کد خبر: 402194
تاریخ انتشار: ۰۳ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۹:۵۷


با اظهارنظر‌هایی که طی هفته‌های گذشته در خصوص احتمال وقوع جنگ جدید در منطقه صورت گرفته و یا اقدامات و تحرکاتی که گاه و بیگاه در این خصوص صورت گرفته، طبعاً این سؤال مطرح می‌‌شود که روند تحولات در خاورمیانه به سمت جنگ جدید پیش می‌‌رود یا اینکه این اظهارات و تحرکات ماهیت جنگ روانی دارد و با هدف ایجاد تغییر در رفتار طرف مقابل صورت می‌‌گیرد؟ از جمله این اظهارنظر‌ها می‌‌توان به هشدارهای مکرر فیدل کاسترو رئیس جمهور کوبا درباره عواقب حمله اتمی به ایران، هشدار بشار اسد رئیس‌جمهور سوریه در خصوص توسل تل اویو به جنگ جدید در منطقه پس از شکست مذاکرات صلح و بروز تنش با ترکیه و یا اظهارات مسئولان حماس در خصوص حمله این رژیم به غزه برای وادار کردن این جنبش برای ورود به عرصه سازش اشاره کرد. اما آخرین مورد از این اظهارات که با سکوت معنادار محافل و رسانه‌های غربی همراه بود، سخنان افشاگرانه دکتر احمدی‌نژاد در مراسم اختتامیه جشنواره جوان بود که در آن با پرده برداشتن از سناریوی جدید علیه ایران از حمله نظامی رژیم صهیونیستی به دو کشور عربی خبر داد. ساعاتی پیش از این اظهارات سید حسن نصر الله دبیرکل حزب‌الله لبنان با اشاره به شکل‌گیری فتنه جدید در دادگاه ترور حریری علیه حزب‌الله از گسترده بودن ابعاد این سناریو خبر داده بود. همچنان که از این اظهارات بر می‌آید اعضای محور با وجود اینکه هیچ تمایلی برای ورود به جنگ جدید ندارد اما به علت اینکه در وضعیت آمادگی کامل بسر می‌‌برد لذا از تهدیدهای طرف مقابل هیچ نگران نیست و چه بسا با توجه به نتایج جنگ‌های 33 روزه و 22 روزه وقوع جنگ جدید را یک فرصت می‌‌داند که بر ابعاد پیروزی‌های خود بیفزاید. در مقابل با وجود اینکه محور ضد مقاومت و در رأس آن رژیم صهیونیستی به دلایل مختلف از جمله جبران شکست در جنگ‌های گذشته، جلوگیری از به نتیجه رسیدن تحرکات سیاسی برای به جریان انداختن مذاکرات صلح و زمینه سازی برای عملی کردن طرح تشکیل دولت خالص یهودی انگیزه لازم و کافی برای توسل به جنگ جدید در منطقه را دارد اما به شدت از عواقب آن نگران است چرا که شکست در جنگ بعدی با توجه به نقش کلیدی ارتش در ساختار سیاسی و اجتماعی این رژیم، هر گونه امید به بقا و ادامه حیات را از مهاجران صهیونیست سلب خواهد کرد. از این رو در ورای تهدیدهای نظامی که رژیم صهیونیستی انجام می‌‌دهد، نوعی ترس و انفعال را می‌‌توان در مسئولان این رژیم مشاهده کرد، به گونه‌ای‌ که ماهیت سیاست نظامی این رژیم نیز پس از جنگ 33 روزه سال 2006 تدافعی شده و کمک‌های نظامی امریکا نیز به این مسیر تغییر جهت داده شده که از جمله آن می‌‌توان به کمک 220میلیون دلاری دولت اوباما برای احداث سپر موشکی این رژیم اشاره کرد. از این لحاظ ماهیت تهدید‌های نظامی رژیم صهیونیستی نیز همانند امریکا بخصوص علیه ایران جنگ روانی است و بیشتر با هدف ایجاد تغییر در رفتار و سیاست‌های ایران صورت می‌‌گیرد. مصادیق این موضوع را می‌‌توان در جاهای مختلف مشاهده کرد. چنان که چند هفته پیش هنگام عبور ناوگان جنگی امریکا از کانال سوئز به گونه‌ای خبر سازی شد که این حس و تصور را در مخاطب ایجاد می‌‌کرد که انگار جنگ جدید در منطقه قریب‌الوقوع است. بر این اساس به نظر می‌‌رسد تصویب قطعنامه جدید در کنگره امریکا مبنی بر دادن چراغ سبز به رژیم صهیونیستی برای حمله به ایران نیز در ادامه جنگ روانی قابل ارزیابی است که با هدف مجبور کردن ایران به پذیرش درخواست‌های گروه 1+5 در خصوص توقف فعالیت‌های هسته‌ای خود صورت می‌‌گیرد. از این رو در مجموع با بررسی احتمالات موجود در خصوص وقوع جنگ جدید در منطقه می‌‌توان گفت که عناصری از محور ضد مقاومت و در رأس ان رژیم صهیونیستی و یا حامیان این رژیم در مراکز دفاعی و تصمیم‌گیری و قانونگذاری امریکا انگیزه لازم را برای توسل به جنگ جدید دارند اما به پیروزی در این جنگ مطمئن نیستند و همین امر عاملی بازدارنده در این زمینه به شمار می‌‌رود. در مقابل هر چند محور مقاومت انگیزه‌ای برای ورود به جنگ جدید ندارد و در تلاش است پیروزی‌های حاصله در جنگ‌های گذشته را حفظ و از آن فرصت سازی کند اما در عین حال برای دفاع از خود در برابر هر تعرض احتمالی آمادگی کامل دارد به گونه‌ای از هم اکنون خود را پیروز جنگ احتمالی آینده می‌‌داند.


نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار