کد خبر: 393458
تاریخ انتشار: ۲۲ خرداد ۱۳۸۹ - ۲۰:۴۲
گزارش «جوان» از اهداي عضو به يك جوان 30ساله
آزاده غلامي- رحيم محمدي زندگي هر يک از ما پر از فراز و نشيب‌هاي مختلف است. هر يک از ما مشکلاتي دارد اما شايد اگر پاي درد دل ديگري بنشينيم، به قول خيلي از قديمي‌ها، مشکلات خودمان را فراموش ‌کنيم. مشکلاتي که تا چند لحظه پيش فکر مي‌کرديم سبب بدبختي و بداقبالي ما هستند. پاي درد دل مردم که مي‌نشينيم، مي‌بينيم هر کدام دردي دارند، شايد خيلي بدتر از درد ما که اگر ناگفته مي‌ماند، تصور مي‌کرديم اين فرد خوشبخت‌ترين فرد روي زمين است. آيا تا به حال به اهداي عضو و مشكلات افرادي كه نيازمند عضو هستند فكر كرده‌ايد! افراد بسياري را مي‌شناسم که در بدترين لحظات زندگي، توکل به خدا را از ياد نبردند و همين موضوع باعث پيروزي آنان بر مشکلات شد. مشکلاتي که گاه بسيار صعب و دشوار مي‌نمود و راهي را فراروي آن نمي‌شد تصور کرد. «خداداد آغاشلو»، يکي از اين افراد است. وي هم‌اکنون 30 سال دارد و در يکي از روستاهاي آذربايجان زندگي مي‌کند. او 9 سال پيش دچار سرماخوردگي مي‌شود و براي درمان به پزشکان اين شهر رجوع مي‌کند. همگي متفق‌القول رأي به سرماخوردگي خداداد مي‌دهند. يک ماه پس از مصرف داروهاي تجويز شده که اثري روي وي نداشت، والدين خداداد که نگران سلامتي‌اش بودند، او را به تهران مي‌آورند تا پزشکان تهران نيز وي را ببينند و نسبت به بيماري او نظر بدهند. نظر پزشک معالج مبني بر مشکل حاد قلبي اين جوان بود. پدر خداداد او را براي درمان پيش دکتر عالي‌نژاد، متخصص پيوند عضو و پزشک متخصص قلب و عروق مي‌برد. اين پزشک به آنان مي‌گويد که تنها راه زنده ماندن خداداد پيوند قلب است! از آن جا که قلب عضو حياتي هر فرد زنده است و شرايط پيوند آن بسيار مشکل است، وضعيت دشواري را براي خداداد و خانواده‌اش به وجود مي‌آورد. خداداد پس از شنيدن اين موضوع، ديگر اميدي به زندگي نداشت. تنگي نفس، کاهش توانايي در راه رفتن، رنگ‌پريدگي چهره و مشکلات ديگر، از جمله تبعات مشکل قلبي وي بود. او بايد در ليست انتظار دريافت‌کنندگان قلب منتظر مي‌ماند تا قلب شخصي که دچار مرگ مغزي شده است و با شرايط او همخواني دارد، بر اساس اولويت اين ليست، به او پيوند شود. انتظار و دست و پنجه نرم کردن با مرگ، کابوسي بود که چندين ماه او و خانواده‌اش را دچار استرس کرده بود. ولي سرانجام دکتر عالي‌نژاد از شرايط يک جوان که دچار مرگ مغزي شده بود و با شرايط بيولوژيکي اين جوان همخواني داشت، خبردار شد و با خداداد تماس گرفت. او پس از اين عمل مدت يک سال تحت نظر بود. پيوند قلب با موفقيت انجام شده بود و بدن خداداد همانند روز اول کار مي‌کرد. او پس از اين عمل مي‌توانست به آسودگي نفس بکشد، حرکت کند، حتي بدود و با ديگران فوتبال بازي کند و همه اينها را مديون والدين جواني بود که دچار مرگ مغزي شده بود. اهداي اعضاي دو بيمار مرگ مغزي به 10 نفر زندگي دوباره بخشيد، اين عنوان خبري است که شايد بارها و بارها از رسانه‌ها شنيده باشيم که خانواده‌اي در يک اقدام خداپسندانه، اعضاي يکي از عزيزان‌شان را که دچار مرگ مغزي شده است، به ديگران اهدا کرده‌ و با اين کار آنان را از مرگ حتمي نجات داده‌اند و حياتي دوباره به كساني كه به دليل از كارافتادگي عضوي از بدنشان، زندگي را با رنج و مشقت فراوان