
یکی از فرصتهای انتخابات دهم ریاستجمهوری، سنجش میزان پایبندی فعالان و احزاب و گروههای سیاسی به جمهوریت نظام بود. جمهوریت و اسلامیت اگرچه دو رکن تفکیکناپذیر نظام جمهوری اسلامی و تفکر مردم سالاری دینی هستند، اما طی سالهای اخیر، طیفی از فعالان سیاسی که خود را در چارچوب گفتمان اصلاحات و توسعه سیاسی تفسیر میکردند، با ادعای اینکه تنها مدافعان جمهوریت در نظام اسلامی، آنها و همفکرانشان هستند، به زعم خود جمهوریت نظام را به انحصار خود در آورده و طرفداران جریان مقابل را به ضدیت با جمهوریت و رأی مردم متهم کرده و مدعی میشدند که آنها به رأی مردم به عنوان «زینت المجالس» نگاه میکنند.
طی سالهای پس از دوم خرداد، فعالان این طیف برای گفتمانسازی در این زمینه، بخشی از «مشروطه اسلامی» سخن به میان آورده و با نقد مبانی شرعی و دینی نظام اسلامی و به تعبیری تضعیف رکن اسلامیت نظام، وزنه جمهوریت را سنگینتر کنند و برای تحقق آن در عرصه جامعه با طرح موضوع حاکمیت دوگانه و به تبع آن طرح لوایح دوگانه در مجلس مقابله با نظام را قانونمند کنند.
اما طیف دیگر آنها فراتر از مشروطهخواهان با طرح گفتمان جمهوریت، صفبندی علنی خود را در برابر نظام آشکار کردند که مصداق بارز آن مانیفست اول و دوم اکبر گنجی بود که تحت عنوان مانیفست جمهوری در زمان حضور او در ایران نگاشته شد و مانیفست سوم را نیز در آمریکا تدوین کرد. طرفداران در گفتمان مشروطه اسلامی و جمهوریت در جریان موسوم به اصلاحات که اکثریت فعالان سیاسی آنها را شکل میدادند در عمل نشان دادند که قبل از اعتقاد به جمهوریت با اسلامیت نظام مشکل دارند و بنابراین در همان ایام تهاجم بیسابقهای را به مبانی ارزشی و اسلامی نظام جمهوری اسلامی روا داشتند که قلم را یارای بازخوانی مجدد آن نیست.
اما انتخابات دهم، فرصت مناسبی برای آزمون اعتقاد این طیف به «جمهوریت نظام» بود، زیرا آنها در قبل مدعی بودند که نظام مایل به تحقق مشارکت حداکثری نیست زیرا اگر مشارکت حداکثری شود نامزد اصلاحات پیروز میشود و بنابراین نظام تنها در پی تحقق مشارکت حداقلی است که نامزد خود را در عرصه انتخابات به پیروزی برساند. اما زمانی که به رغم تصور قبلی خود، عزم نظام را در تحقق مشارکت حداکثری مشاهده کرده و به رغم نظرسنجیهای متعدد، از همان هفتههای قبل از برگزاری انتخابات فهمیدند که مردم علاوه بر اینکه ادعای اسلامیت جدید آنها را به دلیل سوابق سوء گذشته باور ندارند، آنها را در ادعای جمهوریت نیز صادق نمیدانند و لذا مشخص شد که در این انتخابات نیز همچون انتخابات شورای دوم، مجلس هفتم، ریاست جمهوری نهم، شورای سوم و مجلس هشتم نمیتوانند با اتکا به «جمهور» مردم به قدرت بازگردند، از همان روزهای قبل از انتخابات زمینه آشوبها و مقابله با «جمهوریت نظام» را طراحی و پس از انتخابات، با سناریوی «تقلب» به صحنه آوردند و عملاً نشان دادند که حاضرند در راستای منافع حزبی حتی نظام را به نابودی بکشانند تا مردم ایران نتوانند طعم شیرین پرشورترین انتخابات تاریخ کشور را بچشند.
مقام معظم رهبری در دیدار خود با اعضای هیأت دولت در تاریخ 16/6/88 یادآور گردیدند که: «یکی از اساسیترین حرفهایی که در این انتخابات ملت ما زد و در واقع باید گفت انقلاب ما زد، این بود که جمهوریت خود را با فریاد قوی اثبات کرد. در واقع این حضور 85 درصدی، پتک جمهوریت بود بر سر دشمنان که دائم علیه انقلاب هی حرف میزدند، علیه اسلام حرف زدند، در پایههای جمهوریت نظام به خیال خودشان خدشه کردند. آن حضور قوی نشان دهنده این معنا بود.»