
شوی لباس... مخصوص خانمهای شیکپوش.
این جمله روی یک کاغذ A6 نوشته شده و نام چند مارک خارجی در زیر آن نقش بسته است. یک شماره تلفن همراه نیز برای ارتباط با برگزارکنندگان و گرفتن نشانی وجود دارد.
قرار گذاشته میشود. دوشنبه ساعت 5 بعدازظهر، سعادتآباد... با خودم میگویم در این شهر ساختمانیهایی وجود دارد که از بیرون، خانه و از درون، فروشگاه هستند.
میگویند آنها فقط یک بار تبلیغ میکنند و پس از آن شماره مشتریان خود را نگه داشته و هر بار که سفارشات میرسند با یک تماس... نمیدانیم سفارشات از کجا میرسند، خودشان میگویند «اونور آب!» اما ما فکر میکنیم «زیرزمینهای تهران».
وقتی برای خرید به چنین اماکنی پا میگذارید باید بهترین و شیکترین لباسهایتان را به تن کنید. وقتی رفتید میفهمید این نصیحت چقدر ارزش داشت!
روی یک لباس مجلسی نوشته شده: 90000000 چند بار صفرها را میشمارم، اما شک دارم. میپرسم:«ببخشین، قیمتش...؟!»
و خانم جوان شیکپوشی که حال مرا درک کرده با لبخندی میگوید:«اون به ریال نوشته شده، نه تومن! البته فروخته شده!»
با خودم میگویم:«نه تومن؟! یعنی نه میلیون تومن؟! مگه پارچهاش چیه؟!»
یک پالتو پوست نظرم را جلب میکند. این بار سعی میکنم خودم را کنترل کنم. روی آن نوشته، 20000. مطمئنم که اشتباه نمیکنم، حالا که تا اینجا آمدهام میارزد، میخرم. نمیدانم چرا از جمهوری و حتی امامزاده حسن هم ارزانتر میفروشند. با سر به همان خانم اشاره میکنم و میگویم:«میتونم «پرو» کنم؟ بیست تومنه دیگه؟ به ریال نوشته نشده؟»
و با همان لبخند قبلی و نگاهی با معنی میگوید:«اون ایتالیاییه، پوست اصله مارک «VERSACA»، قیمتش هم بیست هزار یوروست میپوشید...؟»
به خانمهای دیگر که در حال براندازی لباسها و صحبت در مورد مارکهایشان هستند نگاه میکنم، در ذهنم به ضرب و تقسیم میپردازم که بیست هزار یورو چند تومان میشود. قیمت یورو را ندارم اما فکر میکنم چیزی حدود بیست و پنج میلیون تومان...!
به سمت در خروجی برمیگردم اما چنین وانمود میکنم که در حال نگاه کردن به ویترینها و کمدهای شیشهای هستم. طبقاتی شیشهای که درون آنها نمونههایی از کیف، کفش، لباس زیر و جوراب چیده شدهاند.
صدای زنها را میشنوم که آهسته پچپچ میکنند:«اینا جدیدترین مدلهای «ESCADA» هستن، خیلی شیکن...» و صدای همان خانم فروشنده که برای مادر و دختری توضیح میداد:«اگر فقط جورابشلواری رو میخواین میشه 93 یورو، تقریباً... تومن اما اگه با دامنی که دخترتون پسندیده بخواین، نزدیک هشتصد تومن میشه!»
و دخترک آهسته میگوید:«اگه مارکش «ROCHAS» باشه، میخوام...»
به لباسشها، مارکها، فروشنده و خریدارها نگاه میکنم.
اینجا چه خبر است؟
میلیونها پول برای تنپوشی که برای چند ساعت فخرفروشی پرداخت میشود و فردا روز از نو و روزی از نو...