
یکی از پیامدهای تأسفبار حوادث پس از انتخابات دهم ریاستجمهوری، نادیده گرفتن قوانین و مقررات موضوعه کشور توسط کسانی است که خود در زمان مسئولیتشان در تصویب و ابلاغ آن قوانین نقش اساسی داشتند. فتنهگران در ماههای اخیر با نادیده انگاشتن شعور و فهم مردم مسلمان و انقلابی ایران به گونهای عمل میکنند که اقداماتشان حتی از سوی حامیانشان نیز قابل توجیه نیست.
در میان این حوادث میتوان به مقایسه عملکرد آنها در فراخوان راهپیمایی غیرقانونی 25خرداد 1388 و فراخوان راهپیمایی 22 خرداد 89 اشاره کرد. سران فتنه در سال گذشته بهرغم آگاهی از قوانین و مقررات، با کشاندن غیرقانونی هواداران به صحنه و حمله به مرکز بسیج و... هزینه سنگینی را بر نظام تحمیل کردند و امسال با تظاهر به رعایت قانون و تلاش برای پیگیری درخواست مجوز از طریق احزاب و گروههای همفکر، وقتی از بیاعتنایی مردم به همه فراخوان خود آگاه شده و مطمئن شدند که کسی دیگر به «بازیخوردن»های آنها وقعی نمینهد، با ادعای عدم صدور مجوز، از فراخوان خود صرفنظر میکنند.
اقدام اخیر موسوی در انتشار بیانیه هجدهم که رادیو آلمان از آن به نام منشور جنبش سبزها یاد کرده است نیز در همین راستا قابل فهم است. موسوی که دو هفته قبل در دیدار با جمعی از زندانیان سیاسی قبل از انقلاب «جنبش سبز» را «جنبش چهار فصل» توصیف کرده بود که تجدید حیات میکند و در شکلهای مختلف ظاهر میشود، این بار تلاش میکند که در پوشش این بیانیه که از آن به عنوان منشور نام برده شده، یاوهگوییها و عملکرد گذشته را جبران و نهادمند کند. او در این بیانیه با ارائه تصویر سیاه و در حال فروپاشی از نظام اسلامی آن را بستری برای شکلگیری این جنبش دانسته و چون نمیتواند پراکندگی و تکثر موجود در فعالان فتنه را کتمان کند، مدعی میشود که نخستین ارزش اجتماعی مدنظر جنبش سبز، دفاع از کرامت انسانی و حقوق بنیادین بشر «فارغ از ایدئولوژی، مذهب، جنسیت، قومیت و موقعیت اجتماعی است.»
عبور موسوی از «ایدئولوژی و مذهب» اذعان به حلقه اصلی وصل فعالان (نه تودههای مردم) در این فتنه سکولار است که مهمترین شاخصهاش مقابله با اصل بنیادین نظام اسلامی میباشد که همان حاکمیت دین در جامعه است، نکتهای که هفته قبل از آن رضا علیجانی از فعالان سکولار این فتنه، با تأیید ادعای موسوی در متکثر بودن آن، آن را جنبشی سکولار قلمداد میکند.
علاوه بر تصریح بر این ساختار فکری، سردرگمی تشکیلاتی نیز در این به اصطلاح «منشور» کاملاً آشکار است. موسوی مدعی شده است که جنبش سبز را نه میتوان یک حزب متمرکز دانست و نه مجموعهای از افراد سازمان نایافته و بیهدف. او سپس بدون درک مفهوم کلمه «جنبش» در ادامه مدعی میشود که شعار هر ایرانی یک ستاد، اینک میتواند به شعار هر ایرانی یک جنبش تبدیل شود.
موسوی نهایتاً برای حفظ طیف اصلی باقیمانده در کنارش که همانا مخالفان نظام اسلامی هستند، بهرغم ادعاهای اولیه در این بیانیه مبنی بر «اجرای بدون تنازل قانون اساسی» و ادعای اعتقاد به قانون اساسی، از آن نیز عبور کرده و میافزاید:«قوانین کشوری و از جمله قانون اساسی متونی همیشگی و تغییرناپذیر نیستند، هر ملتی این حق را داراست که با تصحیح سیر حرکتی خویش به اصلاح قوانین جاری اقدام کند.»