کد خبر: 393868
تاریخ انتشار: ۲۵ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۹:۴۱


پدر شهید «سجاد سبزعلی‌پور» با اشاره به شهادت تک فرزندش با اصابت مستقیم گلوله به چشم، می‌گوید: بعد از انقلاب اسلامی چند بار رأی دادیم و هیچ وقت چنین انتخاباتی نداشتیم و بنده موسوی و کروبی را از مقصران این اتفاقات می‌دانم.
این جوان 24 ساله و هنرجوی رشته بازیگری در حالی که برای امضاء قرارداد به تالار وحدت رفته بود، طعمه اغتشاشگرانی قرار گرفت که فریب فتنه‌گران داخلی و خارجی را خورده بودند.
ساناز سبزعلی‌پور خواهر شهید «سجاد سبزعلی‌پور» در خصوص نحوه شهادت برادرش، اظهار می‌دارد: شهید سجاد هنرجوی رشته بازیگری در شعبه‌‌ای در خیابان گاندی بود.
وی ادامه می‌دهد: روز شنبه 30 خرداد، به منزل یکی از اقوام دعوت بودیم، که یکی از همکاران شهید به او گفت برای امضا قرارداد برای یک فیلم به تالار وحدت برویم؛ ما به او اعتراض کردیم که در این شلوغی به بیرون از منزل نرود ولی او لباس شیک و مرتبی پوشید و گفت «کسی با ما کاری ندارد» و رفت.
خواهر شهید «سجاد سبزعلی‌پور» با بیان این که شهید سجاد هیچ گرایش سیاسی نداشت و حتی به مسائل روز سیاسی اهمیت نمی‌داد، اضافه می‌کند: شهید عضو انجمن پرستاران نیز بود که پدر دوست شهید سجاد که اکنون هیچ خبری از او نداریم، در تاریخ 31 خرداد با منزل‌ما تماس گرفت و خبر شهادت وی را به ما داد.
سبزعلی‌پور در خصوص خصوصیات اخلاقی شهید «سجاد سبزعلی‌پور» می‌افزید: شهید سجاد از فضائل اخلاقی بالایی برخوردار بود به طوری که تمام آشنایان او را دوست داشتند و او همیشه از نمازش مراقبت می‌کرد.
همچنین پدر شهید «سجاد سبزعلی‌پور» و جانباز دوران دفاع مقدس اظهار داشت: شهید سجاد تک پسرم بود و با اینکه یک سال از شهادت وی می‌گذرد هنوز باورم نشده است که در میان ما نیست. وی در خصوص نحوه شهادت «سجاد سبزعلی‌پور» ادامه می‌دهد: در تاریخ 30 خرداد سال گذشته هنگامی که پسرم به تالار وحدت رفته بود، در خیابان انقلاب با اصابت تیر مستقیم به ناحیه چشم به شهادت رسید. پدر شهید «سجاد سبزعلی‌پور» می‌گوید: بعد از انقلاب اسلامی چند بار رأی دادیم و هیچ وقت چنین انتخاباتی نداشتیم و بنده موسوی و کروبی را از مقصران این اتفاقات می‌دانم.
مادر شهید حسین غلام کبیری از شهدای فتنه سبز:
اگر می‌دانستم پسرم کجا می‌رود پا‌به‌پایش می‌رفتم
مادر شهید حسین غلام کبیری می‌گوید: باور کنید آن شب اگر می‌دانستم که فرزندم کجا می‌رود و نتیجه‌اش چه خواهد شد من هم پا به پای او برای دفاع از اسلام می‌رفتم.
شهید حسین غلام کبیری 18 ساله از جمله جوان‌های بود که در 24 خرداد ماه 88 توسط اغتشاشگران مجروح شده و روز بعد به درجه رفیع شهات نائل آمد.
