
آنچه در روزهاي گذشته بر در و ديوار نگارخانه فرهنگسراي نياوران جلوه كرده بود، به يك سمت و سو بيشتر راه نمييافت؛ نور!
تابلوهاي عكس و طرح به نمايش درآمده، نه تشويشي به بينندگان ميدهد و نه آنها را به تفسيرهاي گوناگون و پراكنده ميكشاند و نه نيازي است تا تو با عبارتهاي بيگانه مغز خود يا بيننده را تزئين كني تا به او بفهماني كه هنر چيست يا هنرمند كدام است يا اينكه نماز چيست و عفاف يعني چه و مسجد كجاست و خداوند چگونه در طبيعت جلوهگر شده است. اين تصاوير مثل نور هدايتگر بيننده به سوي واقعيت عفاف و حجاب در يك جامعه اسلامي است. حميدرضا حسينزاده از نادر هنرمنداني است كه موضوع عفاف و حجاب و مهمتر موضوع نماز را در هنر عكاسي در اوج زيبايي زنده كرده و تصاوير بيبديلي از حضور عفاف در جامعه و مسجد و هنگام نماز خلق كرده است. همسرش فاطمه صادقيان كه طراح لباسهاي باستاني و تاريخي است، در اين خلق آثار شريك اوست و پوشش زنان جامعه كه در آثار عكاسي ديده ميشوند را طراحي كرده است. گفتوگوي ما با اين زوج هنرمند، در حالي كه آثار آنان مورد توجه هنرمندان و مردم قرار گرفته و برخي از نهادهاي ملي براي تزئين مراكز خود به اين تصاوير زيبا به نمايشگاه آمده بودند، شكل گرفت.در ابتدا خودتان را معرفي كرده و بفرماييد رشته تحصيليتان چيست؟صادقيان: من طراح لباسهاي تاريخي و چادرهاي رنگي هستم و متولد اصفهان.
حسينزاده: من متولد آبادان هستم. كارشناس روانشناسي باليني. هم رشته و همكلاس خانمم (صادقيان) بودم و 20 سال است كه در عرصه هنر عكاسي فعاليت ميكنم.
چه شد با اينكه روانشناسي خواندهايد به عكاسي و طراحي لباس علاقهمند شديد؟حسينزاده: در روانشناسي مكتبي به نام گشتالت وجود دارد كه مكتبي كليگراست. بخشي از اين مكتب به بحث احساس و ادراك مي پردازد كه اين زير پايه بحث احساس و ادراك بصري انسان است. در واقع ميتوان گفت پايه آكادميك هنر است. اين مكتب به بررسي آن ميپردازد كه انسانها با ديدن رنگهاي مختلف چه تأثيراتي ميپذيرند. يكي ديگر از مباحث مهم اين مكتب بحث جلوههاي ويژه يا اثرگذارندههاي ويژه است و تأثيرات خاصي كه اين اثرگذارندهها روي انسانها دارند. يكي از عوامل اين بحث كمپوزيسيون و تركيببندي در كار است و موضوعي كه آثار را خيلي زيبا كرد، تركيب لباسها و رنگها و فرمهاست كه اينجا خانم صادقيان به كمكم آمد و باعث شد آثاري از ما به جا بماند.
صادقيان: من دو سري طراحي لباس كردهام؛ يكسري لباسهاي جديد است كه آنها را به خاطر عكسهاي همسرم تهيه كردهام و يكسري هم لباسهاي تاريخي و قديمي است كه البته لباسهايي را كه جزو دسته و سري اول بود يعني لباس قومهاي بختياري،قشقايي، كرد، آذربايجان و شمال ايران، براساس محيطي كه آن افراد در آن زندگي ميكنند رنگآميزي و طراحي كردم. سعيام بر اين بود كه هماهنگي و تضادي بين محيط و آن رنگها برقرار كنم، چون هم هماهنگي و هم تضاد هر دو زيبايي ميآورند. طراحي لباسها هم براساس محيطي بود كه براي عكاسي به آنجا ميرفتيم.
آنچه در تمامي آثار شما به چشم ميخورد، حضور يك انسان است كه بخشي از تركيببندي كادرتان هم هست، علت چه بود؟حسينزاده: دوست داشتم فضاهايي را كه ميخواهم عكاسي كنم بسازم و همچنين علاقهمند بودم كه در فضاي عكسها هميشه انسان وجود داشته باشد.
