
امروزه دولتها مهمترین بازیگران سیاست بینالملل هستند. رفتار این بازیگران در سیاست بینالملل از عقلانیت خاصی ناشی میشود که هدفش تأمین منافع ملی بر حسب قدرت است. بر اساس این مفروضه کشورها بهدقت هزینه و نفع سیاستهای بدیل خود را محاسبه میکنند و سعی در اجرای سیاستی دارند که منافع آنان را به حداکثر برساند. دولتها در جستوجوی قدرت هستند تا اولاً در رفتار دیگران به میل خود تغییر ایجاد کنند و همچنین منابع لازم را برای تغییر بهدست آورند، بنابراین قدرت دو ویژگی هدف و وسیله را توامان با خود دارد. بر این اساس امروزه سیاستگذاران، کشورها را بر اساس سه معیار مورد ارزیابی قرار میدهند. این سه معیار بازتاب ارزشهایی است که در جهان عمومیت دارند، این معیارها عبارتند از:
1- میزان تکنولوژی جامعه
2- توانهای قابل دسترسی نظامی
3- میزان اعتبار ناشی از رفتار دیپلماتیک و عملکرد اجتماعی، سیاسی و اقتصادی روزمره کشور.
بین این سه عامل رابطه تنگاتنگی وجود دارد. طی قرن 18، پیوند خانوادگی، ثروت و میزان نیروهای نظامی حرفهای از جمله معیارهای عمده تعیینکننده پرستیژ جوامع محسوب میشد. امروزه اولین معیار ارزیابی، تکنولوژی و دستاوردهای حاطله از آن است که به اقدامات اقتصادی نیز نضج میدهد. توان نظامی، برخلاف فعالیتهای اقتصادی و سطح تکنولوژی، همواره بیانگر موقعیت سیاسی یک کشور بوده است. هر کشوری که خواهان صعود به موقعیت مناسب یک قدرت بزرگ باشد، لاجرم مقدار زیادی از بودجه و منافع خود را صرف توسعه ماشین و ابزار نظامی میکند، البته در این بین موقعیت اعتبار امروزین کشورها ممکن است تا حد زیادی بر رفتار دیپلماتیک و وضعیت اقتصادی، اجتماعی یا نهادهای سیاسی آنها حتی بیش از توان نظامی یا سطح تکنولوژیک وابسته باشد. یک کشور ممکن است به لحاظ برخورداری از موهبتهایی نظیر وفاداری در اتحاد، وفای به عهد یا داشتن دیپلماتهای آزموده از اعتبار والایی برخوردار باشد.
به این ترتیب کشورها را با عنایت به ماهیت قدرتی که نسبت به دیگر همتایان کشوری خود دارند، میتوان به چهار دسته تقسیم کرد:
1- ابرقدرت جهانی
2- قدرت بزرگ با قدرت جهانی ولی نسبی
3- قدرت متوسط با قدرت منطقهای و نسبی
4- قدرت کوچک با قدرت داخلی و نسبی.
در حال حاضر جمهوری اسلامی ایران از لحاظ فناوری به پیشرفتهای قابل توجهی در عرصههای مختلف تکنولوژی دست یافته است، همچنین از نظر نظامی نیز هم اینک ایران یکی از کشورهای پیشرو در زمینه تولید انواع موشکها و ادوات نظامی است. موارد فوق به همراه رفتار عدالتطلبانه ایران در سیاست خارجی، موجب شده که اعتبار ناشی از رفتار دیپلماتیک و عملکرد اجتماعی، سیاسی و اقتصادی روزمره جمهوری اسلامی ایران تا حد زیادی مورد توجه سایر کشورها قرار گیرد و افکار عمومی جهان را به خود مشغول سازد. از این رو جمهوری اسلامی ایران از معیارهای قدرت برخوردار است.
مجموع مسائل فوق باعث شده که ایران از جایگاه یک قدرت متوسط با قدرت منطقهای و نسبی، به یک قدرت بزرگ با قدرت جهانی و نسبی در حال گذار باشد. در این راستا جمهوری اسلامی ایران برای تحقق منافع خود در جهان کنونی نیاز به جلب همکاری دارد. ایران باید شرایط تدبیر را در داخل و خارج، قبل از آنکه شرایط فقدان تصمیم پیش آید فراهم کند. جمهوری اسلامی برای تأمین حفظ اصول حاکمیت و منافع ملی نیازمند یک بازی دیپلماتیک در محیط بیرونی و ترسیم برخی چالشهای محیط داخلی است. در محیط خارجی استراتژی پاسخ انعطافپذیر یعنی نمایش قدرت، اعتمادسازی و اقدامات دیپلماتیک به کار گرفته شود، همچنین در مقابله با تعارضی که ایران نسبت به ابرقدرت موجود در ساختار نظام بینالملل دارد و از آنجایی که ایران شرایط ائتلاف و اتحاد با هسایگان خود را ندارد، در چنین شرایطی ایران باید به استراتژی موازنه داخلی بپردازد که همان خودیاری است، یعنی سعی کند با سیاست خوداتکایی به تقویت قدرت خود در درون بپردازد.
بیشک این سیاست نه تنها موجب میشود که کشور تهدیدات امنیتی خود را بدون درخواست کمک از کشورهای دیگر رفع کند، بلکه میتواند موجب ارتقای جایگاه ایران در نظام بینالملل و پیگیری اهداف بلندمدت در عرصه سیاست خارجی نیز شود.