در این باره پیش از این محمدجواد صادقی فرمانده پایگاهی که وی در آن حضور داشته، ‌گفته بود حسین غلام کبیری از نیروهای گردان عاشورا و جانشین عملیات پایگاه مقاومت حجتیه حوزه 355 نیروی مقاومت شهرری بود که حضور فعالی در بسیج داشت. طی اغتشاشات اخیر، وی از نیروهای آماده‌باش و داوطلب در ایجاد آرامش بود که 3 روز قبل از شهادت، حکم مأموریت از طرف فرمانده ناحیه مقاومت بسیج دریافت کرده بود و ساعت 12 شب 25 خرداد با اعلام اغتشاش در اطراف سعادت‌آباد، به همراه فرمانده گردان عاشورا و نیروی بسیج اکیپ موتور ‌سوار به سمت سعادت‌آباد رفتند گروه شهید کبیری و 4 نفر از دوستانش کنار جاده با موتور ایستاده بودند که پراید مشکی رنگ با وارد کردن ضربه سختی به شهید کبیری متواری شد؛ با ضربه سختی که به شهید کبیری وارد شد، وی از ناحیه شکم و دو پا مجروح و همچنین دچار خونریزی داخلی شد و ساعت 2: ‌30 دقیقه بامداد وی را به بیمارستان شهید مدرس انتقال دادند شهید کبیری بر اثر خونریزی داخلی به کما رفته و ساعت 3 بعدازظهر در بیمارستان شهید مدرس به شهادت ‌رسید و 4 نفر از دوستان وی که ضربه به ناحیه کمر و صورت آنها اصابت کرده بود، در بیمارستان تحت درمان قرار گرفتند؛ با پیگیری پلیس امنیت مشخص شد که این پراید در چند نقطه دیگر نیز این کار را انجام داده و متواری شده است.
فرمانده پایگاه بسیج حجتیه شهر ری در خصوص نحوه حضور شهید‌کبیری در پایگاه بسیج می‌گوید: از دوران نوجوانی در حقیقت از 4 سال گذشته در پایگاه حجتیه شهرری، فعالیت خود را به صورت جدی آغاز کرد، او روحیه امر به معروف فوق‌العاده‌ای داشت و از نیروهای متعهد به انقلاب و اسلام بود که در یادواره شهدا به عنوان نخستین داوطلب شرکت می‌کرد؛ حتی هنگام اعزام به میدان سعادت‌آباد نخستین داوطلبی بود که شجاعانه خود را آماده دفاع از دستاوردهای انقلاب و اسلام کرد.
مادر شهید با خوشحالی خطاب به قاتلان پسرش می‌گوید که ابر قدرت‌ها بدانند پشتیبان نظام و رهبری هستیم و اشک چشمانش آرام‌تر می‌گوید: باور کنید آن شب اگر می‌دانستم که فرزندم کجا می‌رود و نتیجه‌اش چه خواهد شد من هم پا به پای او برای دفاع از اسلام می‌رفتم.
پدر شهید کبیری نیز با بیان اینکه ساعت چهار صبح از مجروحیت فرزندش مطلع شده و سراسیمه خود را به بیمارستان رسانده است، می‌گوید: «حسین را روی تخت دیدم، او دست مرا گرفت و می‌خواست من را در آغوش بگیرد اما نتوانست. مسؤولان بخش icu زمانی که متوجه وضع نامساعد فرزندم شدند من را از اتاق بیرون کردند، پزشک معالجش بیرون از اتاق به من گفت اگر خونریزی داخلی حسین بند بیاید، ما او را عصر برای عمل پایش به اتاق عمل می‌بریم. تصمیم گرفتیم به منزل برگردیم، در راه منزل بودیم که دخترم تماس گرفت و گفت چرا رفتید، با این تماس دلم شکست و فهمیدم که حسین شهید شده است.»
امروز در حالی یک‌سال از شهادت شهید کبیری می‌گذرد که هنرمندان ما حتی یک کلیپ چند دقیقه‌ای برایش نساختند اما پروژه ندا آقا سلطان با 17هزار کلیب رنگارنگ همراه بوده است.
پدر شهید یعقوب بروایه از قربانیان پروژه کشته سازی فتنه سبز:
سران فتنه و ضدانقلابیون باید جوابگوی خون فرزند بی‌گناهم باشند
پدر شهید «یعقوب بروایه» از شهدای پس از انتخابات با بیان اینکه مردم نباید فریب سران فتنه را بخورند، گفت: سران فتنه و ضدانقلابیون باید جوابگوی خون فرزند بی‌گناهم باشند.
عبدالزهرا بروایه اظهار داشت: شهید یعقوب بروایه، دوره ابتدایی را در روستای بروایه تحصیل کرد و برای تحصیل در مقطع راهنمایی به دهستان الهایی رفت و سپس مدرک دیپلم را در شهر اهواز گرفت.