چرا موضوع عكسهايتان را عفاف و حجاب و پوشش زن ايراني قرار داديد؟حسينزاده: در حيطه هنر و بحث پوشش من و خانمم تقريباً دغدغه مذهبي داريم. ما احساس كرديم كه موضوع نماز و حجاب و عفاف خيلي مظلوم واقع شده، به گونهاي كه بايد اين مسائل زيبا نشان داده ميشده و تا به امروز زيبا نشان داده نشده است. از طرفي غرب بسيار روي گرفتن پوشش از زن كار كرده و ميكند، علاوه بر اينكه آنها روي بحث مصرفگرايي و برهنگي بسيار عالي كار كردهاند و ميكنند، ما نيز دغدغه حجاب را داشتيم كه آن را در قالب هنر بياوريم.
چرا؟حسينزاده: حضرت آيتالله خامنهاي هم ميگويند هنر خاصيتي دارد كه هيچ چيز ديگري آن را ندارد، هنر خاصيترسايي و بيان بسيار بالايي دارد. هنر قالبي است كه روي روح انسان تأثير عجيبي ميگذارد.
و علت انتخاب لباسهاي سنتي و محليمان چه بود؟حسينزاده: سعي من و خانمم اين بود كه لباس سنتي زن ايراني را دوباره احيا كرده، نشان دهيم كه اولاً حجاب در تاريخ ايران قدمت بسياري داشته و زن ايراني،زن عفيفي بوده است كه بحث حجاب زن ايراني به فاخر بودن زنان ما برميگردد نه به محدود بودنشان. پوششيكه ما در حال حاضر داريم و به عنوان نوعي عرف درآمده تحت تأثير دورههاي مختلف تاريخي بوده است. ما در كشوري مانند مالزي ميبينيم كه خانمها همه عفيفاند و حجاب دارند و اغلب سفيد ميپوشند، در حالي كه در كشورمان اين طور نيست و نميخواهم بگويم كه مقصر خانم ايراني است كه ما در اين حوزه بسيار بايد كار كرده و پوشش زنان را متنوع و در ورژن اسلامي تهيه كنيم، علاوه بر اينكه ديدگاههاي روانشناسي را هم در نظر داشتهايم و اين كاري است كه غرب انجام داده و ميدهد، آن هم به صورت درست. تنها فرق غرب با ما اين است كه اگر ما يك محور رسم كنيم غرب در جهت منفي است و ما در جهت مثبت. كاري را كه ما كرديم خوراك بصري بسيار خوبي براي بحث نوع پوشش در آموزش و پرورش و صدا و سيما بود و ما احساس ميكنيم كه اين طرح در ابتداي راه است و بايد بسيار مورد حمايت قرار بگيرد و بسيار نشر بشود و خودمان بسيار به دنبال اين هستيم كه اين طرح را در سطحي وسيع انتشار دهيم.
خانم صادقيان شما با توجه به طراحي لباسهايي كه انجام دادهايد، براي اين مسأله چه برنامهاي داريد؟صادقيان: قصد دارم لباسهايي را به سبك امروزي طراحي كنم كه خانمها بتوانند آنها را در همه جا حتي در مجامع عمومي و خصوصي استفاده كنند كه اين لباسها براساس لباسهاي تاريخي كشور خودمان باشد. در واقع لباسي را دارم طراحي ميكنم كه طرحش نشأت گرفته از لباس تاريخي ايرانيان است و كاري به لباسهاي غربي ندارد.
از اين نوع لباسها در عكسهايتان هم استفاده كردهايد؟صادقيان: تنها چند تا از آنها را به كار بردهايم. اين يك پروژه است و يك كتابچهاي هم در همينباره چاپ كردهايم كه البته نتوانستيم عكس تمامي لباسها را در آن قرار دهيم، اما در نظر داريم نمايشگاهي را از كل لباسها چه تاريخي و چه امروزي برپا كنيم كه خانمها بيايند و از آن بازديد كنند.
با توجه به هدفي كه در نظر داريد چرا براي بيان هدفتان عكس را انتخاب كرديد. حسينزاده: من طراح هستم و ميدانيد كه طراحي ما در تمام هنرهاست، اما عكس ابزار بسيار خوبي بود كه من بتوانم به واسطه آن به هدفم برسم و آن را منتقل كنم. اگر به عنوان مثال ميخواستم در قالب نقاشي كار كنم نميتوانستم آنچه را ميخواهم چنين گسترده بيان كنم. امروزه عكس يكي از زبانهاي انتقالي مهم در جهان است. هر چند درست است كه در كشور ما عكاسي بيشتر در دست ژورناليستها و خبرنگاران افتاد و كمتر هنرمندان مورد توجه قرار گرفتند و به حاشيه رفتند، اما شما در اين نمايشگاه ميتوانيد فضاي بسيار فاخري را ببينيد.
