعی که در جنگ بر سر من افتاده،‌بسازم و به شوخی ادامه داد، آن دنیا می‌سازد.
بعد از آن حجت‌‌الاسلام مهدی خاموشی رئیس سازمان تبلیغات اسلامی سخنان خود را با آیاتی از سوره «تبت» آغاز و به طور خاص اشاره کرد: «دفاع ما مقدس است چون ولایت آن مشروع بوده و آن جبهه و دفاع نامقدس، چون بر جبهه نامشروع شکل گرفته است.»
وی کتاب شنام را خواندنی دانست و افزود: پردازش روایی دقیق، نثر روان، شیوا و نرم و اتفاقات باورپذیر در شنام وجود دارد ‌که بخشی از تاریخ را به دوش می‌کشد و این در صورتی باورپذیر است که راست و صادق باشد. وی گفت: دو گروه مجهول، یک دموکرات و دو منافق هستند که باید شناسایی بشوند چون داعیه دارند. ‌وی اضافه کرد: نسل سوم برای فهم آنچه اتفاق افتاده است،‌نیاز زیادی به پرداختن حکایات صادقانه دارد. مرتضی سرهنگی یکی دیگر از افرادی بود که درباره شنام صحبت کرد، وی گفت: اردوگاه اسیر جنگی خودش میدان نبرد است که اگر نتواند رفتار و کردار را مدیریت کند، به احتمال زیاد جانش را از دست خواهد داد. وی بازگشت 40 هزار اسیر جنگی را مساوی با 40 هزار کتاب دانس و گفت:‌ شنام را یک نفس خواندم، اولین چیزی که از آن تعریف کردم این بود که خواندنی و لذت‌بخش است و یکی از ویژگی‌های ادبیات جنگ ضمن اینکه بیداری و رنج است لذت بردن از این نوع زندگی و شرافت و عشق به شرافت است و حیثیت ملی است که وجود دارد. وی در پایان خواست که رابطه‌مان با ادبیات بازداشگاهی خوب ادامه داشته باشد و در کار چاپ و نشر موفق باشیم.
کیانوش گلزارراغب آخرین کسی بود که از شنام برایمان سخن گفت: وی یادآور شد سیرو نگارش شنام با یک تلنگر آغاز شد که باور نمی‌کردم بتوانم بنویسم شاید به لحاظ فنی برایم سخت بود، ولی آنچه من را وادار کرد عشق به شهداء کردستان، وطن و اسلام و انقلاب بود. وی گفت: نوشتن این کتاب شش ماه زمان برد، سال 88 را سال انتظار برای خود دانست. وی در صحبت‌های خویش در فیلم مستندی که پخش شد، گفت: پنج نفر از بهترین دوستانم شهید شدند و پیکرشان روی «قله شنام» جاماند و من به علت اهمیتش نام این قله را نام کتاب خود انتخاب کردم و مدت‌ها با شیلان احساس ارتباط نامحسوس عاطفی برقرار شده بود، او با دیگران متفاوت بود و جان من را نجات داد،‌ چون از پاسدار بودن من مطلع بود و من را لو نداد. وی گفت: کنار مزار برادرم مزار شهید گمنامی است، من 30 سال است که نتوانسته‌ام سرمزار برادرم گریه کنم، 30 سال است که از شهیدان بی‌خبرم و این روی قلبم سنگینی می‌کند. وی همچنین گفت:‌ شما در کتاب یک جمله عاشقانه نمی‌بینید و یک جمله عاشقانه وجود ندارد. در انتهای مراسم از طرف حوزه هنری لوح تقدیری توسط مهمانان و به دست رضا کیانیان به کیانوش گلزارراغب راوی و نویسنده کتاب داده شد و پذیرایی مختصری از مدعوین پایانی بود بر رونمایی شنام و آغازی برای دوستداران فرهنگ دفاع و خاطرات جنگ.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار