کد خبر: 393270
تاریخ انتشار: ۲۲ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۹:۰۶
علی دارابی قائم مقام سازمان صدا و سیما طی یادداشتی تحلیلی نوشت:پس از ارتحال امام خمینی(ره) و به دنبال پایان یافتن جنگ تحمیلی و لزوم بازسازی و ترمیم خرابی های ناشی از جنگ و ساخت زیربناها به عنوان یک راهکار نجات‌بخش برای دهه دوم انقلاب و تا حدودی استقرار آرامش نسبی در کشور، آرایش جدیدی از نیروهای سیاسی با مرزبندی هایی متفاوت از انواع پیشین شکل گرفت که هریک داعیه طرح گفتمانی نوین در فضای سیاسی کشور داشتند. اولین گفتمانی که در این دوره هژمونی یافت، گفتمان سازندگی با دال مرکزی توسعه اقتصادی بود. در پرتو این گفتمان پیشرفت‌های قابل توجهی برای کشور حاصل گشت. اما گذشته از این توسعه‌طلبی‌ها و بازسازی‌ها، نکته حائز اهمیتی که می توان از آن به عنوان نقطه ضعف تامل برانگیز این گفتمان برشمرد، تکیه صرف بر توسعه اقتصادی و بی توجهی به "عدالت و معنویت " و به حاشیه راندن فرهنگ و آزادی بود.
در گفتمان سازندگی، حاکمیت مدل‌های توسعه اقتصادی از نوع تعدیل و شبیه‌سازی کاذب مناسبات اقتصادی کشور به مناسبات اقتصاد بازار و لیبرالی و توسعه مخرب خصوصی‌سازی دولتی، با هدف کاهش زنجیره کارگزاری دولتی و تصدی‌گری دولت، شوک جدی را بر حوزه فرهنگ وارد ساخت. بگونه‌ای که نظام ترجیحات ارزشی مردم و سبک زندگی عمومی متأثر از سبک زندگی بدنه مدیریتی و اجرایی کشور درست پس از کمتر از دو دهه از تحقق انقلاب و پیروزی در دفاع مقدس، دستخوش تغییرات جدی و فاصله گرفتن از مدل ایده‌ال و مطلوب انقلاب اسلامی و بنیانگذار جمهوری اسلامی گردید.
نهایتا جامعه به تدریج بی‌رغبتی خود را نسبت به ناکارآمدی گفتمان مذکور با رای قاطع خود اعلام نمود. به عبارتی دیگر گفتمان سازندگی به دلیل غفلت از ارزش‌های والای انقلاب (به ویژه در حوزه سیاست‌های اقتصادی) و نیروهای که در دوران حاکمیت گفتمان سازندگی در حاشیه قرار گرفته بودند، با بهره‌گیری از افکارعمومی و به‌خصوص طبقه متوسط جدید از گفتمان "اصلاحات "، حمایت کردند؛ به گونه‌ای که در دوم خرداد یی ، این گفتمان جایگزین گفتمان سازندگی شد.
در دهه سوم از انقلاب اسلامی مجددا این دولت بود که در تکرار اشتباه دولت قبلی‌اش تلاش خود را صرف این نمود که پرچمداری گفتمان‌سازی را در دست گیرد. آزادی، مشارکت مردم، انتخابات، انفتاح فضای سیاست خارجی و همچنین گسترش ارکان دموکراسی از جمله شعارهایی بود که در گفتمان موسوم به اصلاحات با دال مرکزی توسعه سیاسی مطرح گردید که اشکالات عدیده ای بر آن وارد بود. در این گفتمان، دین و معنویت به دلیل غلبه نوعی نگاه شبه سکولار ، به حاشیه رانده شد. در این دوره مقام معظم رهبری بارها بحث ضرورت توجه بر اصلاحات بومی و تفکیک آن از اصلاحات آمریکایی را به جریان حاکم گوشزد می نمودند. نهایتا پس از 8 سال گفتمانی که به دنبال مشارکت مردم در اداره امور بود، با رویگردانی و عدم رغبت مردم روبه رو گردید.
روند سیاست‌های متخذه در دوران اصلاحات، نشان داد جریان حامی گفتمان اصلاحات در قالب گروه‌های روشنفکری به تئوریزه کردن نظریات خود از جمله توسعه سیاسی، جامعه مدنی و گفتگوی تمدن ها می‌پرداخت و در حقیقت، ادامه دهنده رویکردهای گفتمان سازندگی بود. بدین ترتیب با عنایت به ناسازه‌های نظری در گفتمان اصلاحات زمینه رویگردانی جامعه فراهم گردید و اولین جرقه جدایی بدنه جنبش اجتماعی از این گفتمان در انتخابات دور دوم شوراهای اسلامی شهر و روستا زده شد. انتخابات مجلس هفتم نیز نقطه دیگری از تاریخ بود که خبر از جدایی بدنه اجتماعی از گفتمان اصلاحات داد، این روند در انتخابات نهم ریاست جمهوری در تیر ماه یییی تکمیل گردید.پس از یأس و ناامیدی مردم و دلسوزان نظام و انقلاب از عملکرد جنبش اصلاحات ، شهروندان به این نتیجه رسیدند که گروه حاکم و گفتمان اصلاحات با شعارهای توسعه سیاسی، قانون مداری و ایجاد جامعه مدنی قدرت لازم را برای پاسخگویی به خواست‌های اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی مردم ندارد و همین عامل زمینه را که از قبل نیز نشانه‌های آن هویدا شده بود برای پیروزی او و هژمونی گفتمان‌اش فراهم آورد.