صادقيان: ما براي آن عكس را انتخاب كرديم چون آن ميزاني كه عكس ميتواند تأثيرگذار باشد، نقاشي و طراحي نميتوانند. انسان با ديدن يك عكس زيبا بيشتر تحت تأثير قرار ميگيرد تا چيز ديگري.
اما جالب اينجاست كه آثار شما تداعيكننده تابلوهاي نقاشي است.حسينزاده: بله. به دليل اينكه ما فضا را در عكسهايمان ساختهايم و به قول يكي از اساتيد هنر شما در عكاسي نقاشي كردهايم، اما آنچه كه مهم بوده هدفمان است.
ارزيابيتان از نمايشگاهي كه برپا كرديد چه بوده، آيا به هدفي كه داشتهايد رسيدهايد؟حسينزاده: بله خيلي موفق بودهايم و ارتباط بسيار عالي با بازديدكنندگانمان داشتهايم. درنظرخواهيهايمان ميبينيم كه از تمامي اقشار و تمامي گروههاي سني بازديدكننده داشتهايم، علاوه بر اينكه ارتباطات فوقالعادهاي هم با آثار برقرار كردهاند. حتي عكاسان مطرحي هم كه آمدهاند و آثار را ديدهاند، ارتباط بسيار خوبي با آنها برقرار كردهاند، هم ديزاين كار برايشان جالب بوده و هم نوع نگاه به موضوع و اين به خاطر آن است كه با استانداردهاي جهاني كار كردهايم.
انتخاب قطع عكسها يكي از مواردي است كه به زيبايي و گيرايي آثار افزوده چرا اين قطع را انتخاب كرديد؟حسينزاده: براي آنكه اكثراً ذهنيتي كه از نمايشگاههاي عكس وجود دارد، عكسهايي با سايزهاي بسيار كوچك يا در سايز 70×50 است و تكراري، اما ما سعي كرديم با طراحي فضا روي بينندهمان تأثيرگذار باشيم و بيننده را تحت تأثير قرار دهيم. شما توجه كنيد يكي از مسائلي كه در تبليغات كشورها مطرح است، بحث بيلبوردهاست. بيلبورد چيزي است كه از غرب آمده و در ايران ميبينيد كه در بحث زيباييشناسي شهري رويش بسيار كار شده است و اين بيلبوردها و تصاويري كه روي آنها نصب ميشود ميتوانند خوراك فرهنگي بسيار خوبي در كلانشهري مانند تهران باشند. ميدانيد اگر از اين نوع تصاوير در بيلبوردها استفاده شود هنگام صبح كه افراد ميخواهند به سر كار بروند يا دانشآموزان يا هر فرد ديگري اين فضاها چقدر ميتواند برايشان تأثيرگذار باشد. علاوه بر آن صدا و سيما هم ميتواند از اين فضاها براي بحث تبليغات در پوشش اسلامي استفاده كند. مسأله حجاب يكي از دغدغههاي مهم نظام است و اين نوع نگاه به حجاب كه ما در عكسهايمان داشتهايم و طراحي لباسها ميتواند خوراك فرهنگي بسيار خوبي باشد.مهم آن است كه حوزههاي مختلف و مسئولان بيايند و اين طرح را حمايت كنند و آن را گسترش دهند.