پدر شهید «یعقوب بروایه» بیان داشت: وی مدرک لیسانس را از دانشگاه اراک گرفت و بعد از آن در دانشکده هنر و معماری دانشگاه تهران در رشته نمایش ادامه تحصیل داد و علاوه بر تحصیل، در پایگاه‌های مقاومت بسیج فعالیت می‌کرد.
وی اضافه کرد: شهید در سال گذشته دانشجوی ترم آخر کارشناسی ارشد رشته هنر بود؛ قبل از انتخابات به پسرم گفتم «تهران برای انتخابات وضعیت خوبی ندارد و به اهواز برگردد» ولی او گفت «23 خرداد امتحان دارم و نمی‌توانم به اهواز بازگردم»
پدر شهید 26 ساله «یعقوب بروایه» اضافه کرد: منزل شهید یعقوب در خیابان اسکندری شمالی بود و او ساعت 9: ‌30 صبح 23 خرداد برای امتحان به دانشگاه رفت و ساعت 15: ‌30 با او تماس گرفتم و گفت «پدر! من الان دانشگاه هستم و امتحانم را دادم؛ خیابان شلوغ شده و منتظرم خیابان‌ها کمی آرام شود تا با ماشین به خانه بروم». وی بیان داشت: آن روز شهید امتحان درس معارف اسلامی داشت که بعدها استاد این درس، برگه امتحانی او را به ما داد که شهید مطالب جالبی را در آن برگه نوشته بود. بروایه گفت: شهید ساعت 16: ‌30 با ما تماس گرفت و گفت «الان نزدیک میدان آزادی هستم و از کوچه و پس کوچه‌ها سعی می‌کنم خودم را به منزل برسانم» بعد از این تماس تلفنی هر چقدر به وی زنگ زدیم، جواب نداد.
وی بیان داشت: ساعت 18 دوباره با شماره شهید یعقوب تماس گرفتم و یک پسر کم سن و سال تلفن را جواب داد و زود قطع کرد سپس با دوستان و همراهان شهید تماس گرفتم و آنها هم از پسرم خبر نداشتند تا ساعت 10 شب هر چقدر تماس گرفتیم، از شهید خبری نبود.
پدر شهید «یعقوب بروایه» ادامه داد: از وضعیت پسرم هیچ گونه اطلاعی نداشتم، شب 24 خرداد بلیط هواپیما گرفتم و از اهواز خودم را به تهران رساندم و به همراه پسر و برادرم برای پیدا کردن شهید یعقوب به تمام بیمارستان‌های تهران رفتیم تا 2 روز موفق نشدیم اثری از یعقوب پیدا کنیم تا اینکه پس از 2 روز شهید را در بیمارستان لقمان حکیم ملاقات کردیم که‌متأسفانه بر اثر اصابت تیر به ناحیه سر شهید، وی دچار ضربه مغزی شده و به حالت کما رفته بود.
بروایه گفت: بعد از پرس و جو به ما گفتند که شهید را از سر خیابان اسکندری به بیمارستان لقمان حکیم تحویل داده بودند و به محل حادثه رفتیم و فردی که شاهد عینی این جریان بود به ما گفت «این جوان کوله پشتی به همراه داشت و مردی که کت و شلوار بر تن داشت با یک سلاح بی‌صدا و از فاصله نزدیک به طرف او شلیک کرد.»
پدر شهید «یعقوب بروایه» ادامه داد: از طرف دیگر پلیس آگاهی هم به ما اعلام کرد که از فاصله 2 متری به شهید شلیک شده و صحت حرف آن فرد به من ثابت شد. وی ادامه داد: حدود یک هفته در بیمارستان بودیم و تمام مأموران نیروی انتظامی و افرادی که در بیمارستان حضور داشتند با ما همکاری خوبی داشتند.
بروایه در خصوص مسببان شهادت «یعقوب بروایه» بیان داشت: در این قضایا عناصر ضدانقلاب سوءاستفاده کردند؛ زمانی که در بیمارستان بودم عده‌ای از سوی بی‌بی‌سی و العربیه آمدند تا با من مصاحبه کنند ولی من قبول نکردم. وی در خصوص کسانی که فضای متشنج بعد از انتخابات ریاست جمهوری را ایجاد کردند، اظهار داشت: کسانی که به این انقلاب اسلامی بدبین هستند و نمی‌خواهند این انقلاب جلوه‌ای داشته باشد، این کار را انجام دادند و فرزندان بی‌گناه این مملکت را کشتند.
