
به گزارش خبرنگار «جوان»، سوم خرداد جوانی با داد و فریاد گشت موتورسوار کلانتری 154 شهرک ولی عصر را از یک مورد سرقت مطلع کرده و لحظاتی بعد ماموران گشت کلانتری توانستند دو نفر از6 مردی را که به سرعت درحال فرار بودند دستگیرکنند اما 4 نفر دیگرفرار کردند.
جوان شاکی به نام «عبدالله» به ماموران گفت: این افراد او را به منزلشان در محله پاسگاه نعمتآباد کشانده و قصد سرقت کیف وی حاوی 65 میلیون تومان را داشتند.
با اعتراف متهمان به اسامی (سراج الدین- 43 ساله) و (ایگم -40 ساله) هر دو تبعه افغانی - کیف پول که در حین فرار در خرابههای اطراف پنهان کرده بودند، توسط ماموران کلانتری کشف شد. در ادامه، ماموران به همراه دو متهم و شاکی با ورود به منزل متهمان، تعداد زیادی کارتنهای خالی گوشی تلفن همراه، دو بسته جاسازی شده حدود 5/1 کیلویی شبیه مواد مخدر از نوع کراک را نیز کشف کردند.
بدین ترتیب پرونده برای رسیدگی تخصصی به پایگاه پنجم پلیس آگاهی فرستاده شد.
سراجالدین، یکی از دو متهم دستگیر شده در اعترافاتش گفت: «تا سال گذشته، مدتی به عنوان کارگر ساختمانی و چاه کنی برای «عبدالله» در استان فارس کار میکردم. اوایل سال 88 به تهران آمدم و مثل قبل در کارهای ساختمانی و چاه کنی و ... کارمی کنم. یکی از دوستانم که میدانست من در استان فارس برای یک نفر که آدم ثروتمندی بوده کار میکردم، پیشنهاد داد به بهانه پیدا کردن سکههای عتیقه طلا، او را به تهران بکشانیم. با «عبدالله» تماس گرفتم و گفتم چند روز قبل هنگام کندن چاه در اطراف تهران، سکه طلای قدیمی پیدا کردم و تا حالا هیچ کس از این موضوع خبر ندارد. چون در زمانی که برایت کار میکردم به من خیلی محبت کردی نمیخواهم این سکهها را به فرد دیگری غیر از خودت بدهم. اگر با پول نقد به تهران بیایی تمام سکهها را یک جا به تو میدهم. من وزن سکهها را به او گفتم و خواستم تا با صد میلیون تومان که خیلی کمتر از ارزش واقعی سکهها است بیاید. با هم قرار گذاشتیم و به آدرس ما آمد. من با 5 نفر دیگر از دوستانم منتظر او بودیم. به محض این که وارد اتاق شد یکی از دوستانم طنابی را که از قبل آماده شده بود دور گردنش انداخت. وقتی دیدیم خفه شده کیف پول را برداشته و از آنجا فرار کردیم اما نمیدانم چه شد که به محض خارج شدن از خانه با تعجب «عبدالله» را درحالی که فریاد میزد «آی دزد ... آی دزد ...» دقیقاً پشت سرمان دیدیم. مردم در کوچه و خیابان ما را دنبال کردند. در همان موقع یک موتور پلیس هم رسید و ما دو نفر را دستگیر کرد.
عبدالله، شاکی پرونده نیز گفت: «وقتی که طناب را دور گردنم دیدم و فهمیدم اینها قصد کشتنم را دارند در آخرین لحظه خودم را به مردن زدم. این افراد تا تراولها را در کیف و جنازه من را در کف اتاق دیدند دستپاچه شده و با عجله از آنجا فرار کردند. من هم بلافاصله دنبالشان راه افتادم و در کوچه دادوفریاد راه انداختم.
در مورد بستههای کراک با بررسی افسر پرونده، معلوم شد این دو بسته حاوی کشک بوده که به صورت ماهرانه تحت عنوان بسته کراک شبیهسازی شده است.
سرگرد محمد نظری رئیس مرکز اطلاع رسانی پلیس آگاهی تهران بزرگ گفت: با توجه به اینکه متهمان با تهیه سکههای تقلبی و تماس با شاکی قصد کشتن وی را داشته و از طرفی با کشف تعداد زیادی کارتنهای خالی گوشیهای تلفن همراه و همچنین دو بسته کراک تقلبی ؛ این احتمال وجود دارد که متهمان در اتهامات مشابه دیگری حتی منجر به قتل و ... ، دست داشته باشند که تحقیقات کارآگاهان در این خصوص ادامه دارد.
به گفته سرگرد نظری در چند سال اخیر موارد مشابهی مبنی بر پیدا کردن سکههای عتیقه در حفاریها و در نقاط مختلف کشور شنیده میشود اما آن چه در این گونه موارد حائز اهمیت است فعالیت برخی افراد سودجو و شیاد بوده که با پیشنهادات وسوسهانگیز خود موجبات کلاهبرداری، زورگیری و سرقت، آدمربایی، قتل و ... را فراهم میکنند که توصیه میشود افراد به اینگونه پیشنهادات توجهی نکنند.