يكي از تفاوتهاي عمده عكاسي شما با موضوعيت حجاب و پوشش زن ايراني با ديگر نمايشگاههاي عكسي كه با همين موضوع برپا ميشود، نوع نگاه مثبت شما به مسأله حجاب است. در اكثر نمايشگاههاي عكسي كه پوشش زن ايراني به نمايش گذاشته شده، نگاهي محدودكننده به حجاب داشتهاند و زنان را با چهرههايي رنگپريده به تصوير كشيدهاند و اين يكي از مسائلي بوده كه آن آثار را به صورت منفي جهاني كرده است.صادقيان: من و همسرم هميشه از نوع نگاه برخي عكاسان ناراحت بوديم و دائم اين سؤال برايمان پيش ميآمد كه چرا آنقدر انسانها را رنگپريده انتخاب ميكنند و مناطق بدي را براي عكاسي و معرفي ايران برميگزينند. مثلاً اكثراً آنچه كه از مردم شمال ايران در نمايشگاههاي خارجي به نمايش گذاشته شده زناني است كه در شاليزارها مشغول كار هستند و اين تصوير مناسبي از ايران را به دنيا معرفي نميكند. ما هميشه در نظر داشتيم كه ايران را به گونهاي فاخر به دنيا معرفي كنيم و از 15 سال پيش كه بحث ورود ماهوارهها در كشور آغاز شد، پيشبيني ميشد كه ما در آينده در بحث حجاب كشور بامشكل مواجه خواهيم شد و همين موضوع باعث شد كه هر دو روي اين مسأله تكيه كرده و طراحي لباس براي بانوان و عكاسي از پوشش و حجاب زن ايراني را موضوع عكسهايمان قرار دهيم. در تايخ ما زنان ايراني همواره حجاب داشتهاند و مسأله حجاب چيزي نيست كه امروز به آن رسيده باشيم. در زمان ساسانيان خانمهاي ايراني از رنگ آبيفيروزهاي و سبز آبي بسيار زيبا و ديگر رنگهاي شاد در لباسهايشان استفاده ميكردهاند، حتي موهايشان را با تور ميپوشاندهاند. در نتيجه زن ايراني قبل از اسلام هم حجاب داشته، اما متأسفانه برخي آمدهاند و آن را ناديده گرفته و تصور غلطي را جا انداختهاند. براي همين ما سعي كرديم پوشش قديم ايران را با پارچههاي امروزي طراحي كنيم به گونهاي كه رنگهايي داشته باشد كه مخاطب را جذب كند.من اكثراً چادرهايي را طراحي كردم كه رنگي است چون رنگ باعث ميشود انسان شاد شود و ما اين را در عكسهايمان هم نشان داديم. ما تلاش و هدفمان اين بود كه نشان دهيم ميتوانيم پوشيده و عفيف باشيم اما از رنگها هم در پوششمان استفاده كنيم همين مسأله فرق بين زنان عكسهايي است كه آقاي حسينزاده انداختهاند با زنان در عكسهاي عكاسان ديگر.
شما تأثير آن را در مخاطبان و بازديدكنندگانتان ديدهايد؟صادقيان: بله از هر قشر فرهنگي و ديني كه آمدهاند و اين آثار را ديدهاند، از آن استقبال كردهاند و بسيار خوششان آمده و تحت تأثير قرار گرفتهاند. حتي ما خانمهايي را در نمايشگاه داشتهايم كه در پايان بازديد گفتهاند ما حاضريم اين نوع حجاب را داشته باشيم يا بودند كساني كه نمازخوان نبودند اما با ديدن اين تصاوير گفته بودند ما حاضريم با اين نوع پوشش نماز بخوانيم. الان برخي جوانها با حجاب مشكل دارند اما با كارمان توانستيم يك ارتباط بسيار خوبي با آنها برقرار كنيم و آنها را جذب كنيم و به آنها آرام آرام بفهمانيم كه رعايت كردن حجاب چقدر خوب است. بعد از آن ديگر جوان خودش آنچه را ما ميخواهيم انتخاب خواهد كرد.
حسينزاده: در واقع ما عليه آن تأثيري كه ناخودآگاه غرب با تبليغات عظيمش ساليان سال روي جوانها داشته كار كردهايم. ما احساس كرديم بايد در اين فضا كار انجام دهيم كه الحمدلله خيلي موفق هم بودهايم. همه كساني كه آمدهاند و مسأله حجاب برايشان مهم نبوده تحت تأثير قرار گرفتهاند.
خاطرهاي هم از اين نوع جذب مخاطبان داشتهايد؟صادقيان: بله. در هتل عباسي اصفهان كه آقاي حسينزاده عكاسي ميكردند چند تا از خانمهاي توريست غربي به دنبال ما آمدند و گفتند كه ما حاضريم دين شما را با همين شكل و شمايل و رنگ بپذيريم، اگر دين شما اين رنگها را دارد كه در جواب گفتم دين ما بسيار قشنگتر از اين است.