مي‌گذرانند، بخشيده‌اند. اين اقدام ايثارگرانه به همت رسانه‌ها آنچنان در ميان مردم ما جا افتاده است که بنابر اعلام سايت اهداي عضو، روزانه 500 نفر در اين سايت ثبت‌نام مي‌کنند و تاکنون بيش از 120 هزار نفر کارت اهداي عضو خود را دريافت کرده‌اند، چرا که در سال 83 فقط 8/1 عضو هر فرد دچار مرگ مغزي به افراد پيوند مي‌شد، حال اينکه امروزه اين ميزان به 6/3 افزايش پيدا کرده است. اين موضوع مي‌تواند خبر مسرت‌بخشي براي کساني باشد که نگاه غمز‌ده‌شان به ليست پيوند اعضاست تا تلفن منزلشان به صدا درآيد و نويد فراهم شدن عضو مورد نظر را به آنان بدهد تا شايد با در اختيار گرفتن عضوي از شخصي ديگر، نگاهشان رنگ و بوي زندگي به خود بگيرد. نگاه سرشار از محبت اهداکنندگان عضواز سويي نگاه برخي از افراد به خانواده‌هايي که عضوي از فرد دچار مرگ مغزي را به شخص ديگري اهدا مي‌کنند، نگاهي از سر خسران است؛ چرا که تصور مي‌کنند علاوه بر اينکه يکي از افراد خانواده‌شان را از دست داده‌اند، فرد را دچار نوعي سلاخي و کاستي عضو نيز کرده‌ و دچار خسران شده‌اند. در حالي که برخلاف تصور اين افراد، وقتي با خانواده افراد اهدا کننده عضو صحبت مي‌کنيم، علاوه بر حزن از دست دادن يکي از اعضاي خانواده، ذوق سرشار حاکي از تپيدن قلب و زنده بودن عضوي از عزيزشان را در وجود شخص ديگري که زندگي را به وي بازگردانده است، شاهديم که در هم‌ آميخته و اشک را به چشم بيننده مي‌نشاند. آنان از اهداي عضو عزيزشان نه فقط ناراحت نيستند، بلکه آن را نوعي تجلي فرد مورد نظر و زندگي دوباره‌اش در وجود ديگر مي‌دانند، به طوري که در بسياري از ديدارها ديده شده است که فرد دريافت کننده عضو را به عنوان يکي از افراد خانواده خود پذيرا شده‌اند. نقش صدا و سيما در فرهنگ‌سازيبرنامه‌هاي مختلفي نيز در سال‌هاي اخير به کوشش سازمان صدا و سيما ساخته شد که سبب تغيير نگرش افرادي شد که عضوي از اعضاي خانواده‌شان دچار مرگ مغزي مي‌شد و «اهداي عضو، اهداي زندگي» يکي از آنها بود. در اين رابطه نقش صدا و سيما به عنوان رسانه‌اي که توانايي به تصوير کشيدن غم و حزن بيمار و شادي او پس از دريافت عضو را دارد، بسيار حائز اهميت است. فرهنگ‌سازي در اين باره با کمک فعاليت‌هاي هدف‌دار اين سازمان که به صورت مداوم و پيوسته انجام مي‌شود، همواره تأثيرات مثبت و نتايج شگرفي به دنبال داشته است که رشد اعضاي اهدا شده به افراد، نشان‌دهنده همين موضوع است. پيوند عضو در ميان مسلمانان براي نخستين بار در عصر تيموري انجام شد که در اين اقدام، بيني قطع شده شخصي را دوباره پيوند زدند. به دنبال اين اقدام، جهان غرب نيز به جراحي پلاستيک روي آورد. پيوند قرنيه در ايران طي سال 1314 نخستين پيوند عضو به شمار مي‌رود و به دنبال آن مي‌توان به پيوند کليه در سال 1347 اشاره کرد. پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، در سال 1372 نخستين پيوند قلب و کبد به کوشش دکتر حسين ماندگار و دکتر محققي در ايران انجام شد. در راستاي اين اقدام خداپسندانه، تاکنون بيش از 28 هزار پيوند کليه، 380 هزار پيوند قرنيه، 262 مورد پيوند قلب، 64 مورد پيوند لوزالمعده، 45 مورد پيوند ريه، دو هزار و 872 مورد پيوند استخوان و 38 هزار مورد پيوند پوست و استخوان در کشورمان انجام شده است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار