
محمد صادق زمانی - وضعیت چراغ های راهنما در سطح شهرهای کشور به ویژه در کلان شهرها و به طور ویژه تر در پایتخت کماکان نابسامان و آشفته است. فلسفه وجود چراغ های راهنما ایجاد نظم در «شدآمد»- واژه تعیین شده از سوی فرهنگستان زبان و ادب فارسی به جای ترافیک- است اما در کشور ما چراغ های راهنما غالباً ایجاد بی نظمی می کنند!
به گزارش «جوان»، در چهارراه های متعددی از پایتخت، چراغ های راهنما توان به سامان کردن آمد و شد خودروها را ندارند. ثانیه های یک چراغ سبز هنوز به پایان نرسیده که ثانیه های چراغ قرمز، تمام می شود. خودروها در هم تنیده شده و با هم شاخ به شاخ می شوند. چهارراه قفل می شود و این دقایق طلایی عمر شهروندان است که به پای این ترافیک ناخواسته و پیش بینی نشده، هدر می رود! در موارد متعددی، این چراغ ها با ایجاد ترافیک و بی نظمی سبب تصادف خودروها می شوند. ذهن پرسشگر آدمی با مشاهده این وضعیت به طرح این پرسش ها می پردازد:
- این چراغ ها برای چه نصب شده اند؟
- چرا زمانبندی چراغ های راهنما، به جای نظم بخشی به عبور و مرور، خودروها را به جان هم می اندازد؟
- آیا کسی نیست که به داد چهارراه ها برسد و چراغ های راهنما را ابزار حاکمیت قانون و آرامش خودروسوارها قرار دهد؟
- آیا تسلط بر این چراغ ها و تنظیم زمان آن ها نیاز به یک تخصص ویژه دارد؟
یک نمونه از ده ها نمونه ناکارآمدی تعداد قابل توجهی از چراغ های راهنما در چهارراه های پایتخت را مرور می کنیم: ساعت 9 صبح روز دوشنبه 28 تیرماه، چراغ راهنمای چهارراه ولی عصر(عج)، پس از به پایان رسیدن ثانیه های معمول چراغ قرمز، 90 ثانیه بر روی عدد صفر توقف کرد. مأمور راهنمایی و رانندگی هم در محل خدمت خود حاضر نبود! بوق خودروها به نشانه اعتراض و کلافه شدن به صدا در آمد. بوق ها ممتد و بلند بود و راننده ها علاقه ای به قطع صدای بوق ها نداشتند. یک نمونه دیگر، چرتغ راهنماهای چهارراه کالج است که ناکارآمدی آن ها هر روز تکرار می شود. تماس های تعدادی از شهروندان سایر شهرهای بزرگ با روزنامه نیز بیانگر نمونه هایی از این مورد است. البته این موضوع، نافی خدمات نیروهای زحمتکش راهنمایی و رانندگی نیست اما ضعف ها را باید دید و بازگو کرد تا برای رفع آن ها تدبیر شود.
تشویق به قانون گریزی
ابزارهای اجرای قوانین زمانی که قانون را یا ناقص اجرا کرده، یا برعکس اجرا کرده و یا اصلا اجرا نکنند، نقش قانونی خود را از دست داده و در نقش ابزارهای قانون، مشوق شهروندان در بی توجهی به قوانین خواهند بود. در حقیقت، یکی از مهمترین دلایل رشد قانون گریزی در جوامع، ابزارهای اعمال قانون ناکارآمد هستند که چون لباس قانون به تن کرده اند اما قانونی رفتار نمی کنند، در حد و اندازه وسیله ای برای توجیه قانون شکنی شهروندان دچار تنزل جایگاه می شوند. چراغ های راهنمایی که نتوانند آمد و شدها را نظم ببخشند و حتی نظم موجود را هم دچار اختلال کنند شهروندان را به سمت هرج و مرج و قانون گریزی سوق می دهد. به عبارتی، هر کسی تلاش می کند در آن شرایط، گلیم خودش را از آب گل آلود ترافیک ناخواسته بیرون بکشد!