پدر شهید «یعقوب بروایه» با اشاره به کسانی که مدعی تقلب در انتخابات بودند، اضافه کرد: در مملکت ما مقام معظم رهبری و قانون برای تشخیص دادن تقلب در انتخابات وجود دارد، دلیلی نداشت که این افراد در خیابان‌ها لشکرکشی کنند و جوانان این مملکت را به شهادت برسانند.
وی با تأکید‌ بر اینکه مملکت ما قانون دارد، افزود: فرزند من برای ادامه تحصیل در روستاها درس خواند و با تمام مشکلاتی که بر سر راهش بود تحصیلات خود را ادامه داد و در آخر کسانی که دنبال کرسی قدرت می‌گشتند، فتنه‌ای را به پا کردند و فرزند من نیز بی‌گناه به شهادت رسید.
بروایه با بیان اینکه شهید «یعقوب بروایه» در تاریخ هفتم تیر به شهادت رسید و در روستای بروایه تدفین شد، ادامه داد: از مسببان این قضیه و سران فتنه و از ضدانقلابیون شکایت کردم، کسی که فرزند مرا به شهادت رسانده باید جواب بدهد.
وی با اشاره به اینکه سران فتنه به نتیجه نخواهند رسید، افزود: در روزهای نخستین شهادت پسرم، موسوی پیام تسلیت برای ما فرستاد و من به آنها گفتم بنده، موسوی و پیام تسلیت او را قبول ندارم به هر حال ما رأی خودمان را دادیم ما فرزندان نظام مقدس اسلامی هستیم و فرزند همین انقلاب هستیم و آنها دنبال کسانی دیگر بروند.
بروایه یادآور شد: از ملت ایران می‌خواهم فریب حرف‌های عناصر ضد انقلاب و ضد نظام اسلامی را نخورند؛ این افراد می‌خواهند با اسلام بازی کنند و از خداوند می‌خواهم هیچ‌وقت این انقلاب را از دست ندهیم زیرا از دست دادن انقلاب اسلامی پشیمانی سنگینی را به بار خواهد گذاشت. وی در پایان بیان داشت: خداوند حافظ و نگهدار مقام معظم رهبری باشد تا ایشان مثل همیشه مدبرانه عمل کنند و نظام مقدس اسلامی را از هر آسیبی مصون بدارند.
شهید «یعقوب بروایه» در روستای بروایه واقع در 25 کیلومتری جاده اهواز ـاندیمشک به همراه 3 خواهر و 4 برادر زندگی می‌‌کرد. پدر این شهید 26 ساله در زمین‌های کشاورزی فعالیت می‌کند و علاوه بر آن از نیروهای فعال بسیج و کمیته امداد امام خمینی (ره) بوده است.
مادر شهید «میثم عبادی» در گفت‌وگو با فارس: ‌
کروبی و موسوی باید تقاص خون پسرم را پس بدهند
پدر شهید «میثم عبادی» از شهدای حوادث پس از انتخابات گفت: تقاص خون پسرم را از کروبی و موسوی می‌خواهم و این 2 نفر باید تقاص پس بدهند.
اصغر عبادی اظهار داشت: شهید میثم یک سال قبل از شهادتش دانش‌آموز بود و از سال گذشته که من توانایی کار کردن را نداشتم، ترک تحصیل کرد و برای امرار و معاش در یک تولیدی، کار خیاطی انجام می‌داد.
وی ادامه داد: در جریان‌های پس از انتخابات ریاست جمهوری، میثم یک شب قبل از شهادتش برای خواهرانش از رویداد‌های آن روزها تعریف می‌کرد؛ من هم در جریان فعالیت‌ها و حضور وی نبودم. پدر شهید «میثم عبادی» ‌گفت: روزی که آقای احمدی‌نژاد در میدان ولیعصر (عج) سخنرانی داشت، میثم به همراه دوستش با اتوبوس به مترو ‌رفتند و از آنجا به سمت میدان هفت تیر حرکت کردند. در آن محل مکانی برای استقرار نبود و آنها به طرف شمال خیابان ولیعصر(عج) ‌رفتند.
وی بیان داشت: ساعت 6 بعدازظهر دخترم با شهید میثم تماس ‌گرفت و از وضعیت وی سؤال کرد و شهید به او گفت: «یک ساعت دیگر به خانه بر می‌گردم.»