حسينزاده: يك خانم اسپانيايي هم در زمان عكاسي يكي از كارها از ما پرسيد چرا از رنگهاي زرد و آبي براي چادر و جانماز استفاده كردهايم كه در جواب گفتم: به خاطر فضا و نشان دادم كه در معماري اسلامي از رنگ آبي و زرد در كاشيكاريها استفاده كردهاند. آن خانم اسپانيايي در پايان گفت كه اين بسيار رؤيايي است و برايش بسيار جذاب بود. بودند افراد ديگري از انگليس و ژاپن كه حين كار به ما ميگفتند كه ما به ايران ميآييم كه چنين فضاهايي را ببينيم. ما تنها در ايران بناهاي تاريخي را ميتوانيم ببينيم، اما لباسهاي تاريخي شما را نميتوان ديد. تمام اينها براي ما انگيزه ايجاد ميكرد كه به دنيا نشان دهيم چه فرهنگ غني و عظيمي داريم. بعد از انقلاب يكي از مباحثي كه به آن كمتر پرداخته شد، پوشش زن بود. غرب روي اين مسأله بسيار كار كرد و من فكر ميكنم پازل گمشده بحث حجاب و عفاف بحث هنر است. بايد در اين حيطه يك كار جدي علمي و بصري فوقالعاده زيبا را انجام داد. مثلاً كشور مالزي كه تا 50 سال پيش مردمش روي درخت زندگي ميكردند، امروز چنين پيشرفت كردهاند براي اينكه هزينه كردهاند و به سراغ اهلش رفتهاند. ما در كشورمان آدمهاي مهمي را داريم اما به آنها اهميت نميدهيم.
مقصر اصلي كيست؟ هنرمنداني كه در اين زمينه كم كار ميكنند يا مسئولان؟حسينزاده: من هنرمند كارم را انجام ميدهم و اين مسئولان هستند كه بايد شديداً از هنرمند حمايت كنند. همين حالا از ما دعوت شده كه به اروپا و امريكا برويم و آنجا نمايشگاه بگذاريم. چگونه آنها توانستهاند ما را رصد كنند اما برخي از مسئولان داخلي نه؟!
صادقيان:براي آنكه به دنبال هنرمند گشتهاند و پيدا كردهاند. همين كاتالوگي كه براي طراحي لباسهايم است و با هزينه شخصي آن را تهيه كردهام را كسي برده بود و آنجا معرفي كرده بود كه بسيار از كار خوششان آمده بود اما خواسته بودند كه همين لباسها را به سبك دلخواه آنها و بدون داشتن حجاب و پوشش كامل عرضه كنم كه من نپذيرفتم. چرا بايد از هنرمندان حمايت نشود و به گونهاي برخورد شود كه هنرمندان تمايل پيدا كنند از كشور خارج شده و هنرشان را در خدمت اهداف آنان قرار دهند. مسئولان ما يك برخورد ضعيف با هنرمندان دارند و اين موجب دفع هنرمندان ميشود و فرهنگ ما ضعيف ميماند.
حسينزاده: ما در افتتاحيه توقع داشتيم چون كار براي ارشاد بود از وزارت ارشاد براي بازديد بيايند اما هيچ كس نيامد، اين كار سفارش اين وزارتخانه بوده! اما تمام كارهاي نمايشگاه را خودم با هزينه خودم انجام دادهام. اين موضوع انرژي را از من هنرمند ميگيرد. زماني كه سفرهاي رئيسجمهورمان سفرهاي فرهنگي است و آنقدر روي مسأله حجاب و عفاف تأكيد شده اين نوع برخورد جاي سؤال و تعجب دارد، حتي معاون وزير ارشاد هم براي افتتاحيه نيامد.
در رابطه با متريال كارها هم كمي توضيح دهيد.صادقيان: اينها همه كار خداست و خدا خودش اين عكسها را به ما داده، چون آقاي حسينزاده هيچ عكسي را بدون وضو نميگيرد، خود خدا كمك كرد، باور نميكنيد سه روز است كه متريال اين عكسها به ايران آمده و كارها براي اولينبار است كه اتفاق افتاده و اولين بار است كه عكس روي اين كاغذ و در اين سايز ارائه ميشود، حتي كارهاي بزرگ 100 سال گارانتي دارد.
حرف پاياني.صادقيان:دوست داريم مسئولان حمايت كنند كه كارهايمان را بتوانيم به پايان برسانيم، هر چند هنر پاياني ندارد بايد از هنرمندان حمايت جدي شود.