
هنگامی که دیمیتری مدودف، رئیس جمهور روسیه، در ماه نوامبر گذشته و طی نشست مشترک روسیه-اتحادیه اروپا در شهر استکهلم از سیاست مدرن سازی روسیه و برنامههایش برای تحول و تغییر اقتصاد متکی به نفت روسیه سخن گفت، سران اتحادیه اروپا دو شاخص دموکراسیگرایی و حقوق بشر را به وی گوشزد کردند. مدودف طی ریاست جمهوری خود سعی کرده تا چهرهای لیبرال و متمایل به غرب از خود نشان دهد، اما این گوشزد سران اتحادیه و انتقادها از حکومت روسیه نشان میدهد که دیگران در برابر لبخند مدودف از عملکرد و رویه خشن پوتین به خوبی آگاه هستند. نیکلای اسوانیدزه، مورخ روسی، در مصاحبه این ماه با نشریه اشپیگل از واقعهای نقل میکند که در زمان نوشتن کتابش در مورد مدودف در سال 2008 اتفاق افتاده بود. او سؤالاتی را به یاد میآورد که در مورد استالین از مدودف کرده بود و مدودف نیز به طور مفصل و فکورانهای پاسخ او را داده بود. او در پاسخ خود استالین را به شدت منفی توصیف کرده بود، اما وقتی که متن مصاحبه را برای تصحیح نهایی از اسوانیدزه گرفته بود، سخنانش در مورد استالین را حذف کرده بود. مدودف در ملاقات بعدی با اسوانیدزه توضیح داده بود که هرچند در انتخابات ریاست جمهوری پیروز شده اما مقام او هنوز رسمی نشده بود و به این دلیل نمیخواسته رابطه اش را با مردم روسیه خراب کند. خود سانسوری مدودف از عقیدهاش در مورد استالین به تصور شایع و عام مردم روسیه از استالین باز میگردد و اسوانیدزه در این زمینه تأیید میکند که استالین کماکان جامعه روسیه را به دو دسته تقسیم کرده؛ دستهای کوچک که معتقدند او مردم بیگناه را میکشت و اکثر مردم که هنوز نگاهی مثبت به او دارند و او را قهرمان قدرت یافتن روسیه و حفظ تمامیت ارضی آن میدانند، نگاهی که حتی مدودف را در ابراز نظر محتاط میکند.
اسوانیدزه معتقد است که مدودف در تلقی منفی خود از استالین عقیدهای راسخ دارد و سعی دارد تا با استفاده از منازعه بر سر استالین از خود چهره سیاستمداری متفاوت با استالین نشان دهد، تلاشی که به صورت کامل متفاوت از عملکرد ولادیمیر پوتین، نخست وزیر روسیه است. به نظر اسوانیدزه، پوتین یک استالینیست نیست و دلیل وی، گفت و گوهایی است که با او داشته، اما قبول دارد که در نظر نخبگان روسیه، پوتین همانند استالینیستها عمل میکند و بر خلاف وی، مدودف خود را سیاستمداری متفاوت، فردی آزادمنش و ضد استالینیست نشان داده است. قضاوت اسوانیدزه در مورد پوتین نشان دهنده تفاوت عمیق بین حرف و عمل او است که طی بیش از یک دهه حضورش در صحنه سیاسی روسیه و دو دور ریاست جمهوری امری آشکار و روشن است. پوتین به شدت متنفر از مقایسهاش با استالین است بلکه بیشتر علاقهمند است تا او را به عنوان ناجی روسیه و یک دموکرات واقعی بنامند، عنوانی که صدر اعظم سابق آلمان، گرهارد شرودر، برای خوشنودی وی به کار میبرد. بر خلاف ادعاهای دموکرات گونه پوتین، عملکرد وی به خوبی نشانگر همان افسر سابق کا.گ.ب و رئیس اف اس بی، سازمان امنیت فدرال، در عرصه سیاسی روسیه است و از همین رو منتقدانش تفاوتی میان او و استالین قائل نیستند. در ماه گذشته، معترضان روسی برای دومین بار تظاهراتی را ترتیب دادند تا اعتراض خود را به پوتین و سیاستهای او بیان کنند. آنان شعار میدادند؛ «پوتین استالین است، پوتین برژنف است و روسیه بدون پوتین».
یکی از معترضان جدی به عملکرد پوتین لویدمیلا آلکسیواست که به عنوان بانوی جنبش مدنی روسیه شناخته میشود. این بانوی 82 ساله به همراه همفکرانش سالانه چندین بار و اغلب در روز 31 هر ماه دور هم جمع میشوند تا با تظاهرات در مسکو از ماده 31 قانون اساسی روسیه در مورد آزادی تجمعات حمایت کنند و البته هر بار نیز از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شده و بعد از چندی آزاد میشود. او در مورد قانون جدیدی که پوتین برای تصویب به دوما ارائه کرده، میگوید: «این یک گام دیگر برای عقبگرد به سوی حکومت پولیسی است». او به خوبی میداند که در صورت تصویب این قانون بازد داشتها طولانی تر از پیش خواهد شد و اگر بخواهد به اعتراض مدنی خود ادامه دهد باید انتظار توقیف و بازدداشت طولانی تری را داشته باشد.
لایحه جدیدی که پوتین به دوما ارائه کرده برای افزایش اختیارات اف اس بی و نیروهای پلیس برای وارد کردن فشار بیشتر بر معترضان و انجام عملیاتهای شدیدتر علیه تحرکات زیرزمینی اسلامگراهای قفقاز است. لایحه مذبور به مأموران اف اس بی اجازه میدهد تا شهروندانی که به آنها سوءظن دارند را به مدت بیش از 15 روز بدون اجازه دادگاه بازداشت کنند. این لایحه در صورت تصویب به اف اس بیاختیار عمل وسیعی برای کنترل رسانههای روسی میدهد به نحوی که آنها مجاز خواهند بود به عنوان عملی پیشگیرانه روزنامه نگاران و ارباب رسانه را احضار کنند و مانع انتشار مقالات شوند که به نظر آنها موجب اشاعه اخبار «نامطلوب» میشوند. کسانی که قصد سرباز زدن از این امر را داشته باشند با بازداشت بیش از 15 روز یا جریمه معادل 59 هزار روبلی روبهرو خواهند شد. در واقع، پوتین با این لایحه به دنبال آن است تا مانع هر اعتراضی علیه اقدامات خشن وی شود که به بهانه مبارزه با تروریسم انجام میشود و برچسب مدافع تروریسم به هر کسی نسبت داده خواهد شد که با سیاست وی مبنی بر خشونت در برابر خشونت اعتراضی داشته باشد. لایحه جدید پوتین تنها برای مبارزه با گروههای زیرزمینی یا معترضان سیاسی و ارباب رسانه تنظیم نشده، بلکه به نظر میرسد او با این لایحه قصد دارد تا با هر اعتراضی مقابله کند. حادثه معدن در کوزباس سیبری در اوایل ماه می منجر به کشته شدن بیش از 90 معدنچی شد. در پی این حادثه، معدنچیان برای بهبود شرایط کاری خود دست به اعتراض زدند اما وزارت کشور روسیه با اعزام نیروهای ویژه پلیس به منطقه برخورد شدیدی با آنها کرده و حدود 28 نفر از آنان را دستگیر کرد. مقامات محلی به پوتین گزارش کردند که معترضان خشمگین عناصر متمردی بودند که از سوی «وب سایتهای بریتانیا و اوکراین تحریک شده بودند».
لایحه جدید به خوبی نشان میدهد که پوتین بهرغم ژستهای دموکرات مأبانه خود به طور کمال و تمام میراثدار اصول استالینی در دوره جدید روسیه است که بر مبنای همان اصول عمل میکند. به واقع، محبوبیت استالین در میان قشر عظیمی از مردم روسیه که مورد تأیید مورخی چون اسوانیدزه نیز هست، به پوتین اجازه میدهد تا میراث استالینی خود را به اجرا درآورد. او به همان شیوه استالین از سیستم امنیتی برای اداره روسیه استفاده میکند که در چند سال اخیر منجر به قتل دهها روزنامه نگار و دستگیری و سرکوب مخالفان سیاسی شده است. در این میان، تلاشهای لیبرال گرایانه مدودف تا کنون نتوانسته مانعی جدی در برابر اقدامات پوتین باشد. او در پی وقوع مرگهای مشکوک در زندانهای روسیه سعی کرد تا اصلاحاتی را در وزارت کشور انجام دهد اما اقدامات وی به سرعت به کناری زده شد و یکی از مقامات پلیس که از سوی وی اخراج شده بود دوباره در مقامی بالاتر ظاهر شد. از این رو است که خانم آلکسیوا چندان امیدی به مقاومت مدودف در برابر پوتین ندارد و با توجه به تصویب 232 لایحه دولت از مجموع 233 لایحه در مجلس میگوید: «مدودف نمیتواند در برابر پوتین قرار بگیرد».