عبادی ادامه داد: نزدیک ساعت 10 شب بود و منتظر بودیم که شهید میثم به خانه برگردد تا اینکه یکی از مأموران با تلفن همراه میثم با ما تماس گرفت و گفت که میثم تیر خورده است و اکنون در بیمارستان جواهری بستری است.
پدر شهید «میثم عبادی» بیان داشت: فوراً آماده شدیم تا خود را به بیمارستان جواهری برسانیم؛ مسیر را به خوبی بلد نبودیم و ساعت 1 بامداد به بیمارستان رسیدیم قبل از اینکه ما به بیمارستان جواهری برسیم، میثم به شهادت رسیده بود و پس از گذراندن مراحلی در پزشکی قانونی و نیروی انتظامی، پیکر او را به ما تحویل دادند.
عبادی با بیان اینکه بر طبق اعلام پزشک قانونی یک تیر از فاصله نزدیک به ناحیه شکم شهید میثم شلیک شده بود، داشت: تیری که از اسلحه به سمت میثم شلیک شده بود، از نوع سلاح‌های سازمانی ارتش، بسیج و انتظامی نبود و پوکه آن تیر در محل حادثه پیدا شد که پوکه کوچکی بود. وی در خصوص فرزند 17 ساله خود که آخرین فرزند خانواده‌است، اظهار داشت: میثم از نظر انسانیت و صداقت خیلی خوب بود و خصوصیات خوب وی قابل توصیف نیست. پدر شهید «میثم عبادی» در خصوص مقصر اصلی فتنه‌های اخیر، گفت: دشمنان ایران همیشه بیدارند و در این میان یک عده از هموطنان ما اشتباه کردند و چشم ما را گریان گذاشتند. مگر فرزند من که یک گارگر بود چه گناهی کرده بود که باید در سنین نوجوانی از این دنیا برود.
در اغتشاشات سال گذشته عده‌ای به دنبال منافع خودشان بودند که به خیابان‌ها رفتند و عده‌ای از روی ناآگاهی همراه شدند و عده‌ای هم احساس می‌کردند در آینده چیزی نصیبشان می‌‌شود که در این جریان حضور پیدا کردند. وی با بیان اینکه سران فتنه تا به حال قبول نکرده‌اند که مقصر اصلی هستند، بیان داشت: خداوند، حق چشم‌های گریان ما را از مسببان این حادثه خواهد گرفت.
وی توصیه خود را به سران فتنه این گونه بیان داشت: موسوی زمانی در مملکت ما زحمت کشید ولی فرزندشان هیچ گاه در حوادث اینجنینی کشته نشده که وضعیت فعلی ما را به درستی درک کنند. عبادی با اشاره به اینکه وحدت ملت موجب پیروزی و پیشرفت مملکت می‌شود، ادامه داد: ما 31 سال است که در مملکت اسلامی زندگی می‌کنیم و در این سال‌ها چندین دوره انتخابات داشته‌ایم که هیچ کدام چنین جنجالی نداشته‌اند.
وی با بیان اینکه دولت نباید در مجازات این افراد کوتاهی کند، اضافه کرد: این افراد به مملکت ما این همه ضرر زدند و دولت نباید سکوت کند. پدر شهید «میثم عبادی» افزود: ما بهاندازه کافی مورد تهاجم و ظلم دشمنان خارج از کشور قرار گرفته‌ایم و این افراد نباید در داخل کشور کارهایی را انجام دهند تا دشمنان از این جریان سوء استفاده کنند.
عبادی با بیان اینکه تقاص خون پسرم را از کروبی و موسوی می‌خواهم و این 2 نفر باید تقاص پس بدهند، اضافه کرد: این افراد وعده‌های دروغین دادند و همراهی کردن با این افراد فایده‌ای ندارد. وی که از خانواده شهداء و ایثارگران است، ادامه داد: «شهید علی امامی» دایی شهید میثم در عملیات «کربلای 5» و در منطقه شلمچه به شهادت رسید و بنده در دوران دفاع مقدس مسؤولیت حمل و نقل مهمات و تجهیزات جنگی را بر عهده داشتم و شهید میثم نیز آمادگی شهادت را داشت.
شهید میثم عبادی دارای دو برادر و سه خواهر و ساکن منطقه جنوب تهران بود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار