
يكسال است كه از انتخابات رياستجمهوري ميگذرد. انتخاباتي كه در نوع خود بينظير بود. هم براي مردمي كه در چهارمين دهه از انقلاب خويش با وجود همه تحليلهاي رسانههاي بيگانه مبتني بر نبود انگيزه ملت ايران براي حضور در انتخابات آمدند و چنان حماسه بينظيري را رقم زدند و
40 ميليون رأي را بهصندوق نظام ريختند تا ثابت كنند پشتيبان انقلابي كه خميني كبير براي آنها به وديعه نهاده است، هستند و هم براي مدعيان دروغيني كه شعار قانونگرايي ميدادند ولي در بدترين شكل فضاي آنارشيسمي را در كشور دنبال كردند. انتخابات خرداد 88 از چند حيث حائز اهميت است و كالبدشكافي و بررسي آن ميتواند براي آينده مفيد باشد:
1ـ انتخابات سال گذشته نشان داد هيچگاه نبايد معيار خوب بودن و درخط انقلاب و نظام بودن را براي يك عده امري ثابت فرض كرد. اين انتخابات نشان داد چهبسا شخصي در جايگاه خواص در مقطعي مدافع سرسخت نظام باشد ولي با كمترين چالشي درمجموعه نظام، بهراحتي خود را از ريل انقلاب خارج كرده و آن مسيري را طي كند كه چه بسا ضدانقلاب جرأت طي كردن آن را نداشته است.
دعوت به شورش عليه نظام، توسل به هر دروغي براي ايجاد وجهه، نشست و برخاست با هر منحرف تابلوداري كه بارها امام راحل نسبت به آنها هشدار داده بودند و بسياري از رفتارهاي زشت ديگر در اين انتخابات از سوي كساني سرزد كه خود را در جرگه خواص انقلاب و نظام ميدانستند و تا ديروز دركوچه و برزن بهدليل برداشت مردم از همراهي آنها با انقلاب، مورد احترام بودند.
اگر تا ديروز تمجيد امام راحل را در مقطعي از تاريخ انقلاب نسبت به فردي ديده بوديم و به اين فراز كلام گهربار آن پيرخوش ضمير دقت نكرده بوديم كه «معيار حال افراد است» و «ممكن است در مقطعي من از كسي تعريف كرده باشم ولي...»، انتخابات خرداد 88 همچون آينه اين كلام امام راحل را پيشروي ما عيان نمود كه چه زيبا امام(ره) آينده را پيشبيني كرده بودند. رفتار موسوي و كروبي در انتخابات 88 بهويژه حوادث پس از آن و كشاندن جامعه به حد بحران، نشان داد خوب بودن و انقلابي ماندن هيچگاه امر ثابتي نبوده و نيست. آنها چه كردند كه منافقين سال 60 نكرده بودند. كشاندن مردم به كف خيابانها آنهم با دروغ تقلب در انتخابات، تخريب اموال مردم، سلب آرامش و امنيت جامعه، كشتن انسانهاي بيگناه و دهها جرمي كه منافقين در سال 60 انجام دادند در حوادث پس از انتخابات اتفاق افتاد. با اين تفاوت كه منافقين سال 60 با پيروزي انقلاب اسلامي و عدم تمكين امام راحل به خواستههاي غيرقانوني و نامشروع آنها و ايستادگي درمقابل آنها، بهدنبال بروز اين رفتارهاي خشونتآميز رفتند، ولي موسوي و كروبي پس از 30سال همراهي با انقلاب، آنجايي كه ديدند مردم رفتاري متفاوت از خواستههاي آنها بروز دادهاند، چهره از نقاب منافقانه بركشيدند و در مقابل نظام، انقلاب، رهبري و مردم ايستادند تا شايد يكبار ديگر پس از 30 سال يادآور رفتار و حركات منافقين سالهاي 60باشند.
2ـ اين انتخابات نشان داد دشمني كه 30سال با نظام اسلامي ايران از سرستيز وارد شده است و براي اين ستيز متوسل به ابزارهاي مختلف گرديده است، در دهه چهارم انقلاب نيز همان مشي و سياست را طي ميكند. با اين تفاوت كه تا ديروز حمله نظامي به طبس، شليك به هواپيماي مسافربري، تحريك رژيم بعث صدام و تحريمهاي اقتصادي مبناي اين رفتار بود و امروز با خيمه زدن در اردوگاه ياران ديروز انقلاب و هزينه كردن ميليونها دلار براي فعاليتهاي نرمافزاري و راهاندازي شبكهها و سايتهاي خبري همچون فيسبوك و تويتر، همان هدفي را دنبال ميكند كه 30سال پيش دنبال ميكرد. اين انتخابات نشان داد كه دشمن به كمتر از سرنگوني نظام اسلامي ايران قانع نيست. حالا اين سرنگوني ميخواهد توسط صدام، منافقين و... صورت پذيرد يا كساني كه سابقهاي در همراهي و خدمت به انقلاب دارند و امروز تيشه را برداشته و ريشه انقلاب را نشانه گرفتهاند. 3ـ انتخابات خرداد 88 ثابت كرد بههمان ميزاني كه دشمنان براي نابودي انقلاب و نظام اسلامي برآمده از آن كمر همت بستهاند، مردم در پيمودن راهي كه خميني كبير براي آنها ترسيم كرده است، مستحكمتر هستند. حوادث پس از انتخابات ثابت كرد هرچه ضدانقلابيون بيروني و دروني نظام بر تنور اغتشاشها و بحرانآفرينيها ميدمند، مردم در همراهي با انقلاب، نظام و رهبري استوارتر هستند. آنها حوادث تلخ روز قدس و عاشورا را آفريدند و مردم راهپيمايي دهها ميليوني در نهم دي و 22بهمن را رقم زدند. مردم نشان دادند نسبت به بسياري از كساني كه خود را درجرگه نخبگان و خواص جامعه ميپندارند، باهوشترند. اگر برخي خواص جامعه ترجيح دادند در شرايطي كه فتنه عميقي فضاي جامعه را فراگرفته است با سكوت خويش، درحاشيه امني قرار گيرند تا مبادا گرفتار شرايطي شوند كه ناچار به ابراز نظر شوند، مردم برعكس، آشكارا به صحنه آمدند و با صداي رسا از فتنهگري و فتنهگران ابراز انزجار نمودند و بيعت خود را با امام راحل و آرمانهاي آن پير فرزانه و خلف شايسته او رهبري معظم انقلاب اعلام نمودند.4ـ رفتار و عملكرد رهبر معظم انقلاب درجايگاه ولايت امر مسلمين و سكاندار انقلاب بزرگ خميني(ره) نشان داد كه در بدترين شرايط و كوران حوادث اين وجود با بركت رهبري است كه ميتواند كشتي انقلاب را از درياي پرتلاطم نجات دهد. جريان فتنه كه تلاش داشت بافشار به بخش تصميمگيري حاكميت، رهبري نظام را وادار به خواستههاي غيرقانوني و نامشروع نمايد - همچون اسفندماه سال 1382 كه حزب مشاركت و دولت اصلاحات با استراتژي تأخير در برگزاري انتخابات مجلس هفتم تلاش داشت مانع از برگزاري انتخابات مجلس شود ـ پس از انتخابات رياستجمهوري 88 نيز دريافت رهبري معظم انقلاب در هيچ شرايطي حاضر به كوتاهآمدن درمقابل اين زيادهخواهيهاي غيرقانوني نيستند و تنها مسير قانوني انتخابات را قبول دارند. قطعاً انتخابات خرداد 88، موجب تحكيم پايهها و اركان نظام ازجمله ولايت فقيه در ايران اسلامي گرديد. دركنار حوادث تلخي كه اين انتخابات داشته است، بسياري از دستاوردهاي مثبتي نيز حاصل شده است كه گذشت زمان، زواياي آن را روشن خواهد كرد. اگر تا ديروز موسوي و كروبي به بهانه پشتوانه مردم از آنها فراخوان براي تجمع ميدادند و بهنوعي تلاش داشتند افكار عمومي از همراهي جريانهاي تابلودار و ضدانقلاب داخلي و خارجي نسبت به آنها بياطلاع باشند، امروز شاهديم احزاب منحرفي همچون كومله، دموكرات، نهضت آزادي و پيكاريها به صراحت براي همراهي با موسوي و كروبي در راهپيمايي سالگرد انتخابات فراخوان ميدهند و سران فتنه نيز نهتنها اينگونه فراخوانيها را براي خود عيب ندانسته، بلكه براي يافتن پياده نظام، دست دوستي به روي آنها دراز كرده و با برگزاري جلسات مشترك خواستار اعلام موضع از سوي نهضت آزادي در همراهي با خويش ميشوند.