احمدی نژاد قبل و پس از پیروزی در دو انتخابات نهم و دهم ریاست جمهوری بارها با تاکید بر ناکارآمدی نظام معنایی گفتمان‌های سابق به نقد دولت‌های سابق پرداخته است و با اصرار بر جنبه های منفی گفتمان های رقیب(سازندگی و اصلاح طلبان) تحت عناوینی از قبیل فساد، تبعیض، فقر، بی عدالتی، فاصله طبقاتی و همچنین ساختار شکنی از مفاهیم وایده آل های گفتمان های رقیب و تاکید بر وجود فاصله میان توسعه سیاسی و رفع فقر و رفع مشکلات اقتصادی و همچنین تاکید بر مترادف دانستن رشد اقتصادی دوران سازندگی با تبعیض و فساد و رانت و رانت‌خواری به بیان مفاهیم و نشانه‌های مورد نظر خود می‌پردازد. عناوین فوق را می‌توان در مواضع و نطق‌های تبلیغاتی محمود احمدی‌نژاد به وضوح مشاهده کرد. او با مطرح کردن عدالت اجتماعی به عنوان مشکل مرکزی (دال‌مرکزی) به مشکلات دیگر و مفاهیم دیگر در این گفتمان نقش و معنا داده و می‌دهد .او در حقیقت با دست گذاشتن بر روی عنصری که در گفتمان های سابق مورد غفلت قرار گرفته بود، به نظم معنایی دست زد که سایه خود را بر مسائل داخلی و خارجی گسترانیده بود. در نهایت با وجود نمایندگانی دیگر از طیف اصولگرایان احمدی‌نژاد توانست عرصه سیاسی اجتماعی را بدست گیرد و علت این امر را باید در چند نکته خلاصه کرد:
1- زیر سوال بردن گفتمان های رقیب و پر رنگ نشان دادن فقدان عدالت در گفتمان های رقیب در قالب بیان‌های قابل تفهیم و درک برای توده مردم.
2- اصرار بر وجود شکاف میان توسعه سیاسی و همچنین میان رشد اقتصادی دوران سازندگی با رفع مسائل و مشکلات واقعی مردم، به عبارتی دیگر اصرار بر ناتوانی توسعه سیاسی و رشد اقتصادی سازندگی در رفع مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم.
3- توجه ویژه و مخاطب قرار دادن طبقات محروم و مستضعف با ادبیات عدالتخواهانه.
4- تاکید بر این مساله که این مسائل و مشکلات (رفاهی و معیشتی) به راحتی قابل حل است و این کار تنها با قرار گرفتن مقوله عدالت اجتماعی (عنصر مغفول گفتمان های اصلاح طلبان و سازندگی) در متن کارها و تصمیم‌گیری‌ها امکان‌پذیر می‌باشد. با عنایت به این تفاصیل، مشخص می‌شود فقدان دالّ مرکزی عدالت در گفتمان‌های پیشین و تحول ارزشی که گفتمان عدالت بر پایه آرمان‌خواهی دایمی، آن را وارد عرصه مدیریتی کشور نمود سبب نوعی بازیابی هویتی و اندیشه‌ای جدید به سطح تفکر مدیریتی گشت.
اینکه آقای احمدی‌نژاد تا چه میزان توانسته است نسبت خود را با جریان اصولگرایی و شاخصه‌های آن در عمل حفظ کند و به آن وفادار باشد و اینکه درعمل چه میزان این شعارها و برنامه‌ها با رویکرد عدالت‌خواهانه تحقق یافته است، خود نیاز به بررسی جداگانه دارد. اما تکرار رفتار انتخاباتی مردم در رأی‌دهی به احمدی‌نژاد در دور دوم (انتخابات دهم) و افزایش مشارکت بی‌نظیر مردم در مقایسه با تمام انتخابات‌های بعد از انقلاب اسلامی (به استثنای رفراندوم جمهوری اسلامی) گویای آن است که مردم احمدی‌نژاد را حامل و سخنگوی گفتمان عدالت‌خواهانه شناخته‌اند و او نیز توانسته است تا حدود زیادی به میثاق‌های خود با ملت عمل کند. سخن آخر اینکه در این یادداشت در صدد نادیده انگاشتن تلاشها و کارنامه دولت‌های پیشین نبوده‌ایم و قصد ناجی درست کردن از دولت کنونی هیچ گاه مد نظر نبوده است، چراکه ارزیابی گفتمان دولت دهم و میزان و توفیق یا ناکامی آن موضوع دیگری است که در جای خود باید به آن پرداخت.
منبع :ویژه‌نامه همشهری به مناسبت سالگرد انتخابات دهم ریاست جمهوری (گذر از فتنه)
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار