نرگس جدیدالاسلام - شاید در این روزهای گرم آن هم با ترافیک سنگینی که در خیابانهای این شهر جاری است کمتر به افرادی میاندیشیم که دهها متر زیر زمین مشغول فعالیتاند و با تمام توان سعی دارند کاری کنند تا این گرما و ترافیکهای شهری کمتر احساس شود؛ افرادی که جوانان بخش عظیمی از آنها را شامل شده و روزانه میلیونها انسان را از یک مبدأ به مقصدی دیگر میبرند. اصلاً تا به حال شده که در این روزهای بیکاری یا بهتر است بگویم کمکاری به این هم بیندیشید که در دهها متر زیرزمین مشاغلی وجود دارد که منتظر شما جوانهاست تا با انرژیای که دارید به سراغ آنها رفته و بیش از پیش به آنجا سر و سامان بدهید؟! برای آشنایی با این مشاغل به سراغ یکی از آنها رفته و با جوانترینشان به گپ و گفتوگویی دوستانه مشغول شدیم. او خودش را مهدی قلیچخانی معرفی کرد. شغلش راهبری مترو است. مهدی کارش را اینچنین تعریف میکند: راهبری قطار یعنی راندن یک قطار از یک مقصد تا مقصد مشخص دیگر. در این مسیر، مسئولیت قطار و مسافران، تعمیرات احتمالی قطار و اتفاقات پیشبینی نشده به عهده راهبرد قرار دارد.او میگوید با مشاهده یک آگهی در روزنامه به این مرکز مراجعه کرده و با گذراندن آزمونهای علمی و تستهای پزشکی و همچنین گزینش توسط مسئولان، مشغول به گذراندن دورههای آموزشی شده و پس از گذراندن این دوره به راهبری و هدایت قطارهای مترو مشغول شده است. او گفت که برای ورود به این کار پارتی نداشته و تنها از اطلاعات و دروسی که در دانشگاه گذرانده کمک گرفته است. او خود لیسانس الکترونیک داشت اما به افرادی هم اشاره کرد که با مدرک دیپلم و فوق دیپلم در این زمینه فعالیت دارند. (که البته شاید پارتی در مورد آنها مصداق داشته باشد البته شاید) به گفته وی، هر قطار شامل دو راهبر است که یکی در جلو و دیگری در عقب قطار مشغولند.راهبر جلو مسئولیت و کنترل اصلی قطار را به عهده دارد و راهبر عقب هم در این راستا به او کمک میکند وقتی از او خواستیم که از سختیهای کارش برایمان بگوید، گویی که داغ دلش تازه شد؛ از حساسیت بالا و استرس، به فشار روحی و جسمی ناشی از ساعتهای طولانی کارش گفت و به اینکه هر روز باید مدت مدیدی از زندگیاش را در تونل و به دور از هوا و نور طبیعی بیرون بگذراند اشاره کرد. گویی از درآمدش هم چندان راضی نبود؛ درآمدی که بدون اضافهکاری حدود 650 هزار تومان است، البته باید این مقدار حقوق را در شرایط بیکاری که امروزه در جامعه وجود دارد راضیکننده و بهتر از هیچ دانست. البته او این شغل را خوب و دوستداشتنی معرفی کرد. از محیط کار خوب و جو دوستانه حاکم بر آن برایمان گفت؛ اینکه سن افراد به هم نزدیک است و همین مسأله موجب دوستی و گاهی رقابت بین آنها میشود. از مهمترین مزیتهایش هم خدمت مستقیم به مردم را میدانست. او با لذت فراوان در این مورد توضیح میداد و میگفت: از نظر روحی وقتی میبینم دارم کاری برای مردم جامعهام انجام میدهم و به سرعت نتیجهاش را میبینم کاملاً راضی و سرخوش میشوم. او این شغل را به تمام جوانها توصیه کرد و در پایان از مسئولان خواست که به آنها برای حل مشکلات کاریشان فرصت دهند، اعتماد کنند و یاری برسانند، چون از نظر او این شغل، شغلی تازه است که تحقیق و بررسی چندانی در موردش نشده است.