کد خبر: 393422
تاریخ انتشار: ۲۲ خرداد ۱۳۸۹ - ۱۹:۰۲


اگر سفر محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان به امریکا در فضایی صورت می‌گرفت که حمله اخیر رژیم صهیونیستی به کاروان امدادرسانان بین‌المللی غزه صورت نمی‌گرفت بی‌تردید معیارها و شاخص‌هایی که برای ارزیابی این سفر انتخاب می‌شد با فضا و انتظاراتی که پس از این حمله شکل گرفت فرق می‌کرد. به عبارت روشن‌تر اگر قبل از این حمله دستور و هدف سفر محمود عباس به امریکا و دعوتی که از وی به عمل آمده بود در جهت مأموریت محوله به جرج میچل نماینده ویژه اوباما در امور بحران فلسطین و پیشرفت‌های نسبی که وی پس از حدود یکسال و نیم تلاش و رایزنی بی‌وقفه در خصوص ایجاد مذاکرات غیرمستقیم میان تشکیلات خودگردان و تل‌آویو معنا می‌یافت اما فضای اعتراض‌آمیز ناشی از حمله ارتش صهیونیستی به کاروان آزادی و قتل عام‌سرنشینان کشتی ترکیه‌ای مرمره اولویت‌ها و انتظارات جدیدی را درباره این سفر ایجاد کرد. اگر در این فضا و از منظر اولویت‌ها و انتظارات حاصله از این حمله سفر محمود عباس به امریکا ارزیابی شود قطعاً این نتیجه حاصل خواهد شد که این سفر و نتایج آن نتوانسته است به انتظارات موجود پاسخ دهد، زیرا در حالی که پس از کشتار امدادسانان بین‌المللی ضرورت شکستن محاصره اقتصادی غزه بیش از پیش در جامعه جهانی احساس و بر آن تأکید شد اما در جریان سفر محمود عباس به غزه و در سخنرانی‌های وی یا مقامات امریکایی هیچ اظهار نظری که حاکی از توجه جدی دو طرف به این موضوع باشد دیده نمی‌شود. هر چند در جریان این سفر اعلام شد که امریکا 400 میلیون دلار کمک در اختیار تشکیلات خودگردان قرار خواهد داد که یک دهم یعنی 40 میلیون دلار آن به غزه اختصاص خواهد یافت اما آنچه مسلم است اینکه اولاً ارائه این کمک‌ها در چارچوب طرح پیشنهادی و اولویت‌های اعلام شده از سوی دولت نتانیاهو صورت می‌گیرد که در آن حل مسائل سیاسی فلسطین مفروض تلقی می‌شود و به جای آن بر توسعه اقتصادی تأکید می‌شود. همچنین تجربه نشان داده است که همواره بخش عمده‌ای از کمک‌های امریکا به تشکیلات خودگردان صرف رفع دغدغه‌های امنیتی رژیم صهیونیستی از طریق تقویت بازوهای امنیتی این تشکیلات شده است و کمک‌های اخیر نیز از این قاعده مستثنی نیست و بر همین اساس می‌توان پیش‌بینی کرد که در پی ارائه این کمک‌ها برخورد سرکوبگرانه تشکیلات خودگردان با نیروهای مبارز افزایش و تقویت خواهد شد. از طرف دیگر محمود عباس در جریان سفر به امریکا کاتولیک تر از پاپ شد و سخنانی در باره حق تاریخی یهودیان در فلسطین به زبان راند که شاید خیلی از صهیونیست‌ها هم تصور نمی‌کردند که به یک چنین امتیاز مجانی دست یابند. وی در این سخنان یهودیان را دارای حقوق تاریخی در فلسطین دانست و گفت: ‌«هرگز با حق ملت یهود نسبت به مالکیت خاک اسراییل مخالفت نمی‌کند و اسراییلی‌ها باید با مرزهای 1967به عنوان اساس مذاکرات موافقت کنند و امکان مبادله اراضی معینی یا ایجاد تغییرات جزئی مورد توافق دو طرف وجود دارد» این حمایت در شرایطی صورت می‌گیرد که رژیم صهیونیستی در چارچوب طرح تشکیل دولت خالص یهودی در پی اهداف جنگ‌طلبانه‌ای چون اخراج بیش از یک و نیم میلیون سکنه اراضی اشغالی 1948 موسوم به اسراییل و اخراج آنها به کرانه باختری و یا کشورهای عربی همجوار همچون اردن است و بنا بر این بیان یک چنین سخنانی می‌تواند از سوی رژیم صهیونیستی در حکم چراغ سبز تلقی شود و مسئولان این رژیم را به اجرا و عملی کردن این طرح به وسوسه بیندازد. با در نظر گرفتن این شاخص‌ها می‌توان گفت که سفر محمود عباس به امریکا نه تنها هیچ نفعی برای ملت فلسطین و احقاق حقوق تاریخی ان در پی نخواهد داشت، ‌بلکه بر عکس برخی توافق‌های صورت گرفته در این سفر می‌تواند موجب تشدید برخورد تشکیلات خودگردان با گروه‌های مقاومت شود و مانع از این شود که از فضای حاصله از کشتار امدادرسانان بین‌المللی غزه در جهت تقویت وحدت فلسطینی‌ها و تقویت آشتی ملی استفاده شود. از همه بدتر اینکه امکان دارد صهیونیست‌ها از اظهارات ابومازن در جهت عملی‌کردن تشکیل دولت خالص یهودی استفاده کند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار