
کبری جعفری -یک سال دیگر هم غریب ماندیم و به روی خودمان نیاوردیم، تنها خود را به این دلخوش کردهایم که یاران تو جوانند و میخواهیم در جوانی یارت باشیم.
در این وانفسای آخرالزمان، ما عجب مردم حسرت خوردهای هستیم که تولد صاحبمان را بیحضورش جشن میگیریم و با وجود نبودش شهرمان را چراغانی میکنیم و گاه شادی کاذبمان را به حساب خوشحالی از میلاد او میگذاریم. تو که نیستی سرگردانی مان دوچندان و حیرانیمان به اندازه تمام آدمهایی است که از روز اول پا به این دنیا گذاشتند. ما مردمان قرن بیستی، اسیر بیست شدن تکنولوژیها و رساندن داشتههایمان به حدی است که وقتی به آسمان نگاه میکنیم پرواز هواپیماها بیشتر از پرندگان توجهمان را جلب میکند. ما خوب بلدیم خودمان را فریب بدهیم که بی تو هم میشود به آرامش رسید. ما با وجود فراموشی، منتظریم؛ منتظر عدلی که جز با آمدنت داشتنش محال است، ما تشنه روز وصلیم.
راستش را بخواهی دلمان عجیب میگیرد. به چشمهایمان که خوب نگاه کنی غم بزرگ تنهایی را میبینی. روز میلادت خوشحال از تولدت و بودنت هستیم، اما آن قدر در انتظار سوختهایم که با آمدن این روز و نبودت داغ دلمان بیشتر میشود. دریابمان. هر روزی که بر ما میگذرد ترس از فراموشیات داریم. میترسیم آن قدر دیر بیایی که گاه آمدنت، دیگر منتظر نباشیم، با نداشتنت بسازیم و برای مرهم، سراغ نسخههای بدلی برویم. درست است که حواسمان پرت است و خیلی وقتها یادمان نمیآید که تو از ما چشم انتظارتری و برای تکیه زدن به دیوار کعبه و عالم را از خبر ظهورت غرق نور کردن، بیتابتری، اما مطمئنیم دلمان به دروغ برایت تنگ نمیشود و فطرت نابمان همیشه به دنبالت بوده است.
چند سالی است که جرعهای از آن روزهای وصف شده از حضورت را میچشیم. هست کسی که به نیابت از تو او را شناخته ایم و به نیت تو تبعیتش میکنیم. تو که خود چون خورشید پشت ابر گستره مهربانیت بر ما بیشتر تابیده است، گفتی که «در حوادث و پیشامدهای اجتماعی به راویان حدیث ما رجوع کنید، زیرا آنان حجت من بر شما هستند و من حجت خدایم. » و ما از بقیه مردم زمین خوشبختتریم که کسی را از تبار شما، برای عقده گشایی سالهای دوری داریم. نیمه شعبان شروع رقم خوردن تقدیرمان است؛ تقدیری که در شب 23 ماه رمضان برای یک سالمان نوشته میشود و به امضای تو میرسد. کاش خط اول تقدیرنامه همهمان دیدن آمدنت باشد و چشیدن لحظههای ناب وصل.
معلوم نیست چقدر تاب بیاوریم. یک سال دیگر طعم تلخ غربت را در گلوگاه بغض گرفته مان داشتن و گلوله آتش ایمان را بی تو حفظ کردن برای ما آخرالزمانیها آسان نیست. دعا کن سرنوشتمان، جوانیمان با عشق و انتظار تو گره بخورد.